عزت ایران در سایه عشق به اهل بیت(ع)(خوان حکمت)
كار عالمان اخلاق همين دو چيز است: يكي اينكه قلب شفاف را نگذارند آلوده شود و اگر تيره شد غبارروبي كنند: (بَلْ رانَ عَلي قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ؛ بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است!)،[1] دوم اينكه به اين جوانها كه در دانشگاه يا حوزه هستند عنايت كنند كه اين آينه دل را به كدام طرف نگه دارند؛ اگر به طرف علي و اولاد علي نگه داشتند، آفتاب علوي و فاطمي و حسني و حسيني ميتابد. الآن شما ميبينيد اين راهيان نور و همه عزيزاني كه بالأخره به شهادت و كوي شهادت احترام ميگذارند گذشته از آن مسائل اعتقادي، گذشته از آن مسائل ديني، گذشته از آن تكليف شرعي، يك جريان عاطفي هم در اين ميان هست؛ ما به عنوان يك نمكشناسي هم اگر باشد مهمان اينها هستيم. امام(رض) درسال 67 قطعنامه را پذيرفت، بسياري از شماها جريان جنگ را يادتان هست؛ اين عزيزان پنجاهتا بسيجي يا سپاهي يا نيروي مردمي وقتي عازم جبهه بودند پنجاهتا پرچم در دستشان بود ،يك مورد هم پرچم سه رنگ نبود، همه يا زهرا، يا حسن، يا حسين، يا علي بود؛ آن پرچم سه رنگ را همين پرچمهاي يا زهرا و يا علي حفظ كرد. عزّت ما، آبروي ما، كشور ما، مملكت ما، نظام ما مديون يا علي و يا حسين است، اين تعارف نيست. در جنگ جهاني اول به ايران حمله كردند، وقتی تركش حمله رسيد ايران تسليم شد، تركش جنگ جهاني دوم رسيد ايران تسليم شد، كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 مستقيماً در متن جامعه بود ايران تسليم شد، اما وقتي دفاع مقدس شد، يا حسين و يا علي و لبيك يا حسين و لبيك يا ابوالفضل شد ،همه آنها تسليم شدند و اينها زندهاند. اينها (أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ)[2] وقتي (عِنْدَ رَبِّهِمْ) شد (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ الله باقٍ؛ آنچه نزد شماست فانی میشود؛ امّا آنچه نزد خداست باقی است)؛[3] اينكه در سوره مباركه «نحل »فرمود، چون شما از بين رفتني هستيد، كسي نزد شما باشد از بين ميرود و چون خداي سبحان باقي است و ابدي است ،اينها (أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ). اين كشور به بركت اينها زنده شد و اين هيچ تعارفي ندارد؛ گذشته از آن مسائل اعتقادي، از نظر مسائل عاطفي و نمكشناسي همه ما مديون اينها هستيم.
انبيا آمدند گفتند كه يك سلسله معارفي است كه ديدني نيست و از راه حس و تجربه نميشود اينها را تشخيص داد، يك؛ تقوا يك راه بسيار خوبي است كه دل را تطهير ميكند، دو؛ اين قلب آينه است ميتواند اسرار الهي را كشف كند، سه؛ خداي سبحان از هر طرف فيض خود را در دسترس شما قرار ميدهد، چهار؛ اگر خداي ناكرده شما همه راهها را ببنديد، اين «فهم في ظلمات» است. در بخشهايي از قرآن ميفرمايد يك عدّه (أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ؛ آثار گناه، سراسر وجودش را پوشاند)[4] يك گناه و دو گناه نيست، از هر طرف راه خودشان را بستند. خداي سبحان از يك طرف ميفرمايد: (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ؛ و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم)[5] و از طرفي هم ميفرمايد: (هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ؛ هر كجا باشيد او با شماست)[6] از طرفي هم ميفرمايد: (فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَهًْ الدَّاعِ؛ و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعاکننده را، به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم)[7] از طرفي هم ميفرمايد هر چيزي ملكوتي دارد، هر شخصي ملكوتي دارد و ملكوت هر چيزي و هر كسي به دست من است (فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ)؛[8] همه جوانب ما را از نظر موقعيت جغرافيايي اين پنج شش طايفه آيات بررسي كرد؛ فرمود خدا آنجا حضور دارد.
