ضرورت بررسی زمینهها و اهداف جنگ نرم در عصر ارتباطات-بخش نخست
نبـرد نـرم در میدان نابرابر دفاعی
فریده شریفی
جمهوری اسلامی ایران به لحاظ داشتن ویژگیها و شرایط بسیار مهم ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک از جمله وسعت سرزمینی، جمعیت فعال و سرزنده، منابع غنی نفتی و گازی و موقعیت جغرافیایی مناسب به قدرتی بینظیر در منطقه غرب آسیا تبدیل شده است. همین موقعیت منحصر به فرد و بینظیر سبب شده که کشورهای منطقه و فرامنطقه به انواع ابزارها و اقدامات متوسل شوند تا جلوی نفوذ ایران در منطقه را بگیرند به همین دلیل با توجه به ناکامی به کارگیری ابزارهای نظامی به ابزارهای جنگ نرم متوسل شدند تا به خیال خود با نظام جمهوری اسلامی ایران مقابله کنند.
در این گزارش به بررسی قدرت نرم، ابزارهای آن و راههای مقابله با آن میپردازیم و از نظرات کارشناسان مختلف بهره میگیریم.
براساس دیدگاه بسیاری از متفکرین و تئوریپردازان غربی، جنگ سخت در خصوص ایران کارایی ندارد و چه بسا آمریکا و دیگر کشورها در جنگ سخت با ایران دچار جنگ فرسایشی درازمدت شوند که نتیجهای جز شکست برای آنان به همراه نخواهد داشت به همین دلیل برای جلوگیری از نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه به ابزارهای قدرت نرم روی آوردهاند و برای این منظور میلیاردها دلار هزینه کردهاند.
ویژگیهای جنگ نرم
جنگ نرم به جنگی گفته میشود که در این جنگ از ابزارها و ادوات نظامی استفاده نمیشود و طرفین جنگ در میدان مبارزه و رودرروی هم قرار ندارند، به عبارت دیگر طرفین جنگ همدیگر را نمیشناسند بلکه از طریق اقدامات روانی و تبلیغات فرهنگی و رسانهای افکار عمومی جامعه را هدف قرار میدهد و بدون درگیری نظامی، طرف مقابل را به شکست وامیدارند، براندازی، جنگ اینترنتی، ایجاد شبکههای رادیو و تلویزیونی و پخش شایعات اشکال مهم جنگ نرم هستند.
«سیدمصطفی ایراننژاد» کارشناس ارشد روابط بینالملل در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «قدرت نرم شیوهای برای رسیدن به نتایج دلخواه بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس است. بر این اساس حاکمیت یک کشور میتواند به مقاصد خود برسد، زیرا کشورهای دیگر ارزشهای آن را میپذیرند و تحت تاثیر اندیشه و پیشرفت آن قرار میگیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن میشوند، در این مفهوم مهمترین مسئله، تنظیم دستورالعملی برای جذب دیگران است. بنابراین قدرت نرم از طریق جذب کردن به اعمال قدرت میپردازد نه از طریق اجبار و یا پاداش.»
وی اضافه میکند: «در ادبیات سیاسی ایران نیز واژه قدرت نرم بسیار رایج است و به نوعی چالش و درگیری بین کشورها گفته می شود که در حوزه سختافزاری و تسلیحات نظامی قرار نمیگیرد، بلکه در حوزه محتواها و برنامهها و نرمافزارهایی قرار میگیرد که عمدتا از جنس رسانهها است، بنابراین هرگونه تقابل بین کشورها و گروههایی که با هم رقابت و دشمنی دارند و در آن از ابزارهای رسانهای، ابزارهای سایبری و نرمافزاری استفاده میشود در دنیا به عنوان جنگ نرم تلقی میشود، در فضای جنگ نرم صحبت از موشک، اسلحه و تانک نیست بلکه صحبت از ماهواره، اینترنت و رسانه است.»
کشورهای غربی و به ویژه آمریکا سرمایهگذاریهای کلانی برای راهاندازی جنگ مجازی و جنگ نرم علیه کشورهایی که با سیاستهای آنها مخالف باشند انجام میدهند به نحوی که آمریکا با 444 میلیارد دلار سرمایهگذاری در رتبه نخست فناوری اطلاعات قرار دارد. به عبارت دیگر آمریکا و کشورهای دیگر هر کجا که به بنبست نظامی رسیده باشند و تمایلی برای هزینهگذاری در جنگ سخت نداشته باشند به مکانیزمها و ابزارهای جنگ نرم متوسل میشوند و عملیات روانی و تبلیغات وسیعی علیه کشور مورد نظر به راه میاندازند.
