کد خبر: ۱۴۶۲۷۹
تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰:۵۷

هر چه‌کنی به خودکنی (خوان حکمت)



همه ما در هر شبانه‌روز موظّفيم اهل حساب و محاسبه باشيم، براي اينكه بهترين سرمايه را كه عمر است داريم مي‌دهيم،بايد ببينيم در برابر اين سرمايه، چيزي گرفتيم يا نگرفتيم؛اين وظيفه هر روزه ماست. در روايات ما هم هست كه ائمه(عليهم السلام) فرمودند: «ليس منّا مَن لم يحاسِب نفسه»[1] كسي كه اهل حساب نباشد از ما نيست، براي اينكه اين سرمايه يعني عمر را دارد مي‌دهد بايد ببيند چه چيزي به دست آورده. معامله با خدا؛ معامله‌ای پرسود
در قرآن كريم هست كه هر كاري كنيد،خدا مي‌بيند، پيامبر مي‌بيند: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»[2] در سوره مباركه حشر مي‌فرمايد همه شما مراقب باشيد ببينيد چه كرديد (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ)؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید و هرکس باید بنگرد که برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده [3] قرآن به ما فرمود عمر، سرمايه است، شما با اين سرمايه يا خريد و فروش كنيد يا اجاره بدهيد، بالأخره انسان زميني كه دارد، خانه‌اي كه دارد،مالي كه دارد،يا مي‌فروشد و استفاده مي‌برد يا اجاره مي‌دهد، يكي از اين دو كار را بايد بكند.آنهايي كه شهيد شدند،خريد و فروش كردند، ماها كه توفيق شهادت نداشتيم، بايد اجاره بدهيم؛ بالأخره اين سرمايه عمر را يا انسان بايد مستقيماً بفروشد، فرمود: (إِنَّ اللّهَ‌اشْتَرَي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم) كذا و كذا بعد فرمود: (فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ)[4] به شما بشارت بدهم يك معامله خوبي است براي اينكه چه معامله‌اي بهتر از اين كه آن خريدار، عوض و معوّض،هر دو را به آدم مي‌دهد.كدام معامله خوب است ؟معامله‌اي كه آدم چيزي را بدهد و نفع ببرد که اين خوب خوب است، اما اگر چيزي را بدهد به كريمي و آن كريم چيزي اضافه كند و همان را به آدم برگرداند، از اين بهتر ديگر چيست؟ خدا عوض و معوّض هر دو را به ما برمي‌گرداند نه اينكه عوض را بگيرد، جان ما را بگيرد كه كجا ببرد؟! بلکه جان ما را به ما مي‌دهد؛ از اين معامله بهتر؟!
عاقبت ‌معامله ‌با شیطان
اگر كسي ـ خداي ناكرده ـ با شيطان معامله كرد، او آنقدر خائن است كه عوض و معوّض، هر دو را مي‌برد،نه اينكه سر آدم كلاه بگذارد،نه اينكه آدم ضرركند. يك وقت است كسي فرشي دارد، به كسي مي‌فروشد، او فريب مي‌دهد اين فرش را ارزان از آدم مي‌خرد؛او بالأخره عوضي داد و لو كم، اما معوّض را گرفت، ولی اگر فريبكار بود، عوض و معوّض هر دو را می‌گیرد.شيطان مطابق آيه سوره مباركه «اسراء» به خدا عرض كرد من سواري مي‌خواهم: (لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ)[5] «احتنك» يعني حَنك و تحت حنك او را گرفت، اين سواركارهاي مسلّط حنك و تحت حنك اسب را می‌گیرند و دهنه مي‌زنند.شيطان گفت من چنين كاري مي‌كنم، من سواري مي‌خواهم. اگر كسي با شيطان معامله كرد،شيطان عوض و معوّض (هر دو) را مي‌برد، نه اينكه سر آدم كلاه بگذارد،آن وقت انسان مي‌شود بنده او،هر چه او گفت بايد اطاعت كند.
وجود مبارك حضرت امير(ع) در آن نامه‌اي كه براي دربار معاويه نوشت فرمود خيلي‌ها مي‌روند در ميدان جنگ جانباز مي‌شوند اما از خانواده ما اگر كسي رفت دو دستش را داد، خدا دو بال فرشته به او مي‌دهد مي‌شود جعفر طيّار[6] فرمود ما با ديگران فرق مي‌كنيم. بنابراين اگر كسي سرمايه‌اي دارد، بايد تجارت كند،كسي خانه‌اي، زميني دارد يا بالأخره اين زمين یا خانه را مي‌فروشد استفاده مي‌كند يا اجاره مي‌دهد،غير از اين نمي‌شود؛ آنها كه رفتند شهيد شدند، با بيع معامله كردند؛ ما كه توفيق شهادت نداشتيم بايد اجاره بدهيم؛ اين اجاره همان است كه در قرآن كريم فرمود كه ما به اينها اجر مي‌دهيم[7] اجر و اجرت به كسي مي‌دهند كه عقد اجاره دارد، اجاره بدهيم يعني چه؟ اگر كسي خانه خود را به ديگري اجاره داد يعني چه؟ يعني آ‌ن مستأجر بايد از آن استفاده كند، نه صاحب‌خانه؛ ما اگر وقتمان را به خداي سبحان اجاره داديم اين يعني چه؟ يعني هر چه او مي‌خواهد بايد انجام بدهيم نه هر چه خودمان مي‌خواهيم واين معني محاسبه است؛ آن وقت آدم راحت است.
