بررسی دلایل تغییرات گسترده در کابینه سعودی
از استراتژی تثبیت قدرت تا بازگشت به سیاست سنتی
پادشاه عربستان با صدور فرمانی تغییراتی را در کابینه این کشور ایجاد و برخی مقامات و شاهزادگان سعودی را نیز بر کنار کرد. در روند تغییر ساختار کابینه و شورای امور سیاسی و امنیتی عربستان، عادل الجبیر وزیر خارجه برکنار و ابراهیم العساف به عنوان جانشین وی انتخاب شد. العساف وزیر اقتصاد و دارایی عربستان بود که دو سال پیش در جریان اقدامات بن سلمان با عنوان مبارزه با فساد برکنار شد. الجبیر به عنوان وزیر مشاور در امور خارجه تعیین شد. عادل الجبیرپس از برکناری از ملک سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان و محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور به خاطر صدور دستور برکناری وی از سمت وزیر خارجه و تعیین او به عنوان وزیر مشاور در امور خارجه قدردانی کرد.
عبدالله بن بندر نیز به عنوان وزیر گارد ملی عربستان و ترکی الشبانه به عنوان وزیر اطلاعرسانی عربستان معرفی شدند. همچنین ترکی آل الشیخ از ریاست سازمان ورزش عربستان برکنار شد. شاهزاده فیصل بن خالد، امیر منطقه عسیر نیز از سمت خود برکنار و به عنوان مشاور دفتر سلطنتی انتخاب شد و شاهزاده ترکی بن طلال جانشین او به عنوان امیر منطقه عسیر شد. محمد بن نواف بن عبدالعزیز بن آلسعود، سفیر عربستان در لندن نیز در جریان این تغییرات برکنار شد. همچنین محمد بن صالح الغفیلی، مشاور امنیت ملی از سمت خود برکنار و مساعد بن محمد العیبان، به عنوان جانشین وی انتخاب شد. در کل در تغییرات کابینه عربستان، مقامات جدیدی برای ریاست گارد ملی، اداره کل امنیت عمومی و وزارت اطلاعرسانی معرفی شدند. همچنین سلمان پادشاه عربستان دستور داد یک سازمان فضایی ملی ایجاد شود که ریاست آن را یکی دیگر از پسران وی به نام سلطان بن سلمان در اختیار خواهد داشت. سلطان بن سلمان اولین فضانورد عرب به شمار میرود. اما دلیل این تغییرات گسترده چیست؟
سیاستهای منطقهای بن سلمان
محمد بن سلمان ولیعهد سعودی با عدول از سیاست سنتی عربستان یعنی «محافظهکارانه تدافعی» محور سیاستهای منطقهای خود را ایران قرارداد و سیاست «محافظهکارانه تهاجمی» را انتخاب کرد. در این مسیر برخی از کشورهای عربی نیز که با این سیاست همراه نبودند از طرف عربستان تحت فشار قرار گرفتند.
فشار بر قطر: عربستان به همراه سه کشور امارات، بحرین و مصر در راستای سیاست فشار، قطر را از خرداد 96 محاصره کردند. بهانه عربستان حمایت قطر از تروریسم بود و 13 شرط از جمله قطع ارتباط با تهران را برای دوحه در جهت پایان یافتن محاصره تعیین کرد. حتی در این مسیر طرح حمله نظامی به قطر نیز قرارداشت.
پیروزی در یمن: محمد بن سلمان زمانی که به عنوان وزیر دفاع عربستان انتخاب شد در دنیای سیاست جوانی ناشناخته بود. به همین جهت بسیاری از کارشناسان غربی معتقدند که وی جنگ یمن را با هدف مطرح کردن خود در میان شاهزادگان سعودی به راه انداخت. در واقع بن سلمان سعی داشت با یک حمله سریع و برقآسا در یمن به پیروزی برسد و از این کارت برنده برای رسیدن به پادشاهی استفاده کند.
فشار همهجانبه علیه ایران: در قالب استراتژی تهاجمی بن سلمان، رابطه با ایران قطع و بن سلمان تلاش داشت تا موج قطع روابط با ایران را در جهان عرب به راه بیندازد که تنها چند ریز کشور از عربستان پیروی کردند.
پیروزی در سوریه: عربستان در 7 سال گذشته تلاش زیادی داشت تا با ساقط کردن بشار اسد در سوریه به نوعی سیاستمداران طرفدار خود را به قدرت برساند. وی در این مسیر کمکهای مالی زیادی به تروریستها کرد و در واقع به نوعی به عنوان مرکز اصلی تغذیه فکری تروریستها نیز مطرح بود.