«مهناز کرباسی» کارشناس ارشد روابط بینالملل که در یک مؤسسه آموزشی مشغول به کار است در گفتوگو با گزارشگر کیهان درباره به کارگیری قدرت نرم از سوی برخی از کشورها میگوید: «تا سال 1945میلادی غالب جنگها جنگ سخت بود، اما به دلیل وقوع دو جنگ جهانی که میلیونها کشته و زخمی برجا گذاشت غالب کشورها از ورود به جنگ نظامی پرهیز کردند و از رویارویی مستقیم با یکدیگر به سمت رویارویی غیرمستقیم و جنگ نرم متمایل شدند.»
وی اضافه میکند: «در جنگ سخت مرز بین خودی و دشمن مشخص است و میدان نبرد و نوع تجهیزات و استحکامات نیز معلوم و مشخص است اما در جنگ نرم همه جا عرصه جنگ نابرابر است و دشمن با نفوذ بر افکار عمومی از طریق ابزارهای جنگ نرم مانند رسانهها، تبلیغات، شبکههای ماهوارهای و تلویزیونی و... سنگرها را یکی پس از دیگری فتح میکند و کسی هم متوجه نمیشود.»
به گفته این کارشناس، دشمنان در جنگ نرم در قالب رسانهها، کتابهای مختلف، بازیهای آموزشی، مجلات، نشریهها و... افکار عمومی و به ویژه افکار جوانان کشور را نشانه میگیرند زیرا میدانند که جوانان تأثیرپذیرتر هستند به همین دلیل کنترل مسئولین و خانوادهها بر ابزارهای آموزشی باید با دقت بیشتری صورت گیرد.»
وی ایمان به خدا، غرق نشدن در ظواهر دنیوی، هوشیار بودن و پشتکار داشتن را از عوامل مؤثر مقابله با ابزارهای جنگ نرم عنوان میکند و میگوید: «ملت قهرمان ایران همانگونه که در طول هشت سال دفاع مقدس نشان داد با دشمن تحمیلی مقابله میکند و از ارزشها، انقلاب و کشورش دفاع میکند در هر گونه جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی هم موفق و پیروز میشود و اهداف دشمنان را با شکست مواجه خواهد کرد.»
جنگ نرم به جای جنگ نظامی
موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه آنچنان است که حتی کارشناسان غربی نیز معتقدند ایران به قدرتی بینظیر در منطقه غرب آسیا تبدیل شده و دیگر نمیتوان با حمله نظامی با آن مقابله کرد.
«مارک بالمر» یکی از استراتژیستهای معروف آمریکایی که از او به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجه آمریکا نام میبرند در گزارشی محرمانه از قدرت بینظیر ایران در منطقه چنین میگوید: «ایران ازنظر وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه به آنچنان قدرت برتری تبدیل شده که بلعیدن و هضم آن آسان نیست!»
وی اضافه میکند: «دیگر نمیتوان با یورش نظامی و جنگ سخت ایران را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگونسازی نظام جمهوری اسلامی به کارگیری مکانیسمهای جنگ نرم و استفاده از تکنیکهای عملیات روانی و تبلیغاتی با استفاده از دکترین مهار، نبرد رسانهای و ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است.»
«داوود شجاعی» کارشناس ارشد روابط بینالملل نیز در گفتوگو با گزارشگر کیهان دراین باره میگوید: «قدرت نرم تواناییهای یک کشور در به کارگیری ابزاری مانند فرهنگ و ارزشهای اخلاقی جامعه است که به طور غیرمستقیم بر دیگر تواناییها و رفتارهای موجود در کشور تاثیر میگذارد، هدف قدرت نرم افکار عمومی است که ابتدا خارج از کشور و سپس داخل کشور را نشانه میگیرد و تلاش دارد ازطریق وسایل ارتباط جمعی و رسانهها واقعیت را منحرف کند و به نفع خود از آن بهرهبرداری نماید.»
