نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
پیروزی روحانی تغییری را رقم نزد فرقی نداشت چه کسی رئیسجمهور شود!
روزنامههای آرمان و سازندگی در شمارههای دیروز خود مشکلات کشور را مشکلاتی دیرپا خواندند که بود و نبود یک دولت و یا تغییر دولتها در کم و زیاد شدن این مشکلات نقشی ایفا نمیکند و اگر به جای این دولت رقیب نیز رای آورده بود همین بود که امروز شاهد آن هستیم!
سرویس سیاسی-
روزنامه آرمان طی یادداشتی مقصر اصلی مشکلات کشور را سکوت رئیسجمهور خوانده و نوشت هر کسی به جای روحانی رئیسجمهور بود همین مشکلات را داشتیم!
در این یادداشت با اشاره به برخی مشکلات از جمله وابستگی اقتصاد ایران به نفت آمده است: «چرا آقای روحانی سکوت کرد؟ این سکوت باعث شد تا تصور نادرست، عمومیت پیدا کند و متاسفانه همه به این باور دچار شدند که اگر به جای آقای نوبخت، آقای کرباسیان و آقای واعظی فرد دیگری در دولت قرار میگرفت وضعیت بهتر بود، اما هیچ تفاوتی نداشت؛ زیرا خیلی از مسائل از پایه درست نیست. اقتصاد ایران یک اقتصاد ناکارآمد دولتی است و همیشه این گونه بوده است.»
روزنامه سازندگی نیز در شماره دیروز خود همین مضمون را القا کرده و نوشته است: «این طور نیست که اگر آقای روحانی نبود و فرد دیگری به جای ایشان ریاست قوه مجریه را بر عهده داشت، شرایط طور دیگری رقم میخورد و اوضاع دگرگون میشد.»
اگر شخص دیگری غیر از آقای روحانی رئیسجمهور بود و البته تمام تخممرغهایش را در سبد توافق هستهای میگذاشت، آب خوردن مردم را هم به برجام گره میزد، تیم مذاکرهکنندهاش دُر هستهای را میدادند و آبنبات نسیه میگرفتند، تضمین هم نمیگرفتند، بعد حامیانش در رسانههایشان همین توافق معیوب را نسخه معجزهآسا جا میزدند و فتحالفتوح مینامیدند، منتقدان هم به جهنم حواله داده میشدند، در شرایط جنگ اقتصادی چوب حراج به منابع ارزی میزد، نقدینگی را از ۴۶۰ هزار میلیارد تومان به یک تریلیون و 600 هزار میلیارد تومان میرساند، رئیسکل بانک مرکزیاش هم میگفت نمیدانم در شرایط فعلی ارزی چه کار کنم، ارز دولتی را به واردات بیرویه اختصاص میداد، برنامه مشخص اقتصادی نداشت، وزارتخانههای اقتصادیاش هفتهها بدون وزیر اداره میشد و به توصیههای متخصصان امر هم توجه نمیکرد و... شرایط همین گونه بود.
گفتنی است روحانی در سال 92 و هنگام ثبتنام در انتخابات چندین بار قسم خورد که اگر راهحل مشکلات کشور را نمیدانست و یا این مشکلات راهحلی نداشتند نامزد نمیشد ولی امروز مدعیان اصلاحات و روزنامههای حامی دولت مینویسند در ساختار کنونی هیچ رئیسجمهوری بر رئیسجمهور دیگر ارجحیت نداشته و مشکلات دیروز همان مشکلات امروز است!
سؤال اینجا است که اگر مشکلات کشور در دولتهای متعدد پس از انقلاب ثابت بوده و تغییری نکرده است و یا از میزان آنها کاسته نشده است دلیل این همه ضجه زدنها در دوره انتخابات و دروغ گفتنها که به نامزد مطلوب ما رای دهید چه بود؟! اگر راهحلی برای مشکلات کشور نبوده و رئیسجمهور بایستی تنها لیست این مشکلات را به مردم ارائه میکرد رئیسجمهور سابق و یا رقبای رئیسجمهور کنونی نیز در دوره انتخابات چنین کاری را میتوانستند انجام دهند پس فلسفه رایگیری از مردم در اردیبهشت 96 چه بود؟!