نتایج سیاستهای بن سلمان
مذاکرات استکهلم، شکست بن سلمان در یمن: شاید بتوان بزرگترین شکست سیاست خارجی محمد بن سلمان را شکست در یمن دانست. جنگ 4 ساله یمن به بزرگترین باتلاق سیاست خارجی بن سلمان تبدیل شده و وسعت جنایتهای عربستان در یمن باعث شده که سازمان ملل این بحران را بزرگترین فاجعه قرن لقب دهد. در این شرایط عربستان نه تنها به پیروزی نرسیده بلکه پیشرفت انصارالله یمن در زمینه موشکی و پهپادی باعث ایجاد نوعی هراس راهبردی برای ریاض شده است. علاوهبر این، فشار جهانی نیز بر علیه بن سلمان به دلیل جنایت در یمن زیاد شده است. در این شرایط عربستان پس از دو سال مجبور شد به برگزاری مذاکرات صلح در استکهلم سوئد تن دهد و این مسئله تبدیل به شکستی سیاسی برای ولیعهد سعودی تبدیل شد. چرا که عربستان برای نخستین بار مجبور شد تا انصارالله یمن را به عنوان هیئت اصلی یمن به رسمیت بشناسد و به نوعی به مشروعیت این گروه اعتراف کرد. این در حالی بوده که بن سلمان یکی از دلایل خودرا در حمله به یمن خلع سلاح انصارالله معرفی کرده بود.
پیروزی سیاسی قطر: سیاستهای بن سلمان در مورد محاصره قطر نیز با شکست مواجه شده و قطر نه تنها منزوی نشد بلکه از طریق گسترش روابط با ایران و ترکیه از محاصره خارج شد. حتی دونالد ترامپ نیز مجبور شد که جانب قطر را بگیرد. این مسئله شکست سیاسی بزرگی برای بن سلمان در عرصه جهانی بود و حتی یکی از دلایل برکناری الجبیر را نیز همین مسئله میدانند.
خروج نظامیان آمریکایی از سوریه: دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا روز چهارشنبه 28 آذرماه دستور خروج تمام 2 هزار نیروی نظامی آمریکا از سوریه را صادر کرد. این مسئله را برخی به معنای تنهایی عربستان و اسرائیل در عرصه سوریه تعبیر میکنند. در واقع این خبر در کنار تشدید موج عادی سازی روابط جهان عرب با سوریه به معنای شکست سیاستهای عربستان در این مورد است. نکته مهم این است که الجبیر همواره خواستار برکناری بشار اسد بوده و اکنون برکناری وی به معنای این است که احتمالا عربستان به دنبال تغییر موضع خود در مورد دمشق باشد.
قتل خاشقجی و مصوبه سنای آمریکا: اما شاید بتوان مهمترین و تاثیرگذارترین پرونده در مورد محمد بن سلمان را قتل جمال خاشقجی دانست. چرا که اثبات نقش بن سلمان در این قتل که از سوی سیا و سنای آمریکا تایید شد باعث فشارهای زیادی برعلیه بن سلمان شد. حتی درخواستهای زیاد برای برکناری وی نیز از سوی اتاق فکرها و اندیشکدههای آمریکایی مطرح شد. این مسئله باعث نوعی تغییر در سیاستهای بن سلمان شده است.
سناریوها
در مورد چرایی تغییرات گسترده در کابینه عربستان باید این نکته را در نظر داشت که شکست سیاستهای منطقهای بن سلمان در این تغییرات نقش مهمی داشته است. در این مورد سه سناریو میتوان مطرح کرد:
سناریوی اول، اقدامی فریبنده با هدف انحراف افکار عمومی: برخی از کارشناسان معتقدند که تغییرات اخیر در کابینه سعودی ظاهری بوده و تنها با هدف فریب افکار عمومی صورت گرفته است. چرا که پس از قتل خاشقجی بن سلمان به عنوان یک جنایتکار معرفی شده و به همین دلیل بن سلمان سعی دارد تا با تغییراتی در کابینه خود را از این فشارهای برهاند و به نوعی به ترمیم چهره خود بپردازد. این در حالی است که وی پیش از این برخی مقامات اطلاعاتی را نیز برکنار کرده بود. رامی خوری، روزنامه نگار و استاد دانشگاه آمریکایی بیروت و عضو ارشد مدرسه کندی هاروارد نیز در گفت وگو با شبکه خبری الجزیره انگلیسی گفت، برکناری وزیر امور خارجه و برخی تغییرات در کابینه عربستان فقط برای ترمیم وجهه ریاض است.
