احساس حقارت و خودکمبینی!
یکی از ذخائر بزرگ ما دانشمندان گرانقدر ما هستند، نمیدانم چطور شده که در ما حس تنفر از گذشته پیدا شده است. شاید این تنفر مولود احساس حقارت به گذشته است. غالباً خیال میکنند که در گذشته دانشمندی که بشود او را به حساب آورد، در میان ما وجود نداشته است. برخی گمان میکنند که مثلاً طب ابنسینا در حدود معالجات پیرزنان قدیمی بوده است، یا گمان میکنند ریاضیات ریاضیون ما از قبیل ابن هیثم، خوارزمی و خیام در حدود اطلاعات دانشآموزان دبیرستانی امروز بوده است. کار به جایی کشیده است که ما ارزش دانشمندان خود را باید از زبان دیگران بشنویم. یعنی امروز اگر از امثال بوعلی و فارابی و ابوریحان بیرونی و خیام ریاضی و خواجه نصیرالدین طوسی و مولوی و سعدی و حافظ تجلیل و تکریم میکنیم، به دلیل این است که میبینیم در تاریخ علوم و ادبیاتی که از اروپائیان نوشتهاند، این شخصیتها موقعیت برجستهای دارند و بعضی از آنها از نوابغ طراز اول جهان به شمار میروند، و لهذا هر شخصیتی را که اروپائیان به رسمیت نشناسند، خودمان جرأت نمیکنیم از او نام ببریم. تا چند سال پیش که صدرالمتالهین شیرازی عارف و حکیم الهی معروف ما از زبان فرنگیها معرفی نشده بود، ملت ما باور نمیکرد که این فیلسوف در رشته خود اندیشههای بسیار بلندی داشته است. اما اخیراً به وسیله بعضی مستشرقین مقام فلسفی او در محافل علمی جهان اعلام شده و کم و بیش ما هم در نوشتههای خود نامی از او میبریم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
1- انسان و سرنوشت، شهید مرتضی مطهری، ص 163.