هجوم به دشمن فرضی از فرط بیدستاوردی
روزنامه سازندگی دیروز در مطلبی نوشت: «شورا با فشارهای متعددی دست و پنجه نرم میکند. از طرفی سومین شهردار را باید انتخاب کند و از طرفی هم باید از زیر فشارهای متعدد تندروها سربلند بیرون بیاید. همان مخالفانی که اعتقاد داشتند محل دفن اصلاحطلبان شورای پنجم و شهرداری است، تضعیف کردن جایگاه شوراها هدف اصلی آنهاست. بارها تأکید شده است که متاسفانه فضاسازیهایی در این یکسال علیه شوراها اتفاق افتاده و از زشتترین روشها برای شکست رقیب استفاده میکنند.»
مدعیان اصلاحات از فرط بیدستاوردی و کارنامه غیرمطلوب در شورای شهر و شهرداری تهران یا فرار رو به جلو میکنند یا دشمن فرضی میسازند و به آن حمله ور میشوند، به سیاق دونکیشوت که هجوم میبرد به آسیاب بادی! در ابتدای آغاز به کار شورای پنجم که این جماعت میگفتند شهر سوخته تحویل گرفتیم، روزمرگیهای خود در شورا را پیشبینی میکردند. طیف اصلاحات به جای این ترفندها پاسخگوی ایستایی و عدم تحرک و پویایی کافی برای خدمت به مردم و حل مشکلات شهر تهران از جمله آلودگی هوا و ترافیک باشد.
مصادره رای مردم به نفع خواستههای حزبی
روزنامه شرق در سرمقاله شماره دیروز خود به موضوع جلسه رای اعتماد به چهار گزینه پیشنهادی دولت پرداخت. در بخشهایی از این نوشتار که توسط یکی از فعالان سیاسی اصلاحطلب نوشته شده نکات قابل تاملی دیده میشود.
در این سرمقاله آمده: «بروز نکردن واکنشهای جدی چه در میان اکثر نمایندگان مجلس، چه نخبگان سیاسی و عموم جامعه در مواجهه با گزینههای پیشنهادی برای تصدی چهار وزارتخانه دولت دوازدهم بیانکننده عبور مردم از افراد و توجه آنان به رویکردها و جهتگیریهای کلان دولت و دستگاههای مختلف است.»
این نوشتار در بخش دیگری آورده: «تداوم این روند میتواند انتخابات مجلس یازدهم در سال 98 و به طریق اولی انتخابات 1400 ریاستجمهوری را با مسئله کاهش مشارکت درگیر کند؛ آن هم فقط چهارسال بعد از انتخابات رفراندوم گونه سال 96 که مردم بین دو نگرش به طریق روشنی اعلام نظر کردند...»
مواضع طیف موسوم به اصلاحطلب پس از هر انتخابات جالب توجه است. آنها اگر شکست بخورند به زدن زیر میز و یا ایجاد تشکیک در صحت و سلامت انتخابات روی میآورند. اگر هم پیروز شوند دچار توهماتی میشوند از همین دست که در این گزارش آمده و با نادیده گرفتن میلیونها رای دیگر سعی میکنند تا خواستههای حزبی را پس از انتخابات تعمیم دهند به خواسته همه مردم. اما واقعیت چیست و چه بوده؟
میتوان گفت به جز چند مورد بقیه وعدههای انتخاباتی رئیسمحترم جمهور جنبه معیشتی و اقتصادی داشت. فیلم اظهارات آقایان روحانی و جهانگیری موجود است و همچنین متن سخنرانیهای انتخاباتی این دولتمردان دوازدهم. اگر نویسنده این یادداشت و سایر نویسندگان روزنامه طیف موسوم به اصلاحطلب به آنها رجوع کنند خواهند دید که رونق کسب و کار و برطرف شدن مشکلات معیشتی بستر عمده این وعدهها بوده حال چگونه این جماعت با نادیده گرفتن آنها به مصادره رای مردم به نفع خواستههای حزبی و جناحی
میپردازند؟
نکته دیگر اینکه صاحبنظران همین طیف در زمانهای مختلف به طیف خاکستری اشاره کردهاند که وابستگی و دلبستگی سیاسی ندارند و حتی بسیاری از آنها از آرایش جناحهای سیاسی کشور اطلاعی ندارند و برایشان جالب هم نیست. نکته پایانی آنکه در انتخابات سال 96 قریب به 17میلیون نفر به کاندیدای رقیب جناح اصلاحطلب رای دادهاند، اما گویا این رقم برای این طیف چندان به چشم نمیآید!!
