کد خبر: ۱۵۰۶۰۳
تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۹۷ - ۲۰:۵۲

فرانسه؛ سرمایه داری در بن‌بست

   سید محمد امین آبادی
فرانسه در دو ماه پایانی سال 2018 میلادی با بحرانی مواجه شد که بسیاری از کارشناسان آن را در طول چند دهه گذشته بی‌سابقه می‌دانند. کشوری که هیچگاه با موج اعتراض‌ها و اعتصاب‌های سراسری بیگانه نبوده حالا با جنبشی بدون سر موسوم به جلیقه زردها که به هیچ حزب سیاسی و یا سندیکایی وابسته نیست رو به رو است. جرقه جنبش «جلیقه‌زردها» نخستین بار در شبکه‌های اجتماعی و با اعتراض به طرح پیشنهادی دولت برای وضع مالیات بر سوخت‌های فسیلی زده شد. در ادامه جلیقه‌زردها شنبه 26 آبان با نخستین حضور خیابانی خود فرانسه را به لرزه درآوردند و در بیش از 1000 نقطه اعضای این جنبش با بستن خیابان‌ها و بزرگراه‌ها قدرت خود را به رخ امانوئل ماکرون رئیس‌جمهور فرانسه کشیدند. آتشی که این جرقه برافروخت به قدری سوزان و پر شعله بود که حتی عقب‌نشینی کامل دولت ماکرون از مواضع‌اش نیز نتوانست آنرا سرد کند. ماکرون یک ماه بعد از شروع طوفانی جلیقه زردها و در حالی که در ابتدا گفته بود که به هیج وجه عقب‌نشینی نخواهد کرد در صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفت: «بی‌شک پاسخ‌های ما طی یکسال و نیم گذشته به اندازه کافی سریع و قانع‌کننده نبودند و من سهمی از این مسئولیت را می‌پذیرم. ما خواهان فرانسه‌ای هستیم که هر کس بتواند در آن با شغل و کار خود زندگی شایسته‌ای داشته باشد. حداقل دستمزد از سال ۲۰۱۹ ماهانه یکصد یورو افزایش خواهد یافت بدون آنکه هزینه‌ای اضافی برای کارفرمایان داشته باشد» اما با وجود این عقب‌نشینی معترضان به خانه‌های خود باز نگشتند. و آنها به اعتراضات ادامه دادند.
میدان‌داری چپ‌ها
بسیاری بحران کنونی فرانسه را بحران نئولیبرالیسم و سیاست‌های نئولیبرالی دولت ماکرون می‌دانند. در میان جلیقه‌زردها از هر طیف و طبقه اجتماعی حضور دارد دانشجو، دانش‌آموز، پرستار، کارمند، کارگر، راننده کامیون، معلم ، خدمتکار؛ این افراد پیش از آغاز جنبش همدیگر را نمی‌شناختند آنها هیچ وجه مشترکی با هم ندارند جز مشکلات مالی آخر ماه که برای همگی یکسان است. آنها به هیچ حزب و سندیکای خاصی وابسته نیستند و همین کار را برای دولت فرانسه مشکل کرده است چرا که دقیقا نمی‌داند باید برای کنترل بحران سراغ چه کسی برود؟ جلیقه‌زردها دو ماه پیش با شعار کاهش قیمت سوخت اعتراضات خود را شروع کردند و امروز به استعفای ماکرون، خروج فرانسه از اتحادیه اروپا و ناتو، تغییر قانون اساسی افزایش دستمزدها و... رسیده‌اند. احزاب چپ و راست افراطی نیز به شدت در تلاش هستند که جنبش را به نفع خود مصادره کنند تا اینجای کار نیز به نظر می‌رسد چپ‌های فرانسه از راست افراطی جلو زده‌اند چرا که خواسته‌هایی نظیر افزایش حداقل حقوق، افزایش مستمری و کاهش سن بازنشستگی، کاهش مالیات از قشرهای پایین و افزایش مالیات قشرهای بالا. تعیین حداکثر حقوق و دستمزد و یک سلسله خواست‌های دیگر که خواست‌های تاریخی جنبش کارگری فرانسه است اکنون بصورت خواسته‌های عمده شرکت کنندگان در اعتراضات درآمده است.
