کد خبر: ۱۵۰۶۴۵
تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۹۷ - ۲۱:۵۲

هدف اصلی انقلاب را گم نکنیم (زلال بصیرت)

پدیده بی‌نظیر انقلاب اسلامي مانند ساير پديده‌هاي اجتماعي با پيچ و خم‌هايي روبرو بوده و نقاط قوت و آفت‌هايي نيز داشته است؛ در ابتداي امر بسياري از سياستمداران عالم پيش‌بيني مي‌كردند که اين انقلاب بيش از شش ماه دوام نخواهد آورد؛ اما اين پيش‌بيني‌ها هرگز درست در نيامد و همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب نيز بارها‌اشاره کردند، اين انقلاب هميشه رو به رشد بوده و در حال حاضر نيز بالنده‌تر از هميشه در مقابل دشمنان خود قد برافراشته و به مسير خود ادامه مي‌دهد.

امروز با گسترش رسانه‌ها، اين سخنان بيشتر شنيده مي‌شود؛ حتي گاهي ايستادگي مردم در مقابل همه دشمنان داخلي و خارجي به فرمان رهبري و حفظ عزت و استقلال كشور، که ما آن را به عنوان افتخار انقلاب اسلامي مي‌دانيم، از سوي كساني به عنوان‌ اشتباه جمهوري اسلامي معرفي مي‌شود؛ اينان مي‌گويند نبايد با رفتاري ناشي از احساسات با دشمنان مبارزه مي‌کرديم؛ بلکه مي‌توانستيم از طريق مذاکره و تعامل، جلوي اين همه خرابي و مشکلات اقتصادي و کشته شدن جوانان را بگيريم.
حوادث مختلفي در عالم اتفاق مي‌افتد كه كساني آن را کاملاً مطلوب ارزيابي مي‌کنند و در مقابل ،کسان ديگري همان واقعه را کاملاً نامطلوب و مضر مي‌دانند؛ از اين رو براي ارزشيابي پديده‌ها بايد ديد معيار و ملاک قضاوت چيست و اگر ما واقعه‌اي را خوب يا بد ارزيابي مي‌كنيم، بايد ببينيم بر اساس چه مبنايي قضاوت کرده‌ايم.
ملاک‌هاي ارزشيابي در دودسته کلي، دسته‌بندی می‌شود، گاهي ملاک قضاوت، فقط توجه به امور مادي و لذائذ دنيوي است؛ گاهي نيز علاوه‌بر امور دنيوي، ارزش‌هاي ديگري هم مورد توجه است. بر اساس دسته اول، براي ارزشيابي يك اتفاق بايد ديد آيا رفاه و لذت مردم بيشتر شده يا خير؛ اما بر اساس دسته دوم، ملاك اصلي ارزيابي، ارزش‌هاي غير مادي است و ماديات فرع آنها هستند و يا حداقل ارزش‌هاي معنوي در کنار ارزش‌هاي مادي مورد توجه قرار مي‌گيرد.
يکي از شعارهايي که سال‌ها قبل از پيروزي انقلاب، بر سر زبان‌ها بود، شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي بود. اما برخي شعارها بعد از انقلاب مطرح شد، كه به عنوان مثال مي‌توان به شعار پيشرفت و توسعه كه در يکي از دهه‌هاي بعد از پيروزي انقلاب مطرح گرديد،‌اشاره كرد. طرح اين شعارها سبب پيدايش ابهام‌هايي از قبيل اينکه مراد از پيشرفت چيست، يا پيشرفت در چه امري مورد نظر است، نيز شد؛ البته آنچه به ذهن همگان متبادر مي‌شد و در عمل هم مورد نظر بود، وضع اقتصادي بهتر، رفاه بيشتر و بالا رفتن درآمدها بود، نه پيشرفت در ابعاد معنوي و انساني.
ملاک ارزشیابی پیشرفت
 سؤالي كه در اينجا مطرح است، اين است كه آيا مطرح کردن شعارهاي جديدي كه عنوان «اسلام» از آنها حذف شده بود، اما براي مردم ملموس‌تر و با هوس‌ها سازگارتر بود، پيشرفت محسوب مي‌شود يا پسرفت؟ به عبارت ديگر، آيا طرح شعار «پيشرفت» نشان‌دهنده سير صعودي انقلاب بود، يا حاكي از خطر شروع سير نزولي در بين مسئولان و سياستمداران است؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد ببينيم معيار ارزشيابي و قضاوت در اين زمينه چيست.
آيا امروز همدلي، دلسوزي و ايثار افزايش يافته، يا دغدغه مردم براي کسب درآمد و منافع شخصي بيشتر شده است؟ بر کسي پوشيده نيست که اوضاع اقتصادي مردم از آن زمان بهتر است؛ اما آيا اين، به معناي آن است كه ما پيشرفت کرده‌ايم، يا به عقب برگشته‌ايم؟ ملاک قضاوت در اين زمينه چيست؟
مردم ما همان كساني هستند که ساعت‌ها در زمستان در صف منتظر مي‌ماندند تا مقداري نفت تهيه كنند و برخي از ايشان همان نفت را هم به همسايه فقيرشان مي‌دادند؛ اما امروز با اندک گراني صدايمان در مي‌آيد؛ البته مشکلات اقتصادي براي قشرهايي از جامعه، واقعاً سنگين و تحمل‌ناپذير است و بايد براي آن چاره‌اي انديشيد؛ اما سخن در اين است که هدف انقلاب چه بود؟ آيا ملاک ارزشيابي اين انقلاب، فقط امور مادي بود؟ اگر چنين است، بهتر بود همان ابتدا با مذاکره و بده بستان مسائل را حل مي‌کرديم، بدون اينکه اين همه هزينه پرداخت کنيم! اما اگر هدف، ارزش‌هاي ديگري بود، بايد ببينيم آيا رسيدن به اين هدف، ارزش پرداخت اين هزينه‌ها را دارد يا خير.
