به منظور توجیه یک طرح غیرکارشناسی
بیبیسی خط میدهد، مدعیان اصلاحات داستانسرایی میکنند
با وجود رد شدن طرح افزایش حداقل سن ازدواج از سوی کمیسیون حقوقی قضایی مجلس، کماکان فشار رسانههای فارسی زبان بیگانه همچون بیبیسی فارسی و عوامل نفوذی آنان برای افزایش حداقل سن ازدواج ادامه دارد.
سرویس سیاسی-
روز چهارشنبه (10دی ماه) روزنامهای که متعلق به یکی از ارگانهای جمهوری اسلامی است به این موضوع پرداخت. عکس یک همشهری کاریکاتوری است که در آن دختری در حال تاب سواری است و در کنار او روی یک صندلی مردی نشسته و روبروی آنها سفره عقدی پهن شده است! وانمودهسازی از یک طرح سفارشی از همین جا شروع میشود. روزنامه آرمان نیز در شماره روز پنج شبه (11بهمن) با عنوان «فقر مهمترین عامل کودک همسری» به این موضوع پرداخت. همه اینها در حالی است که این طرح با حضور کارشناسان از نهادها و مراکز مختلف در کمیسیون قضایی مجلس بررسی و رد شد، اما رسانه انگلیسی بیبی سی فارسی برای تصویب این لایحه پای کار آمد و در داخل نیز نشریات زنجیرهای به این طرح با نام فریبنده «کودک همسری» پرداختند.
وقتی به متن گزارش همشهری مراجعه میکنید میبینید که تمام تلاش این گزارش آن است که براساس چهار داستان به مخاطبانش بقبولاند که طرحی که در مجلس رد شد طرحی نیکو بوده و باید چنین طرحی در کشور به تصویب برسد. حال آنکه عمده مشکلاتی که در گزارش همشهری آمده مسایلی است که اتفاقا در ازدواجهای سنین بالا بیشتر مشاهده میشود.
پس از تصویب فوریت طرح مذکور در 4 مهر 97 در صحن علنی مجلس این طرح برای بررسی تخصصی به کمیسیون حقوقیقضایی مجلس ارجاع داده شد. برمبنای طرح اصلاح ماده 1041 قانون مدنی مبنی بر افزایش حداقل سن ازدواج، سن ازدواج در دختران 16 سال تمام شمسی و در پسر 18 سال تمام شمسی در نظر گرفته میشود. عقد ازدواج بین 13 تا 16 در دختران و 16 تا 18 در پسران منوط به اذن ولی و رعایت مصلحت و تشخیص دادگاه است. نیاز به ازدواج، مسئلهای فطری و تابع تمایلات و دیدگاههای فردی است که این مسئله منجر به تفاوت در احساس نیاز افراد به همسرگزینی در سنین مختلف میشود. به همین دلیل تعیین یک زمان مشخص برای ازدواج تمام انسانها با فطرت و نیازهای بشری سازگار نیست.
کودکی شامل چه سنینی است؟
اگر به چند نمونهای که توسط این طیف به عنوان مصداق معرفی شده مراجعه کنید خواهید دید که پای کودکی در میان نیست. یعنی بطور کامل آشکار بیبی سی و برخی همراهانش در داخل کسانی را در طیف کودک قرار دادهاند که در آغاز سنین جوانی یا نهایتا در نوجوانی قرار داشتهاند و از قضا طبق آمار ثبت احوال موفقترین ازدواجها همانهایی هستند که در این سن انجام شدهاند. ضمنا موافقان این طرح بحث «اجبار در ازدواج» را با این طرح عجین میکنند که در این باره باید گفت که این موضوع یعنی اجبار در ازدواج در هر سنی مذموم است و آنچه بر کل اطلاق میشود را نمیتوان به عنوان ویژگی یک بخش نامید.
