دور باطلی به نام «مقاله محوری»
در هر کشور دانشگاهها و مراکز علمی/پژوهشی وظیفه پیشبرد علم و تکنولوژی را دارند و مهمترین افراد این مراکز را اعضای هیئت علمی آن تشکیل میدهند. پس فضای غالب موجود در بین این افراد، فضای غالب علمی کشور را به وجود میآورد که اگر بتوان به نحو درستی آن را هدایت کرد، پیشرفت کشور بسیار تسریع خواهد شد. اما متاسفانه به نظر میرسد این جریان در کشور ما به خوبی هدایت نشده است و کاملا از پتانسیل موجود بهرهبرداری نمیشود. به جای اینکه این استعدادها در جهت حل مسائل و معضلات علمی کشور به کار گرفته شوند، صرفا به انتشار مقاله با محور ژورنالهای بینالمللی میپردازند و به جای خدمت به کشور، مسایل کشورهای توسعه یافته را حل میکنند.
نظام جذب و ارتقاء شاید مهمترین و تاثیرگذارترین عامل در جهتدهی به کارهای علمی اعضای هیئت علمی باشد. مراتب مختلفی در هیئت علمی وجود دارد که به ترتیب مربی، استادیار، دانشیار و استاد یا استاد تمام نامگذاری شدهاند. طبیعی است که یکی از هدفگذاریهای هر فرد ارتقا در این سیستم باشد تا هم از حقوق و مزایای بهتری بهرهمند و هم دارای تثبیت شغلی بهتری شود. همچنین در موضوع جذب عضو هیئت علمی و تبدیل عضو آزمایشی به عضو قطعی(دائمی) نیز این مسائل صادق هستند. مشکل از آنجایی شروع میشود که با مطالعه آیین نامههای مربوطه متوجه میشویم تقریبا هیچ متر و معیاری برای سنجش میزان حل معضلات علمی کشور در بررسی صلاحیت این اعضا وجود ندارد و اتفاقاً از آن طرف مهمترین عامل، میزان مقالات انتشار یافته از سوی فرد در مجلات علمی معتبر بینالمللی است؛ به طوری که برای ارتقا به مرتبه دانشیاری و استادی به ترتیب حداقل 2 و 3 مقاله با شرایط گفته شده ضروری هستند.
برای تبدیل عضو آزمایشی به عضو قطعی نیز با توجه به نظر هیئت جذب هر دانشکده (که متشکل از مدیر آن دانشکده و چند تن از اعضای دیگر هیئت علمی آن بخش است)، تعداد نسبتا زیادی مقاله لازم است. البته این اطلاعات مربوط به آیین نامههای عمومی هستند و در دانشگاههایی مانند دانشگاه شریف، که مصوبات هیئت امنای آن اعلام عمومی نمیشود، شاید اوضاع وخیمتر باشد.
به نقل از نشریه دانشجویی «میدان انقلاب»؛ چنین نظامی هر فرد هیئت علمی را خواهناخواه به سمت مقاله محوری میکشاند و از پرداختن به مسائل داخلی باز میدارد. نتیجه این فضا حال فعلی کشور است که کاربرد علم در عمل کیلومترها عقبتر از علمِ روی کاغذ ماست. بخش عمده عمر مفید استادان صرف انتشار مقاله بلا استفاده در کشور میشود و این مسئله روحیه آنها را میسازد که نتیجه آن مسئولانی میشود که فقط بلدند شعار بدهند و موعد عمل که فرا میرسد خبری از آنها نیست. یکی از این نمونهها که چندی پیش خبر آن در فضای مجازی تا حدی پخش شد، وزیر بهداشت است که در دوران وزارت خود حدود چهار برابر برنده جایزه نوبل پزشکی در سال 2018، مقاله منتشر کرده است! حال آنکه همه از مشکلات کشور در زمینه بهداشت و دارو و لزوم پرداختن به آن مطلعاند.
همان طور که در بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاهها در ماه رمضان امسال مطرح شد، پژوهشها باید هدفمند شوند و پژوهشهای بیهدف را باید از دایره کار خارج کرد. به طور مثال باید با افزایش سهم اساتید از درآمد پروژههایی که از صنعت میگیرند، آنها را تشویق به انجام تحقیقات در این زمینهها کرد. یا با گذاشتن دورههای مطالعاتی صنعتی، آنها را درگیر مسئلههای صنعت کرد. به هر حال باید با کمک کارشناسان و متخصصان سیاست نظام جذب و ارتقا را تغییر داد و همچنین باید تدابیری اندیشه شود تا بتوان به تدریج این فضا را در بین اساتید شکست.
اما مشکل فعلی این است که به نظر عزمی جدی و عملی از سوی مسئولان مربوط برای تصحیح اساسی مدل اداره دانشگاهها و جذب و ارتقاء اساتید وجود ندارد اگرچه در سخنان و حرفها سالهاست که میشنویم میخواهند ارتباط با صنعت برقرار کنند و مقالهمحوری بد است و... شاید به خاطر اینکه خود آنها هم پرورش یافته همین سیستماند و به آن عادت کردهاند. اما ما امیدواریم باشند مسئولانی که صدای ما را بشنوند و نگران مشکلات این چنینی کشور باشند.