سناریو دوم، تلاش برای تثبیت قدرت: نگاه دیگر نسبت به تغییرات اخیر در عربستان این است که پادشاه عربستان این اقدام را با هدف تثبیت قدرت ولیعهد انجام داده است. چرا که پس از ماجرای قتل خاشقجی مشروعیت و جایگاه بن سلمان بسیار کاهش یافته بود. روزنامه نیویورک تایمز در این ارتباط، نوشت علیرغم افرایش انتقادهای بینالمللی از ولیعهد عربستان، پادشاه این کشور با ایجاد تغییرات در کابینه، اهرمهای قدرت را در دستان پسرش تثبیت کرد، زیرا بسیاری از افرادی که ارتقا مقام یافتند از دوستان نزدیک محمد بن سلمان هستند. وال استریت ژورنال هم این تغییرات را در راستای حمایت پادشاه از بن سلمان تعبیر کرد.
سناریوی سوم، تغییر سیاست منطقهای: سناریوی دیگر این است که شکست سیاستهای منطقهای بن سلمان در یمن، سوریه، قطر و به ویژه در مورد مقابله با ایران باعث شده است تا عربستان در حال نوعی گذار از سیاست تهاجمی به تدافعی باشد. از این زاویه برخی از کارشناسان این تغییرات را در راستای اتخاذ سیاست خارجی مبتنی بر آرام کردن بحرانها میدانند که به اعتقاد این ناظران میتوان احتمال نزدیک شدن به سوریه، برخورد به شکل متوازن با طیفهای سیاسی و طایفهای لبنان، بهبود روابط با عراق و زمینهسازی برای خروج تدریجی از بحران یمن را داد؛ به ویژه که ابراهیم العساف وزیر خارجه جدید سیاستمدار کهنه کاری است که با سه پادشاه یعنی ملک فهد، ملک عبدالله و ملک سلمان کار کرده است. در حالت خوشبینانهتر شاید بتوان به گشوده شدن باب گفت وگوی عربستان با ایران هم در این راستا فکر کرد. عبدالباری عطوان سردبیر روزنامه رای الیوم هم اعلام کرد، بازگشایی سفارت امارات در سوریه با توجه به روابط ائتلافی و محکمی که این کشور با عربستان دارد از اهمیت زیادی برخوردار است و ما معتقدیم که برکناری عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان از سمتش که دایما عبارت مشهور و جمله معروفش را مبنی بر اینکه بشار اسد به زور جنگ یا مسالمتآمیز باید از سمتش برکنار شود تکرار میکرد و همچنین همزمانی آن با بازگشایی سفارت امارات در دمشق امری اتفاقی نیست.
در واقع نگاهی به کابینه جدید عربستان نشان دهنده این است که کابینه محافظهکارتر شده است. آمدن «ترکی الشبانه» به وزارتخانه اطلاعرسانی و ارتباطات این گزاره را اثبات میکند. او فردی با سابقه در حوزه رسانه، سالخورده و پر تجربه است که شایداشتباهات و کنشهای شتاب زده «سعود القحطانی» را نداشته باشد.علاوهبر این ابراهیم العساف نیز شخصیتی با تجربه و متعلق به نسل قدیم است که از سیاست سنتی و محافظهکارانه دفاع میکند.
نتیجه
محمد بن سلمان ولیعهد سعودی در دو عرصه داخلی و بینالمللی با چالشهای زیاد مواجه است و در عرصه داخلی دستگیری شاهزادگان در مهرماه 96 و مصادره 100 میلیارد دلار از اموال آنها باعث تشدید اختلافات بین ولیعهد با برخی قبایل سعودی شده است و جایگاه داخلی بن سلمان متزلزل شده است. علاوهبر این قتل خاشقجی باعث شده تا در عرصه بینالمللی نیز وی با بحران مشروعیت مواجه شود. شکستهای منطقهای نیز به ویژه در یمن و قطر باعث شده تا ولیعهد جوان سعودی در «بن بست خود ساخته» گرفتار شود و حتی برخی از اندیشکدههای غربی از کاخ سفید خواستار گذار از بن سلمان به ولیعهد دیگری شدهاند. در این شرایط محمد بن سلمان با تغییرات اخیر به دنبال این است تا با مدیریت بحران کنونی، به نوعی قدرت خود را بار دیگر تثبیت کند. به نظر میرسد که بن سلمان اکنون به خوبی با واقعیتهای خاورمیانه آشنا شده و به خوبی میداند که جایگاه و قابلیتهای عربستان در منطقه با سیاستهای تهاجمی وی همخوانی ندارد و شاید بتوان راز ماندگاری عربستان در 8 دهه گذشته را نیز پیروی این کشور از سیاست سنتیِ تدافعی دانست. بنابراین انتخاب برخی وزرای باتجربه که متعلق به نسل قدیم عربستان هستند به نظر میرسد در راستای تغییر سیاستهای منطقهای صورت گرفته باشد.
منبع: سایت الف