چهار دهه و چهار موج حمله
سید میکائیل حسینی ماهینی
در آستانه پایان چهارمین دهه عمر نظام و انقلاب اسلامی ایران و شدتیابی عناد و دشمنیهای خصمانه دشمنان خارجی و داخلی با این انقلاب، ضرورت بازخوانی اقدامات و تهدیدات این چهار دهه علیه کشور و نظام بیش از پیش برجسته شده است و در همین راستا بر آن هستیم تا مطالعهای اجمالی و کلی بر این تهدیدات و خدعههای جبهه استکبار و ایادی داخلی آنها به تفکیک چهار دهه داشته باشیم.
اگر عمر جمهوری اسلامی ایران را به چهار دهه شصت، هفتاد، هشتاد و نود تقسیم کنیم، چهار موج تهدید و حمله در ابعاد مختلف علیه ایران را میتوان تصویر کرد.در دهه شصت در بعد امنیتی شاهد فعالیتهای تروریستی از درون توسط گروههای چپگرای تروریستی نظیر منافقین خلق، فرقان، چریکهای فدایی و غیره و همچنین حمله نظامی عراق از بیرون جهت پرس نظام در راستای استراتژی قیچی دولبه هستیم که تنها یکی از آنها میتوانست هر نظام نوپایی را از پا دربیاورد. در بعد فرهنگی شاهد یک حرکت خزنده در زمینه انتشار آثار مکتوب و نشر ارزشهای سرمایهداری و لیبرالیستی هستیم. نشر اولین ترجمههای آثار هانا آرنت و پوپر در ایران در این دهه اتفاق میافتد که در دوران پهلوی خبری از این آثار بجز چند نمونه محدود نبود و به یکباره پس از انقلاب تا پایان دهه شصت شاهد تکثیر گسترده این آثار ضد انقلابی که هر فعالیت اجتماعی علیه جبهه لیبرال سرمایهداری را آنارشیطلبانه قلمداد میکرد میباشیم. انتشار گسترده و مشکوک این آثار را نمیتوان بدون فرضیه رخنه و نفوذ فرهنگی ارزیابی نمود. احتمالا چهرههایی نظیر عبدالکریم سروش در این دوران که در زمینه فرهنگی فعال شده بودند، میتوانستند نقشی را در این باره خواسته یا ناخواسته ایفا نمایند. محاصره اقتصادی و موج اول تحریمهای آمریکا علیه ایران در این دهه و مشخصا سال ۵۹ آغاز میشود.
در دهه هفتاد در بعد سیاسی شاهد تعمیق انشقاق و دو دستگی سیاسی که در دهه شصت بروز کرده بود هستیم. در این دهه استراتژی فتح سنگر به سنگر نظام در بعد سیاسی و حکومتی مطرح شد که در این راستا مراکز دموکراتیک نظام از مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر تهران تا قوه مجریه به دست نیروهای طیف چپ و اصلاح طلبان افتاد. بعد از ناکامی در فتح مجلس خبرگان در سال ۷۷، فتنه سال ۷۷ کلید خورد که منجر به فتنه سال ۷۸ و غائله کوی دانشگاه و روزنامه سلام شد. فتح سنگر به سنگر نظام در بعد امنیتی شامل سوراخ کردن چتر اطلاعاتی و امنیتی نظام یعنی رخنه در وزارت اطلاعات بود.
سناریوی قتلهای زنجیرهای که به تعبیر رهبر انقلاب نمیتوانست یک سناریوی خارجی نباشد استعفاهای دستهجمعی و همچنین قضیه ترور حجاریان و حمله به سپاه پاسداران به بهانه مضحک استفاده شخص عملکننده از موتورسیکلت شبیه به موتورهای سپاه و همچنین غائله کوی دانشگاه و هدف قرار دادن حیثیت نیروی انتظامی همگی در راستای تضعیف چتر امنیتی نظام در این دهه صورت پذیرفتند.
در بعد فرهنگی نیز دهه هفتاد دهه شبههپراکنیهای بیامان علیه مبانی انقلاب و اسلام و ورود عناصر روشنفکری به فضای رسانهای کشور میباشد که منجر به پرورش یک جریان لیبرال مسلمان شد که مستقیما حمله فکری به انقلاب و اصل تئوری ولایت فقیه را در دستور کار داشت شد. جامعه هدف در این دهه عموم مردم و خصوصا طیفهای دانشگاهی و فرهیخته کشور
هستند.
اوایل دهه سوم کشور شاهد فتنه تحصن و استعفای دستهجمعی نمایندگان مجلس بود. فتنه مجلس ششم با هدف تضعیف پایههای مشروعیت نظام اولین چالش امنیتی و سیاسی کشور در این دهه بود. سالهای ۸۴ و ۸۵ اما به دلیل تغییر آرایش سیاسی کشور، رو به پایان بودن دولت اصلاحات و اختلافات داخلی این جبهه و تشکیل دولت نسبتا راستگرا در این سالها، سالهای آرامش جریان انقلابی بود. در نیمه دوم این دهه اما در بعد امنیتی شاهد جنگ علیه بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی یعنی حزبالله و حماس توسط رژیم صهیونیستی هستیم که با پیروزی متقن محور مقاومت به پایان رسید. اغتشاشات داخلی و فتنه سال ۸۸ نیز مشخصا توسط جریانات خارج نشین و همکاران و همیاران داخلی معارضین انقلاب اسلامی رهبری و اداره میشد، با هدف براندازی صورت گرفت که تشدید تحریمهای اقتصادی از نتایج این فتنه بود.