در جوامع مختلف، هرگز پيشرفت مطلق اتفاق نيفتاده و پيشرفت‌ها در بعد يا ابعاد خاصي بوده است،کساني که انگيزه‌شان صرفاً امور شخصي و مسائل مادي باشد و هيچ احساس و عاطفه انساني نداشته باشند، خيلي کم هستند؛ در نقطه مقابل، کساني هم که ارزش را فقط براي جهات معنوي، الهي، غيرمادي و جنبه‌هاي انساني بدانند، نيز خيلي اندک هستند. اکثريت مردم بين اين دو گروه قرار دارند كه با شدت و ضعف در افراد مختلف، هم به دنبال منافع شخصي خود هستند، هم به مسائل معنوي و عواطف انساني توجه دارند.
اين طيف وسيع از افراد جامعه، مهم‌ترين قشر و مورد نظر مصلحان اجتماعي هستند. ما هم اگر بخواهيم در جامعه مؤثر باشيم، بايد بر همين قشر، كه خود ما هم جزو آنها هستيم، متمرکز شويم و اولين گام براي تأثيرگذاري بر ديگران نيز اين است كه بايد خودمان را ارزيابي و اصلاح کنيم.
غفلت از خود؛ آفت مصلحان جامعه
 بزرگ‌ترين آفتي كه مصلحان جامعه را تهديد مي‌كند، غفلت آنها از خودشان است،اغلب ما اينکه مردم چه بايد بکنند را مي‌دانيم؛ اما از اينکه خودمان چه بايد بکنيم، غافليم. کساني که امروز به برکت هدايت انبيا و ائمه اطهار عليهم‌السلام و امام راحل(ره)، براي اصلاح جامعه احساس مسئوليت مي‌کنند، ابتدا بايد نواقص خود در زمينه شناخت معارف ديني و شناخت دشمنان و نيز ضعف‌هاي خود در زمينه اراده، تحمل سختي‌ها و پرداخت هزينه‌هاي مادي و معنوي براي اصلاح را بشناسند؛ زيرا با وجود اين نواقص و ضعف‌ها، کوچکترين مشکلي موجب مي‌شود كه دست از کار بکشيم.
اگر گفتن و موعظه كردن، به تنهايي براي هدايت ديگران کافي بود، چرا ائمه عليهم‌السلام آن همه سختي‌ها را به جان خريدند و در اين مسير به شهادت رسيدند؟
باید هدف اصلي انقلاب اسلامي، که ارزش فداکاري و جان دادن در راه آن را دارد، شناخت. بايد خودمان اين هدف را بدرستي بشناسيم و آن را باور کنيم و به ديگران هم بشناسانيم؛ اما اگر خداي ناکرده هدف ما عوض شد و بهره‌مندي ديگران از ثروت، مقام، قدرت و رانت در نظر ما جلوه كرد و بهره‌مندي از آنها آرزوي ما هم شد، اين همان انحراف و سير نزولي است.
مهم‌ترين وظيفه‌اي که بر دوش فرهيختگان جامعه است، اين است که سعي کنند ابتدا فکر و رفتار خود و در مرحله بعد انديشه و عملكرد ديگران را در جهت رسيدن به هدف اصلي انقلاب اصلاح کنند؛ گام اول در اين مسير نيز اين است كه بدانيم هدف اصلي انقلاب چيست.
اسلام، هدف اصلی انقلاب
در ذيل هدف اصلي انقلاب، اهداف فرعي ديگري نيز وجود دارد،اهميت اهداف فرعي، کمتريا حداکثر مساوي با هدف اصلي است؛ اما نبايد فراموش کنيم، هدفي به نام اسلام داشتيم، كه وجه امتياز انقلاب ما نسبت به ساير انقلاب‌هاست؛ تکيه کلام امام (ره) در دوران نهضت و بعد از پيروزي انقلاب و تا آخرين لحظات زندگي ايشان «اسلام» بود؛ حال، چه شده که در سخنان و شعارهايمان و حتي وعده‌هاي انتخاباتي سخني از اسلام نيست؟! مبادا اوج وعده‌هاي ما، همان وعده‌هايي باشد که ليبرال‌ها و مارکسيست‌ها مي‌دهند! حداقل بگوييم مراد ما از پيشرفت، هم مادي و هم معنوي است؛ نه اينکه بگوييم آخرت مردم ربطي به ما ندارد و وظيفه ما فقط پيشرفت مادي است؛ اگر چنين شد، بدانيم سير نزولي جامعه شروع شده است.
اگر دنيا و ماديات را صرفاً به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف اصلي، که همان رشد و تكامل انسان است، در نظر نمي‌گيريم، حداقل اين هدف الهي را در کنار اهداف مادي مورد توجه قرار دهيم؛ نه اينکه در راه‌رسیدن به ارزش‌هاي فراحيواني و فراشکمي نسبت به اهداف الهی کور باشيم و آنها را به حساب نياوريم.
بزرگ‌ترين‌اشتباه ما اين است که ارزش‌هاي معنوي را سبک بشماريم. بايد تمرکز ما بر اصلاح بينش خود و جامعه باشد و بكوشيم از دوران دبستان، بلکه قبل از آن، تا بالاترين مراحل آموزش عالي، توجه به معنويات و ارزش‌هاي الهي در فرزندان ما ضعيف نشود.
بیانات آيت‌الله مصباح يزدي (دام ظله)
درهمايش رابطان استاني دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي؛ قم؛16/6/97
زلال بصیرت روزهای  پنج شنبه منتشر می‌شود.