کد خبر: ۱۵۲۷
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۸
نشست خبري مديران خانه شاعران براي صندلي‌هاي خالي!

قزوه: آنها تعلقي به مشکلات صنفي ندارد

پس از افشاگري‌هاي عليرضا قزوه درباره انحصارطلبي و رانت‌خواري در خانه شاعران، اعضاي هيئت مديره اين تشکل شبه صنفي اقدام به برگزاري نشستي خبري نموده و اعلام کردند که قصد دارند از قزوه شکايت کنند.
پس از افشاگري‌هاي عليرضا قزوه درباره انحصارطلبي و رانت‌خواري در خانه شاعران، اعضاي هيئت مديره اين تشکل شبه صنفي اقدام به برگزاري نشستي خبري نموده و اعلام کردند که قصد دارند از قزوه شکايت کنند.
به گزارش خبرنگار کيهان، پس از صحبت‌هاي قزوه، اين شاعر متعهد انقلاب درباره نقش سياسي هيئت مديره خانه شاعران، اين هيئت نشستي خبري برگزار کردند و به قزوه پاسخ دادند. اما نشست خبري سهيل محمودي، ساعد باقري و فاطمه راکعي بدون استقبال رسانه‌ها برگزار شد و طبق عکسي که توسط خبرگزاري خبرآنلاين از اين نشست منتشر شده است، تنها چهار خبرنگار، صحبت‌هاي هيئت مديره خانه شاعران را شنيدند! هيئت مديره خانه شاعران همه صحبت‌هاي عليرضا قزوه عليه خود نظير گرفتن بودجه 100 ميليوني و فتنه‌آفريني و ... را تکذيب کرده و گفتند که قصد شکايت از آن شاعر را دارند.
صحبت‌هايي که واکنش قزوه را در پي داشت. قزوه در يادداشتي در وبلاگ خود خطاب به اعضاي هيئت مديره خانه شاعران نوشت: نمي‌دانم يادتان هست يا نه که اساسنامه خانه شاعران را من و يک نفر ديگر نوشتيم در خانه مشفق کاشاني در حدود شايد پانزده، بيست سال قبل. نيت‌مان نيت خيري بود که کاري کنيم براي شاعران انقلاب به‌خصوص آنان که مشکلات مالي دارند و نمي‌توانند کتابشان را حتي چاپ کنند. بسياري‌شان سرپناهي ندارند و شغل و بيمه‌اي نيز هم. آن وعده‌ها تا هنوز جامه عمل نپوشيده و خانه شاعران ايران همان طور که خودتان و ديگران هم مي‌دانيد در اصل تعلق خاطري به مشکلات شاعران ندارد و در راستاي برطرف کردن مشکلات صنفي شاعران گام برنمي‌دارد.در جريان انتخابات سال 88 هم عملا اين خانه مشارکتي جدي در جريانات سياسي روز داشت و عملا به دفاع و شعرگفتن براي جريان راه سبز  تبديل شد، در صورتي که اين خانه آمده بود تا مشکلات معيشتي شاعران را حل کند...  با رفتن قيصر هيچ اتفاق تازه‌اي در انجمن نيفتاد. حتي جناب محمدرضا عبدالملکيان هم به دليل بسته بودن دايره فعاليت‌تان و عدم انتخابات آزاد خود را ماه‌هاست که از شما کنار کشيده و ديگر به خانه شاعران نمي‌آيد. افرادي را هم که شما مدنظر داريد به حلقه کوچک مديريتي خود اضافه کنيد اکثرشان افرادي پير و بي‌تحرک و به دور از ماجراي مشکلات شاعران هستند و برخي‌شان کساني هستند که بيش از دو دهه است که اصلا شعري نگفته‌اند و کتابي منتشر نکرده‌اند. به عنوان يک شاعري که در متن جامعه زندگي مي‌کنم و با شاعران بسياري ارتباط دارم هر روز بسياري از شاعران جوان جوياي کار و داراي مشکلات بسيار به سراغم مي‌آيند و حواله کردن آنان به خانه شاعران و انجمن شاعران ايران هم صدالبته کار بيهوده‌اي است زيرا که بارها آنها را به شمايان حواله داده‌ام و هرگز پاسخي و حتي همدلي نيز دريافت نکرده‌اند. کاش يک بار در همه اين سال‌ها تلفني هم به من مي‌زديد و دعوتي مي‌کرديد و مي‌گفتيد بياييم ساعتي کنار هم بنشينيم و براي مشکلات بي‌اندازه اين همه شاعر جوان و پير و تهراني و شهرستاني کاري کنيم. سراغ چاره‌اي باشيم. به تنهايي اين همه سال بسياري از مشکلات شاعران را با نامه نوشتن به اين و آن و عجز و التماس از اين مقام و آن مقام حل کردم در حالي که شما مشغول انتخابات جناح سياسي اين و آن بوديد.
قزوه در بخش ديگري از اين يادداشت آورده است: در جريان فتنه سال 88 به تنهايي بيش از پنج هزار فحش و ناسزا از اين و آن خوردم که هنوز همه آن يادداشت‌هاي پر از لطف و مهر را دارم و خوشوقتم که در ميان آنها فرزندان برخي از شما نيز مرا با الفاظ رکيک نواختند. (اگر خواستيد بفرماييد اصل فحش‌ها را خصوصي برايتان بفرستم). به هر حال در هفته‌هاي اخير هم نوازش‌هاي چندي از سوي برخي از شما بزرگواران چه در اخبار خبرگزاري‌ها و چه در نشريه مهرنامه به بنده و حوزه هنري که من مسئول ادبي آن هستم نثار شد و من هم درست در روزي که سالگرد شاعري آزاده و معلمي دردکشيده از نسل بچه‌هاي مستضعف انقلاب بود بغضم ترکيد و اشاره‌اي به کساني کردم که در کمال آزادگي و سادگي اتهام شاعر دولتي بودن را نثارشان مي‌کنند.
 وي در پايان يادداشتش به هيئت مديره خانه شاعران تأکيد کرد: مي‌ماند ماجراي اساسنامه خانه شاعران و مشکلات صنفي شعرا که من از اين يکي کوتاه نمي‌آيم. اگر من و شما دغدغه بزرگي نداريم و اين همه مشکلات را نمي‌بينيم بياييد محترمانه اين خانه چندين و چند ميلياردي را با تمام بودجه‌هايش به کساني که دغدغه‌هاي بزرگتري از من و شما دارند بسپاريم. به اين مي‌گويند عمل خداپسندانه. مي‌دانم که پشت گوش نمي‌اندازيد.