ترور دانشمندان هستهای نیز در دهه هشتاد آغاز گردید و حمله سایبری استاکس نت به مراکز هسته ای کشور نیز باید به لیست چالشهای امنیتی ایران در این دهه اضافه شود. در بعد فرهنگی شاهد رخنه مجازی در اذهان و قوتگیری و فراگیر شدن ماهواره در ایران هستیم. که مستقیما رسانهها را بصورت تجمیع شده وارد منازل ایرانیان کرد.
دهه نود اما دهه تهدیدات و حملات همه جانبه و کمپلکس تهدیدات دهههای قبل است. در این دهه در بعد امنیتی ایران وارد دالان جنگهای منطقهای و استراتژی بالکانیزه کردن منطقه خاورمیانه میشود و تروریزم بنیادگرایانه وهابی مشخصا ایران را هدف قرار میدهد و سعی در خلع اتحاد از محور مقاومت و از کار انداختن تواناییهای نظامی و کریدور امنیتی ایران در خاورمیانه و تقلیل عمق استراتژیک ایران در منطقه دارد. تلاش برای خنثی کردن و حذف مولفههای قدرت ایران از جمله انرژی هستهای و قدرت موشکی نیز از دیگر برنامههای امنیتی علیه ایران بود که بخش هستهای آن از طریق انعقاد توافق هستهای برجام و نقض صریح آن توسط دولتهای اوباما و ترامپ منجر شد.
در بعد بینالمللی نیز تشدید فشار دیپلماتیک و تلاش برای تضعیف توان سیاسی ایران و قدرت بازیگری و چانهزنی ایران از طریق فضاسازیهای سیاسی در دستور کار قرار میگیرد. در بعد اقتصادی اعمال تحریمهای پیچیده چند وجهی و هوشمند از قبیل یوترن، کاتسا، تمدید ایسا و غیره به کمک جنگ ارزی علیه ایران آمده تا با تغییر راهبرد تحریمی ایران از تحریمهای فراگیر به تحریمهای هوشمند و دامنهدار کشور را دچار بحران جدی اقتصادی نماید که تحریم بانک مرکزی که منجر به تحریم کل نظام بانکی و مالی کشور میشود از نمونههای آن است.
دامن زدن به فتنههای قومی، مذهبی و رادیکال و همچنین شورشهای اعتراضی رادیکال سال ۹۶ که مستقیما مورد حمایت منافقین قرار گرفت، نیز در بعد امنیتی قابل ارزیابی است. همچنین حملات تروریستی در داخل ایران از پایتخت تا چابهار و اهواز و بلوچستان و تشدید ناامنیهای مرزی و حاشیه ای ایران در جهت امنیتزدایی از شهروندان ایران در درونیترین لایههای امنیتی کشور در حوزه امنیتی قابل گنجایش
است.
ختلال در کادرسازی علمی کشور از طریق نفوذ در دستگاههای مدیریتی این عرصه نیز از دیگر تهدیدات جدی این دهه و تضعیف توان علمی و فناورانه ایران است و بطور کلی نفوذ و رخنه از برجستهترین تهدیدات علیه دستگاههای اجرایی کشور در این دهه است که منجر به بازداشت و محاکمه عناصر زیادی در ارکان مدیریتی کشور و یا مشاوران و نزدیکان مسئولین کشور از جمله هما هودفر، نزار زاکا، سیامک و محمدباقر نمازی، جیسون رضائیان، کاووس سیدامامی، مهدی هاشمی و غیره میشود. تهدیدات مدرن جغرافیایی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود از قبیل بارانزدایی و غیره نیز در این دهه بروز کرد که مقابله با آن در دستور کار سازمان پدافند غیرعامل و سایر دستگاهها قرار گرفت که بارورسازی ابرها از نتایج مطلوب آن توسط سپاه پاسداران در این دهه میباشد. همچنین عملکرد دولت در داخل نیز سبب تشدید محرکهای خارجی و افزایش تاثیرات آنها در این دهه شده است که منجر به تضعیف پایگاه اجتماعی دولت فعلی نیز شده است.
و اما سال ۱۳۹۸ که سر رسید پروژه ۲۰۲۰ علیه ایران است به فرموده رهبر انقلاب سالی است که «دشمن شاید برای آن نقشه کشیده باشد» و نیازمند هوشمندی دستگاههای امنیتی و اجرایی و همچنین تودههای مردم است چنین فتنهای در صورت بروز میتواند ابعاد گوناگون بینالمللی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی را در بر داشته باشد که البته چونان گذشته به برکت اسلام و خون شهدا إن شاءالله این فتنه را نیز در صورت بروز پشت سر خواهیم گذاشت و ملت غیور ایران پوزه دشمنان این انقلاب را به خاک خواهد مالید.
در پایان لازم به ذکر است که در این مجال صرفا توانستیم بخشی از توطئهها و تهدیدات نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران را پوشش دهیم و همچنین شایان ذکر است که انقلاب اسلامی و ملت ایران با توکل و برکت خداوند همه آنها را پشت سر گذاشتند و به سلامت به راه خود ادامه میدهند و فرصتهایی که از این تهدیدات برای جمهوری اسلامی ایران بوجود آمدند از الطاف خفیه الهی هستند که مکر وحیله دشمنان را به خودشان بازگرداند.