جاودانه بودن یاد و نام شهدای کربلا
اگر ميبينيد به بركت خونهاي پاك شهدا جامعهًْالمصطفي صدايش را به عالَم رساند، صداي شهيد است كه به عالم رسيده است، صداي قرآن است به عالم رسيده است، صداي سالار شهيدان است به عالم رسيده است. شما ميبينيد زينب كبرا(س) مجلسين دولت اموي را به بند كشيده و سوگند ياد كرده است؛ فرمود: قسم به خدا ما زندهايم، قسم به خدا ما ماندني هستي «کِدْ کَيْدَکَ وَ اسْعَ سَعْيَکَ، ناصِبْ جَهْدَکَ، فَوَالله لا تَمْحو ذِکْرَنَا وَ لا تُميتُ وَحْيَنا؛ هر کید و مکر و هر سعی و تلاش که داری به کار بند، سوگند به خدایی که هرگز نمیتوانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی»[9] اين حجّت بالغه الهي است. طبق بيان نوراني امام سجاد فرمود: «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهًْ غَيْرُ مُعَلَّمَهًْ»[10] اين معصوم و امام زمانش درباره او چنين تعبيري دارد؛ او فرمود ما براي هميشه زندهايم. هشتاد ميليون نفر را در طي كمتر از پنجاه سال در جنگ جهاني اول و دوم همين پنج کشور به علاوه يك و دو و سه و چهار خاك كردند، ما چنين كاري نكرديم. همينها كه الآن دم از دموكراسي ميزنند از بس آدم كشتند خسته شدند.بارها شنيديد اگر اينها دم از دموكراسي ميزنند براي اين است كه انگشت بسياري از اينها روي ماشه بمب اتم است، اگر جنگ جهاني سوم شروع شود كسي زنده نميماند. اينها از بس كُشتند خسته شدند؛ ولي نامي از اين هشتاد ميليون نيست. در كربلا 72 نفر، كلّ جهان را تسخير كردند؛ اين سخن زينب كبراست، با اينكه امويان و مروانيان و عباسيان مخصوصاً عباسيان بيش از پنج، شش قرن با كربلا مبارزه كردند و قبلش كه اموي و مرواني بود اينها مبارزه كردند؛ ولي نتوانستند كربلا را محو كنند. اين سخن نوراني زينب كبراست که فرمود قسم به خدا ما زندهايم. اگر اين حرفها هست و انبيا آمدند گفتند چيزهايي هست كه در دسترس فكر شما نيست، ما با همين سرمايهها زندهايم، چه بهتر كه از اين سرمايهها حداكثر بهره را ببريم. فرمود: (عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ؛ چیزهایی را که نمیدانستید، به شما تعلیم داد.)[11] اين هميشه هست؛ اين فعل مضارع است و مفيد استمرار است، «الي يوم القيامه» هست؛ راه خاص هم به ما نشان دادند. بنابراين اگر كسي به اين فكر بود كه حالا من كه رسيدم به اينجا كه مثلاً رسائل تدريس ميكنم، مكاسب تدريس ميكنم، كفايه تدريس ميكنم براي من كافي است، اين اوّلين روز جهل اوست. اين را لابد شنيديد يا در كتابها ديدهايد كه اوّلين روز جهل انسان اين است كه بگويد من فارغالتحصيل شدم، ناچار است از كيسه بخورد و آنها را كه فرا گرفته كمكم از يادش ميرود. ما تا نفس ميكشيم درس و بحث وظيفه ماست، اينقدر علم در كتابها هست، اينقدر علم در جهان هست،آن وقت آیا آدم دهان باز ميكند و ميگويد من فارغالتحصيل شدم؟! اين را گفتند هرگز نگوييد که «مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِي أُصِيبَتْ مَقَاتِلُه؛ كسى كه جمله «نمى دانم» را ترك كند مواضع آسيب پذير خود را در معرض ضربه هاى خطرناك (مخالفان) قرار داده است.»[12]،لذا گفتند انسان اگر بخواهد عالم شود سه عنصر محوري دارد که كتاب خداست، سنّت اهل بيت و انبيا(عليهم السلام) و «لا أدري» است؛ اين «لا أدري» در كنار آن دو اصل بايد باشد تا نفس ميكشيم علم باید باشد، جهان هم الآن منتظر ماست. ما مكرّرات را اگر تحويل شرق و غرب بدهيم آنها بعد از مدتي خسته ميشوند و پَس ميزنند؛ اما هميشه حرف نو، هميشه حرف علمي، هميشه پاسخ به سؤالات بيپاسخ اين جهان تشنه را سيراب ميكند؛ فرمود اينچنين نيست كه علم تمام شود.[13]
اتصال علم ائمه (ع) به علم بیکران خدا
ائمه(عليهم السلام) اگر ميبينيد مهد علم هستند و علوم فراوان دارند علمشان از اين قبيل نيست كه ذات اقدس اله يك اقيانوس علم به اينها داد، بالأخره اقيانوس محدود است. گاهي خداي سبحان به كسي يك دريا علم ميدهد اين ميشود «بحرالعلوم» گاهي او را به درياي بيکران علم خود ـ علم فعلي نه علم ذاتي ـ وصل ميكند. اينكه در روايات مرحوم كليني و ديگران بابي باز كردند كه «بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّهًْ قَدْ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ أُثْبِتَ فِي صُدُورِهِمْ»[14] همين است؛ اين امام معصوم هر وقت بخواهد بفهمد ميتواند، چون به درياي بيکران علمِ فعلي ذات اقدس الهي وصل است. اگر كسي به اين خاندان طاها و ياسین مرتبط باشد ميتواند علوم فراواني را فرا بگيرد و اينكه ميبينيد الآن ما رشد عرضي داريم، اما رشد طولي كمتر داريم و شيخ انصاري در ما كم است، آخوند خراساني و مانند آن كم است، براي اين است كه ما به اينها بسنده كرديم و اينها را سواد ميدانيم، اينها كف سواد است، اينها طليعه سواد است. اگر در چند هزار طلبه، چهار نفر مثل شيخ انصاري و آخوند خراساني پيدا نشود يا نظير حكما و متكلّمان پيدا نشود اين خسارت حوزههاست.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 1/12/92
مرکز اطلاعرسانی اسرا .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. مطففين، 14. [2]. آل عمران، 169. [3]. نحل، 96. [4]. بقره، 81. [5]. ق، 16. [6]. حديد، 4. [7]. بقره، 186. [8]. يس، 83. [9]. الاحتجاج(طبرسی)، ج2، ص309. [10]. الاحتجاج(طبرسی)، ج2، ص350. [11]. بقره، 151. [12]. نهجالبلاغه، حکمت85. [13]. غرر الحکم و درر الکلم، ص66. [14]. الکافی(ط ـ اسلامی)، ج1، ص213.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.