شعارها
شاید پاسخ به این سؤال که جلیقه زردها واقعا چه می‌خواهند را بتوان از میان شعارهای آنها که در خیابان‌های شهرهای فرانسه فریاد زدند یا در پلاکاردها نوشتند و بر سر دست بلند کردند؛ یا در مصاحبه با خبرگزاری‌ها بیان کردند پیدا کرد؛ به برخی از این شعار‌ها و مصاحبه‌ها دقت کنید: «مشکل از نخبگان و طبقه برگزیده ناشی می‌شود، آنها امروز در حال کشتن مردم فرانسه هستند.»، «وقتی افراد بی‌خانمان را در خیابان می‌بینید یعنی فقر و فلاکت. هزینه زندگی بالا و همه چیز گران است. بازنشسته‌ها با سختی مواجه‌اند. زندگی برای همه مشکل شده است.» «وقتی سیاستمداران از این امتیاز برخوردارند که کت و شلوارهای 45 هزار یورویی، معادل حقوق سالانه سه نفر به تن کنند پس ما باید حق شورش داشته باشیم. آنها همه چیز را از ما می‌گیرند. در آخر هیچ چیز برای ما نمی‌ماند و آنها به واسطه ما می‌مانند. این دردناک است.»، «مسئله خیلی ساده‌تر از این حرف هاست. ما برای محکوم کردن سیاستهای دولت که زندگی مردم را دشوار کرده، اینجا هستیم.»، «هزینه زندگی خیلی بالاست. مالیات نفس ما را بریده و نابرابری اجتماعی بیداد می‌کند. تمام امتیاز‌ها برای پولدارهاست در حالی که طبقه متوسط و ضعیف در حال له شدن هستند. این وضعیت نمی‌تواند ادامه پیدا کند»، «این جنبش فوق‌العاده است زیرا ما برای آزادی مبارزه می‌کنیم»، « ما نمادی از چهره واقعی فرانسه هستیم؛ چهره‌ای که بازتاب خشم، ترس، تحقیر و نابرابری اجتماعی است.»، «من در سن ۳۳ سالگی بیکار هستم و باید در خانه پدر و مادرم زندگی کنم. خیلی سخت است. با حقوق بیکاری کمتر از ۱۲۰۰ یورو پیدا کردن خانه بسیار دشوار است.»، «نمی دانم آیا موفق می‌شوم سرپناهی برای خود پیدا کنم یا باید مثل خیلی‌ها در خیابان زندگی روزگار بگذرانم. این مشکل بسیاری از جوان هاست.» «تنوع به ما قدرت می‌دهد. در میان خود، بازنشستگان و دانشجویان را هم داریم که به جنبش پیوسته‌اند. ما افرادی داریم که بیکار هستند، یا تعدادی که صبح زود برای کار از خانه بیرون می‌زنند و حتی افراد معلول. همه این افراد بر ضد ماکرون هستند.»، «ما از تکنوکرات‌ها که با خواسته‌های مردم بیگانه‌اند خسته شده ایم.دیگر بس است. ما اکنون به نمایندگانی نیاز داریم که شرایط خودمان را داشته باشند.»، «گرسنگی. برخی اوقات حتی یک یورو هم در بساط نیست اما کمکی دریافت نمی‌کنیم. باید بگویم متاسفم از اینکه فرانسوی هستم. متاسفم.» «من در جنبش مه ۱۹۶۸ حضور داشتم. حالا هم برای انجام مجدد آن آماده‌ام. زیرا آنها به خواسته‌های ما تن نمی‌دهند. ما نیز تسلیم نمی‌شویم.»، دیگر استطاعت لازم برای پرداخت قبض گاز و برق را ندارد. به همین دلیل در خانه او اغلب چراغ‌ها خاموش است و درجه شوفاژ در پایین‌ترین حد قرار دارد.»، «هدف تنها ماکرون نیست. او آخرین قطره جریان است. بدبختی ما از زمان میتران تا حال ادامه دارد. من تعطیلات ندارم. کفش نمی‌خرم. جوراب و شلوار چسبان نمی‌پوشم زیرا توان خریدش را ندارم. این طبیعی نیست»، «این جنبش می‌تواند نه تنها در فرانسه بلکه در دیگر کشورهای اروپایی گسترش یابد و مردم را به خیابان‌ها بکشاند. زیرا ما دیگر نمی‌خواهیم مردمی ستم دیده و سرکوب شده باقی بمانیم.»، «تا زمانی که ماکرون و دولتش به حرف‌های ما گوش نکنند اوضاع روز به روز وخیم‌تر می‌شود. دوست ندارم از این تعبیر استفاده کنم اما باید بگویم که با یک جنگ داخلی فاصله چندانی نداریم.»
این جنبش تا کنون 10 کشته 7 هزار زخمی و دستگیری داشته و بیش از 10 میلیارد یورو به اقتصاد فرانسه خسارت زده است. اخیرا در برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز مثل ایتالیا، مجارستان، بلژیک و اتریش معترضان جلیقه زرد‌پوش به خیابان‌ها ریخته‌اند باید منتظر بود و دید فرجام این جنبش چه خواهد شد آیا این جنبش دچار انشقاق شده  فروکش خواهد کرد؟ یا روز به روز شعله‌های آتشی که جلیقه‌زردها روشن کردند در فرانسه و سایر کشورهای غربی شعله‌ورتر خواهد شد.