رسانهها به نقدینگی سرگردان چه جهتی میدهند؟!
محمد محمدی
یکی از موارد تاثیرگذاری رسانهها به ویژه در زمینه اقتصاد، کنترل و هدایت نقدینگی سرگردان است. طبق آخرین آمارها مقادیری بالغ بر 250 تن طلا و سکه و رقمی بیش از 20 میلیارد دلار ارز خانگی در اختیار هموطنان بوده و این درحالی است که فعالان اقتصادی مشکل عمده واحدهای تولیدی کشور را کمبود نقدینگی عنوان میکنند! نقدینگی سرگردان را به سیل مخربی تشبیه کردهاند که بعد از رها شدن میتواند در مسیر خود اقلام مختلف و بعضا ضروری را دچار شوک قیمتی نماید. هجوم جمعیتی بالغ بر شش میلیون نفر جهت خرید یک خودروی داخلی و التهاب در بازارهای گوناگون همچون مسکن، نمونههایی از این سیل است. آوار سنگین این سیل مخرب نیز نهایتا بردوش قشر آسیبپذیرجامعه سنگینی میکند.
متخصصان اقتصادی هدایت این منابع عظیم مالی به سمت تولید را سبب افزایش میزاناشتغال و رشد اقتصادی میدانند که تحقق آن بیتردید با شراکت دادن مردم در طرحهای بزرگ اقتصادی و با تدابیر دولت و بانک مرکزی امکانپذیر است. از این روست که رهبرمعظم انقلاب مکررا با تاکید بر اهمیت این مسئله، از اصلاح نظام بانکی و هدایت نقدینگی به عنوان راهکارهای عبور ازشرایط کنونی کشورنام برده و کنترل و مدیریت نقدینگی سرگردان را ازمسئولین مربوطه مطالبه نمودهاند.
بنا به اظهارات کارشناسان اقتصاد، مشکل نقدینگی سرگردان و مبلغ سرسامآور آن یکی از دلایل اصلی گرانیها و از عوامل آسیبپذیربودن کشور دربرابرتحریمها بوده است.نقدینگی ناشی از خلق پول بدون پشتوانه، در خرداد ماه امسال به رقم سرسامآور یک تریلیون و 582 هزار میلیارد تومان رسید که افزایش 220درصدی را درطی مدت پنج سال نشان میدهد.
در این میان رسانههای داخلی و خارجی و شبکههای اجتماعی در فضای مجازی بیکار ننشسته و هر کدام بر اساس منافع خود آدرس مورد نظر را به این نقدینگی سرگردان ارائه میکنند. صدا وسیما که شعار اقتصاد مقاومتی را سرلوحه کار خود قرارداده، در طی این سالها برنامههای تحلیلی بسیاری درمورد لزوم ساماندهی و هدایت نقدینگی تهیه و پخش کرده است. این رسانه در زمینههای مربوط به فرهنگ مصرف تولیدات داخلی، فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ تولید و تعاون و نهایتا تحقق رویکرد اقتصاد مقاومتی؛ از سطح تبلیغ یا نهایتا تبیین مسئله فراترنرفته است.بکارگیری اسپانسرهایی با فعالیتهایی سوداگرانه همچون موسسات کنکور ویا شرکتهای تجاری و کم توجهی به اسپانسرهای عرصه تولید،گواهی براین مدعاست.
رسانههای مهاجم و یا رقیب نیزبا آگاهی از اهمیت موضوع، هریک -با توجه به سیاستها و منافع خود -نسخهای برای این درد مزمن مینویسند. در این میان بیبیسی فارسی گوی سبقت را از رقیبان خود ربوده است.کارشناسان این رسانه در هر فرصت ممکن ضمن تلاش برای القای کم بازده بودن سرمایهگذاری در بورس و یا فعالیتهای تولیدی؛مخاطبان را به خرید ارزهای بیشتر تشویق میکنند.این درحالی است که بازار بورس تهران از موفقترین بورسهای جهان بوده و از طرفی هجوم برای خرید ارزنتیجهای جز افزایش نرخ آن و التهاب در بازارنخواهد داشت.
خرید ملک در ترکیه،امارات و گرجستان با وعده اخذ اقامت در این کشورها یکی دیگر از آدرسهایی است که به این سرمایه سرگردان داده میشود. در این رابطه شبکههای فارسی زبان ماهوارهای به طور شبانهروزی مشغول تبلیغ آپارتمانهای لوکس و یا ویلاهای با شکوه با وعده اعطای اقامت دائم هستند. نتیجه این بازاریابیها،خروج مبلغی بالغ بر 6/1 میلیارد دلار برای خرید املاک در ترکیه در طی هشت ماهه نخست سال جاری میلادی بوده است.البته خریداران املاک در این کشورها علاوهبر خارج کردن ارز از کشور،خود نیزبعضا گرفتار کلاهبرداریهای دلالان و خلف وعده مسئولان درکشورهای مقصد میشوند. علاوهبر بحران سازیهای بیامان بعضی موسسات مالی و تعاونی که بعضا با سوءاستفاده از نامهای مذهبی و اعتماد مردم هزاران میلیارد تومان از سرمایه مردم را به یغما برده اند؛سایتهای اینترنتی فروش سکه نیز ازاین مسابقه عقب نمانده و بساطی گستردهاند که در یک مورد سه هزار مالباخته دارد!
سلبریتیهای فعال در شبکههای اجتماعی نیز داستان همیشگی خود را دارند.این روزها فصل مشترک برخی ازاین مدعیان وطنپرستی، باز نشر اخبار منفی، تبلیغ مصرف گرایی ونهایتا بیتوجهی به فرهنگ کارآفرینی و تولید بوده است. پیامها یا پستهای آنان در شبکههای اجتماعی اگر هم جنبه اقتصادی داشته، عموما به دلیل تضاد با الفبای علم اقتصاد، با واکنشهای منفی متخصصان اقتصادی روبرو شده است.
بنا به اظهارات اکثرکارشناسان داخلی و بینالمللی به دلیل ویژگیهای برجسته ایران همچون داشتن امنیت پایدار،دسترسی به آبهای آزاد، تنوع گسترده منابع، همسایگی با 15کشور و مهمتر از همه وجود نخبگان جوان، پازلهای تحریمی آمریکا قابلیت تکمیل شدن پیدا نخواهد کرد. با این حال بیماری مزمن نقدینگی سرگردان ازعواملی است که در گذشته و حال همواره جامعه و اقتصاد ایران را آزار داده است.
بدیهی است که اقتصاد، تابعی ازمولفههای گوناگون به ویژه فرهنگ و رسانه است و رسانه میتواند در کنار مسئولان، جامعه یا ملتی را به قلههای شکوه و اقتدار و یا به سراشیبی ضعف و ناتوانی بکشاند. در اینجا سؤال اصلی این است که رسانههای داخلی به چه میزان در هدایت منابع مالی به سمت فرصتهای جدید سرمایهگذاری جریان سازبودهاند؟ آنها چگونه ازمسئولان تصمیمگیر مطالبهگری و از فعالیتهای بانکهای دخیل در نقدینگی - قبل از بروز بحران- تقاضای شفافسازی کردهاند؟ به راستی رسانهها به نقدینگی سرگردان چه آدرسی میدهند؟!