اینکه برای برخی حقوق افراد سنی در جامعه تعیین شود کاملا طبیعی است. مثلا برای اینکه افراد بتوانند گواهینامه بگیرند و رانندگی کنند باید سنی تعیین شود یا برای برخی امور دیگر اما تعیین سن برای ازدواج آیا معقول و پذیرفتنی است؟ در کشور ما براساس فرهنگ دینی- ملی ما که کاملا در هم عجین هستند و از ابتدا نیز متجانس بودهاند ما دورهها را به این ترتیب تقسیمبندی میکنیم: کودکی، نوجوانی و جوانی. ضمن آنکه رسیدن به بلوغ جسمی در افراد متفاوت و فاصله این تفاوت در بلوغ فکری بسیار بیشتر است.
یکی از چیزهایی که حامیان این طرح مدنظر قرار دادهاند این است که قبل از سنین مورداشاره در طرح افراد بلوغ فکری ندارند و انتخابهای آنان برای ازدواج احساسی و غلط است!
روزنامه همشهری هم در گزارش دیروز خود چهار داستان تعریف میکند. در دو داستان از آن چهارتا اجباری در کار نبوده برای ازدواج. در یکی از این داستانها ظاهرا یک دختر تهرانی در حال بازگویی داستان زندگی خود است. او میگوید که در اوایل مطرح شدن رسانههای تعاملی (وی چت) با دیگر دوستان خود به کتابخانهای میرفتند و در آنجا با پسری که 4سال از او بزرگتر است دوست میشود. سپس در ادامه قصه راوی میگوید که عموی من ما دوتا را در خیابان میبیند و به خانواده من میگوید.
نام فریبنده و قصهگویی
برای طرح خاکستری
از اینجا به بعد قصه همشهری جالب میشود. مادر راوی میگوید: یا باید از هم جدا شوید و یا ازدواج کنید! و این گونه آن دو تصمیم به ازدواج میگیرند. اما نکتهای در ادامه هست که گویا نویسندگان همشهری زیاد به آن دقت نکردهاند. همشهری (ظاهرا) از قول او در ادامه نوشته: «ما بعد از مخالفت شدید[!] هر دو خانواده با هم ازدواج کردیم.» قبل از این ازدواج از سوی مادر دختر سفارش شده بود و اما در ادامه هر دو خانواده مخالف ازدواج آنها معرفی میشوند.
از این نکته که بگذریم نگاه سطحی نویسندگان همشهری بیشتر از هر چیز دیگری آزاردهنده است. به رغم این داستان با تناقضهای مورداشاره اگر چیزی شبیه به این هم رخ دهد ایراد از ازدواج این دو با هم است یا ایراد در نوع ارتباطگیری آنها است؟! جالب آنکه در ادامه راوی میگوید اگرچه ما به اصرار خودمان ازدواج کردیم اما پدر و مادر من مقصر هستند چرا که «به جای آنکه ما را سریع[!] به عقد هم دربیاورند میتوانستند بگذارند یک دورهای نامزد[!] باشیم و کمک کنند که هم را بشناسیم.» والدین پسر و دختری که به شدت مخالف ازدواج آنها با هم بودهاند چنین به سرعت آنها را به عقد هم درآورده اند! و این در حالی است که معمولا خانواده فاصلهای را در نظر میگیرند.
آمار چه میگوید؟
نکته قابل تامل دیگری که در گزارش همشهری دیده میشود این است که چهار قصه به دقت انتخاب (یا پی ریزی شدهاند) یکی به اجبار ازدواج کرده، یکی خودخواسته، یکی ممتنع بوده یعنی اصلا نه مخالف بوده و نه موافق و هیچ تصوری نداشته، دیگری تحت تاثیر فرهنگ غالب در منطقه خود ازدواج کردهاما نکته مشترک همه آنها این است که همه پس از ازدواج در سنین نوجوانی یا آغاز جوانی دچار پشیمانی و زندگی ناخوشایند شدهاند. اما این چقدر با آمار هماهنگ است؟ ضمن آنکه سن کاراکترهای قصههای همشهری در زمان ازدواج چقدر با تصویر صفحه نخست و ادعای «کودک همسری» همسویی دارد؟این ادعای همشهری در حالی است که طبق آمار ثبت احوال کمترین حد طلاق در ازدواجهایی است که در سنین نوجوانی یا آغاز جوانی صورت گرفته است.