به گفته این کارشناس، خطر دشمن فکری وتهاجم فرهنگی بسیار بیشتر از ابزارها و ادوات نظامی و جنگی است، چراکه انسان هرگاه دشمن را رو در روی خود ببیند با تمامی امکانات و ابزارهایی که دارد از خود دفاع میکند و دشمن خارجی را بیرون میراند اما جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و فکری در دوران صلح هم میتواند وجود داشته باشد و افکار عمومی را هدف قرار دهد. در چنین حالتی افکار عمومی در جهتی سوق داده میشود که دشمنان میخواهند افکار و عقاید را به سوی اهدافی متمایل میسازند که منافع و مطامع خود را درنظر بگیرند.»
وی همچنین اضافه میکند: «پدیده جنگ نرم که علیه جمهوری اسلامی ایران به راه افتاده است به شکلهای مختلف مانند تحریمهای اقتصادی، ایجاد نارضایتیهای عمومی در جامعه، جنگ روانی، جنگ رسانهای، ضعیف جلوه دادن دولت و ... عمل میکند و تلاش دارد از این ابزارها برای پیشبرد اهداف خود استفاده نماید.»
هدف دشمن در جنگ نرم
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای در دو دهه اخیر، مهمترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی را جنگ نرم معرفی کردهاند. ایشان در این مورد با هدف شناخت بیشتر جامعه و نخبگان، با ادبیات مختلف جنگ نرم را معرفی و به خوبی تبیین فرمودهاند.
از دیدگاه مقام معظم رهبری جنگ نرم امروزه موثرترین، کارآمدترین، کمهزینهترین و درعین حال خطرناکترین و پیچیدهترین نوع جنگ علیه ارزشها و امنیت ملی یک کشور است، چون میتوان با کمترین هزینه، با حذف لشکرکشی و ازبین بردن مقاومتهای فیزیکی به هدفها رسید، این جنگ نبردی خاموش است و از آن رو که افراد مورد تهاجم بیدفاع و غافلگیر دچار غفلت میشوند خطرناکتر است زیرا با باورها، ارزشها و احساسات یک ملت در بلندمدت ارتباط دارد.
رهبر معظم انقلاب در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری نیز فرمودند: «مخالفان نظام در جنگ نرم با استفاده از ابزارهای فراوان تبلیغاتی و ارتباطی، ایمانها، معرفتها، عزمها و پایهها و ارکان یک نظام و کشور را مورد تهاجم قرار میدهند که مقابله با آنها نیازمند حضور هوشیارانه، آگاهانه و همراه با تدبیر در وسط میدان است که البته چنین حضوری، کمک الهی را نیز درپی خواهد داشت.»
رهبر انقلاب اسلامی، تلاش برای ایجاد تفرقه در سطوح مختلف را یکی دیگر از خطوط اصلی دشمن در جنگ نرم برشمردند و فرمودند: «امروز نشانههای وحدت عمومی و همدلی مردم قابل مشاهده است که نمونههای بینظیر آن حضور مردم در نمازهای جمعه ماه مبارک رمضان، حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس و حضور با عظمت در نماز عید فطر در سراسر کشور است، همه باید در مقابل این وحدت سر تعظیم فرود آورند و درجهت تحکیم آن تلاش کنند.»
به گفته کارشناسان سیاسی کلید خوردن جنگ نرم علیه ایران اسلامی در مقطع فعلی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از آمریکا درجهان دانست که به نظر سران کاخ سفید، ایران مرکز اصلی تنفر و گسترش آن است در آمریکا برای مقابله با این موج نیروی واکنش سریع تشکیل شده تا به خنثیسازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه غرب آسیا بپردازد و با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان، اذهان عمومی را از نقشه خود برای مقابله با نفوذ ایران منحرف سازد.
امروزه در آمریکا موسسات زیادی در ارتباط با ایران تاسیس کردهاند که هدفشان بررسی شیوههای نرم برای رسیدن به اهداف خود در ایران میباشند و سرمایهگذاریهای کلانی برای تحقیق بر تواناییها و امکانات مادی و معنوی ایرانیان نمودهاند ولی اکثر این موسسات در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدهاند که جمهوری اسلامی ایران کشوری ممتاز و منحصر به فرد در منطقه غرب آسیاست که مقابله با چنین کشوری کار هرکسی نیست.