 چه كسي خوشحال‌تر از كسي كه هر روز دارد سود مي‌برد؟ آنهايي كه نه خريد و فروش كردند،نه اجاره دادند، چيزي در دستشان نيست، شما جوان‌هايي كه هستيد، ورزش كنيد، تماشا كنيد، لذّت ببريد اما به اندازه تأمين سلامت‌تان. يك وقت است كسي بيست سال مي‌دود، بعد از بيست سال از او سؤال بكنيد كه چه داريد، ميوه كار خودش را به شما نشان مي‌دهد، مثل يك درخت؛ اين درخت بيست سال تلاش و كوشش مي‌كند شب و روز زمستان‌ها كمتر، تابستان‌ها و بهار بيشتر، بعد از بيست سال از اين درخت سؤال بكني چه چيزي داري، ميوه‌اش را در مي‌آورد مي‌گويد اين.
 يك وقت است انسان بيست سال تلاش و كوشش مي‌كند،بعد از بيست سال يك آدم قراضه مي‌شود،مثل يك اتوبوس و ميني‌بوس كه بيست سال تلاش مي‌كند بعد از بيست سال يك آهن قراضه است، او ميوه ندارد، يك وقت است يك جوان، بيست سال درس مي‌خواند مثل شجره طوباست كه ميوه دارد،يك وقت يك جوان بيست سال بازي مي‌كند بعد از بيست سال يك ديسك كمر و يك دردسر دارد. از آن جواني كه حالا يا نظامي است يا انتظامي است يا دانشجوست يا طلبه است يا كاسب است بالأخره در راه صحيح قدم برداشت، اگراز او سؤال بكني كه محصول بيست سال شما چيست مي‌گويد خدمات اجتماعي من اين است حالا يا علمي يا نظامي يا غيره خدمتي كردم. اگر از درخت سؤال كني تو چه كردي درخت حرفي براي گفتن دارد مي‌گويد من هر چه كردم به پاي خودم ريختم، ريشه خودم را تقويت كردم.
اگر بار خار است خود كشته‌اي
در سوره مباركه بقره فرمود: كساني كه خدمت مي‌كنند (مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ اِبْتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ) يا ساير خدمات (تَثْبِيتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ)[8] يعني اين كار خيري كه مي‌كنيد درست است که ديگري هم استفاده مي‌كند، اما در اصل نفع اصلی‌اش به خود شما بر می‌گردد.شما اگر آب ريختيد به پاي اين غنچه گلتان، منظره براي شما، ارزشش براي شما، معطّر بودن براي شماست، البته عابري كه از كنار منزل شما مي‌گذرد شامّه او هم معطّر مي‌شود، او هم استفاده مي‌كند اما يك فايده اندك است، هر كار خيري كه انسان براي ديگري بكند، براي ديگري خانه و مدرسه و درمانگاه و بيمارستان بسازد، اساس اين خير، تثبيت موقعيت خودش است مثل اينكه در منزل خودش درخت خوبي كاشت،ديگري از منظره‌اش بهره مي‌برد، لذا در سوره مباركه اسراء فرمود هر كار خيري كه كردي براي خودت كردي: (إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ) اين «لام»،«لام» اختصاص است و اگر ـ خداي ‌ناكرده ـ كسي كار بدي كرد (وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا)[9] آن هم براي خودت است، هيچ كس به ديگري بد نمي‌كند، اگر كسي در درون خانه خود يك چاه بدبويي حفر كرد، در تمام شبانه‌روز خودش در زحمت است،البته گاهي هم شامّه عابرين را آسيب مي‌رساند.بعدها سراينده‌هاي ما گفتند:
اگر بار خار است خود كشته‌اي وگر پرنيان است خود رشته‌اي[10]
مردم مشغول دو كار هستند.خيلي از شماها شايد اين درخت‌هاي پرتيغ جنگلي را ديديد كه در عربي به آن مي‌گويند قتاد؛ اين درخت هيچ ميوه‌اي ندارد مگر تيغ، هر چه هم به او بيشتر آب دهيد، تيغ‌هايش تيزتر است، حرف اين سراينده اين است كه «اگر بار خار است» تيغ محصول كار شماست «خود كشته‌اي»، پرنيان همين ابريشم است «اگر پرنيان است خود رشته‌اي» يا انسان مشغول رشته پرنياني است يا آبياري آن درخت پرتيغ است، اين معني محاسبه است كه مي‌گويند انسان بايد حساب‌هايش را بررسي كند ببيند كه آيا خريد و فروش كرده مثل شهدا(رض) يا مثل جانبازان كه بخشي را خريد و فروش كردند كه حشرشان با اولياي الهي است،اگر نشد، اجاره.اما اگر آدم نه بيع بكند نه اجاره، آن وقت اجري نمي‌برد. 
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
 در جلسه درس اخلاق؛ 22/4/91
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. الكافي، ج2، ص453.
[2]. توبه، 105.
[3]. حشر،18.
[4]. توبه، 111.
[5]. اسراء،62.
[6]. نهج‌البلاغه، نامه 28.
[7]. بقره، 62.
[8]. بقره،265.
[9]. اسراء، 7.
[10]. شاهنامه فردوسي، فريدون، بخش20.