کوتاه درباره «تیغ و ترمه»
فیلمی آماتور از یک فیلمساز تمام شده!
یکی از شگفتیهای سی و هفتمین جشنواره فجر، راه یابی فیلم «تیغ و ترمه» به بخش مسابقه این جشنواره است. فیلم جدید کیومرث پوراحمد، یک فیلمفارسی بدقواره با روایتی آماتور است. فیلمی که نشان میدهد سینما در ذهن و فکر این کارگردان، دیگر معنای واقعی ندارد. چون این أثر، شامل کنار هم قرار گرفتن قطعاتی ناجور در کنار هم هست؛ مثل یک ارکستر با سازهایی ناکوک است که هر کس ساز خودش را میزند.
فقط کافی است به شاهکار اتفاق افتاده در فیلمنامه این فیلماشاره کرد تا مشخص شود چه شده؛ کاراکتر اصلی فیلم، یعنی ترمه، متوجه میشود که شوهرش به وی خیانت کرده است. برای انتقام، تابلوهای نقاشی شوهرش را آتش میزند. ناگهان، داستان به سه ماه قبل برمیگردد و در ادامه، ماجرای درگیریهای ترمه با مادر و عمویش روایت میشود، بدون اینکه ربطی با قصه اول فیلم پیدا شود! در سرتاسر فیلم نیز، سکانسهای جدا و بیارتباط با روایت اصلی وجود دارد. مثلا در بخشی از فیلم، ترمه بعد از دیدن یک پسر دستفروش، با او صمیمی میشود و سیگارش را به او میدهد! اصلا معلوم نیست که چنین ماجرایی وسط فیلم چه میکند! از فیلمنامه بیدر و پیکر «تیغ و ترمه» که بگذریم، کارگردانی فیلم به قدری ضعیف است که حتی یک بازی یا موقعیت درست و سنجیده هم در فیلم نمیبینیم. کارگردانی به حدی سطح پایین انجام شده که فیلم تراژدی، از میانه تبدیل به یک طنز ناخواسته میشود! اتفاقا این وضعیت در سکانسهایی که قرار بوده تکاندهنده باشند رخ داده، مثل صحنههای مربوط به بهشت زهرا(س) که ناگهان لحن فیلم، ماورایی میشود و ترمه روح پدر فوت کردهاش را میبیند. همچنین در بخش فرودگاه و جایی که ترمه با مادرش درگیر میشود نیز چنین وضعیت رقت باری یافته است.
از نظر محتوایی نیز، با فیلمی به شدت ضدخانواده مواجه هستیم. سرتاسر فیلم را نفرت و جنگ اعضای یک فامیل فرا گرفته است. مشمئزکنندهترین وجه فیلم، فحاشی و کتک کاری یک دختر به مادرش است!
فیلم «تیغ و ترمه» تفکر «انسان گرگ انسان است» را به زبان جنسی ترجمه کرده است. طوری که همه در فیلم، به یکدیگر خیانت میکنند و هیچ کس از دیگری رحم و مروت نمیبیند!