روزنامه زنجیرهای آرشیو خود را گم کرده است!
روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد در شماره دیروز خود طی یادداشتی به حضور زنان در ورزشگاهها پرداخته و نوشت: «مطالبه حضور زنان در ورزشگاه به هر شکلی که بیان شود و از طرف هر کسی که باشد به نظر من یک مطالبه کاملا بحق، اصولی و قانونی است. جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاهها یک نوع اجحاف در حقوق شهروندی و اجتماعی زنان است که هیچگونه سازگاری با حقوق اساسی و حقوق جاری در کشور ندارد.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «به نظر میرسد عدهای خواهان این هستند که به طور کلی زنان در جامعه حضور نداشته باشند، به بهانههای عجیب و غریبی که قابل توجیه نیست برای حضور زنان در جوامع ورزشی بازدارندگی ایجاد میکنند.»
روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد ظاهرا به آرشیو سال 1385 خود دسترسی ندارد و یا این آرشیو را گم کرده است!
مدعیان اصلاحات در اوایل دولت نهم و زمانی که رئیسجمهور وقت خواستار حضور زنان در ورزشگاه شده بود از مخالفان اصلی این دستور بودند. روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله شماره 7 اردیبهشت سال 1385 خود در این زمینه نوشته بود «... بعضی ایرادهای شکلی بر این دستور میبینیم که احتمالا در ذهن عدهای از مخاطبان روزنامه نیز وجود دارد، یکی از این ایرادها، میزان اولویت این دستور میباشد... بدون اغراق میتوان گفت کم اهمیتترین خواسته اصلاحطلبان نیز در مقایسه با دستور اخیر رئیسجمهور، از اولویت بیشتری برخوردار بود».
آفتاب یزد در ادامه دومین اشکال بر دستور رئیسجمهور وقت را «بیتوجهی به دیدگاه کارشناسان مستقل اجتماعی، مذهبی و سیاسی خوانده بود.»
این روزنامه مدعی اصلاحات در پایان نتیجه گرفته بود «میتوان به قاطعیت ادعا کرد که دستور اخیر حتی دغدغه یک درصد جمعیت کشور نبوده است و از این جهت سرگرم ساختن جامعه به آن و مشغولسازی سیاستمداران و شخصیتهای ذینفوذ به آن به هیچ وجه مصلحت نیست».
حال میتوان سؤال کرد اگر حضور و یا عدم حضور بانوان در ورزشگاهها دغدغه حتی یک درصد مردم نیست و باید مشکلات مردم را اولویتبندی کرد چرا مدعیان اصلاحات و حامیان دولت که خود امروز در مصدر امور هستند مشکلات مردم را اولویتبندی و در حل آنان نمیکوشند؟!
مشکلتراشیهای کاذب برای اقتصاد
روزنامه ابتکار در یادداشتی در صفحه نخست خود آورده است: «بسیاری از اقتصاددانان کشور مشکل اصلی اقتصاد ایران را سیاسی میدانند اما دریغ از آنکه در حوزه اقتصاد سیاسی راهحل عملی در چارچوب باورهای نظام ارائه و آن را به گفتمان تبدیل کنند و هزینه اداره امور اقتصادی را مضاعف بالا نبرند.»