ضمن آنکه باید گفت ازدواج به اجبار نه تنها در سنین مذکور بلکه در هر سنی مذموم است. این در حالی است که پیامبر اکرم(ص) وقتی خواستگارانی برای حضرت زهرا (س) میآمدند آن را با آن حضرت مطرح میساخته تا آنکه خواستگاری حضرت علی(ع) را به آن حضرت میگوید و از سکوت و عدم مخالفت آن حضرت به رضایتش برای این ازدواج پی میبرد.
هدف بیبیسی
از پیگیری افزایش حداقل سن ازدواج
به نظر میرسد که سناریوی رسانههای بیگانه درکشور، کنترل جمعیت و افزایش فساد جامعه از طریق کاهش تمایل افراد به ازدواج و افزایش سن ازدواج آنها است. مثلاً در گزارش شبکه بیبیسی با عنوان «برای اولین رابطه جنسی چه سنی مناسب است؟» به موضوع افزایش حداقل سن ازدواج پرداخته که در بخشی از این گزارش درباره یکی از کشورهای غربی آمده است: «بیش از یک سوم زنان و یک چهارم مردانی که در سنین نوجوانی یا اوایل بیست سالگی اولین رابطه جنسی را برقرار کردهاند میگویند که بعدها احساس کردند که سنشان برای این کار مناسب نبوده و زود بکارت خود را از دست دادهاند.» این در حالی است که بزرگتریناشکال، در تطبیق این اظهارات با موضوع ازدواج است. کسانی که از این موضوع سخن گفتهاند از یک رابطه حرف به میان آوردهاند و این با ازدواج که پیوندی دائمی میان دو فرد است کاملا متفاوت است. ادبیات استفاده شده در گزارش بیبیسی با اصول فرهنگی و اعتقادی جامعه ایرانی سازگاری ندارد، چرا که در این گزارش بیبیسی به جای استفاده از واژه ازدواج از مفهوم رابطه جنسی بهره برده است.
همچنین این رسانه بیگانه پس از رد طرح در کمیسیون حقوقی قضایی مجلس در یک گزارش دیگر با عنوان «هشداری تازه درباره افزایش میزان ازدواج کودکان در ایران» آورده است: «سازمان ملل متحد ازدواج در کودکی را نقض حقوق بشر میداند، به خصوص که ازدواج در کودکی میتواند به بارداری در کودکی بینجامد و جان مادر و نوزاد را به خطر بیاندازد».
این در حالی است که طاهره لباف، متخصص زنان و زایمان درخصوص خطرات بارداری زنان زیر 18 سال معتقد است که: «با کامل شدن بلوغ جنسی دختران، ازدواج برای آنها بلامانع است و خطر بارداریهای زیر ۱۸ سال از نظر علمی ثابت نشده است، اگرچه که این افراد باید آگاهیهای بیشتری نسبت به وضعیت سلامت خود داشته باشند. بیماریهای عفونی در دوران بارداری ربطی به سن بارداری ندارد و عوامل دیگری مانند روابط آزاد از علل آن است».
در همین راستا، بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی اعتقاد دارند که افزایش حداقل سن ازدواج سبب میشود که دختران و پسران در زمان احساس نیاز نتوانند از مسیر قانونی ازدواج کنند و برای رفع نیاز غریزی خود، دچار انحراف اخلاقی میشوند. بنابراین محدودیت سنی برای ازدواج افراد با آسیبهای اجتماعی فراوانی همراه خواهد بود. با توجه به مطالب مطرح شده این حجم از پیگیری رسانههایی همچون بیبیسی فارسی، اهمیت دقت نظر در این حوزه را دوچندان میکند.