«مشکل اقتصاد ایران سیاسی است» این گزاره را هم باید در کلکسیون فرافکنی گذاشت. وقتی جماعتی میگویند مشکل اقتصاد ایران سیاسی است یعنی به صورت غیرمستقیم میخواهند بر کمکاریها، بیتدبیریها و حتی بر رانتها سرپوش بگذارند. برای نمونه تنها به همین موضوع جنگ اقتصادی آمریکا با ایران و ترکیه نگاه و اقدامات دو دولت را با هم مقایسه باید کرد. در ترکیه به مردم گفته شد در چنین شرایطی بهتر است حتی دلارهای خود را به بازار ارز آورده و بفروشید اما اینجا دقیقا برعکس عمل شد.
اسحاق جهانگیری معاون اول دولت برخلاف برنامه کارشناسی که از سوی کمیسیون اقتصادی و مرکز پژوهشهای مجلس آماده شده و به دولت پس از تعطیلات عید امسال ارائه شد، ناگاه به میدان آمد و از دلار 4200 سخن گفت و همین روزنامههای زنجیرهای از او به جهت این تصمیم غلط یک ناجی و سوپرمن ساختند. آن روزها از این تحلیلگران اقتصادی با نظریات مشعشعشان خبری نبود! ضمن آنکه باید پرسید «سیاست» دقیقا کجای این قبیل تصمیمگیریهای اشتباه قرار دارد؟
نمونه دیگر این موضوع عباس آخوندی وزیر سابق راه و شهرسازی است که با تئوریهای ویرانگر خود 5سال دولت تدبیر و امید را در زمینه مسکن عقب انداخت. نقش سیاست در این نمونهها چیست؟!
روزنامه آرمان طی یادداشتی مقصر اصلی مشکلات کشور را سکوت رئیسجمهور خوانده و نوشت هر کسی به جای روحانی رئیسجمهور بود همین مشکلات را داشتیم!
در این یادداشت با اشاره به برخی مشکلات از جمله وابستگی اقتصاد ایران به نفت آمده است: «چرا آقای روحانی سکوت کرد؟ این سکوت باعث شد تا تصور نادرست، عمومیت پیدا کند و متاسفانه همه به این باور دچار شدند که اگر به جای آقای نوبخت، آقای کرباسیان و آقای واعظی فرد دیگری در دولت قرار میگرفت وضعیت بهتر بود، اما هیچ تفاوتی نداشت؛ زیرا خیلی از مسائل از پایه درست نیست. اقتصاد ایران یک اقتصاد ناکارآمد دولتی است و همیشه این گونه بوده است.»
روزنامه سازندگی نیز در شماره دیروز خود همین مضمون را القا کرده و نوشته است: «این طور نیست که اگر آقای روحانی نبود و فرد دیگری به جای ایشان ریاست قوه مجریه را بر عهده داشت، شرایط طور دیگری رقم میخورد و اوضاع دگرگون میشد.»
اگر شخص دیگری غیر از آقای روحانی رئیسجمهور بود و البته تمام تخممرغهایش را در سبد توافق هستهای میگذاشت، آب خوردن مردم را هم به برجام گره میزد، تیم مذاکرهکنندهاش دُر هستهای را میدادند و آبنبات نسیه میگرفتند، تضمین هم نمیگرفتند، بعد حامیانش در رسانههایشان همین توافق معیوب را نسخه معجزهآسا جا میزدند و فتحالفتوح مینامیدند، منتقدان هم به جهنم حواله داده میشدند، در شرایط جنگ اقتصادی چوب حراج به منابع ارزی میزد، نقدینگی را از ۴۶۰ هزار میلیارد تومان به یک تریلیون و 600 هزار میلیارد تومان میرساند، رئیسکل بانک مرکزیاش هم میگفت نمیدانم در شرایط فعلی ارزی چه کار کنم، ارز دولتی را به واردات بیرویه اختصاص میداد، برنامه مشخص اقتصادی نداشت، وزارتخانههای اقتصادیاش هفتهها بدون وزیر اداره میشد و به توصیههای متخصصان امر هم توجه نمیکرد و... شرایط همین گونه بود.
گفتنی است روحانی در سال 92 و هنگام ثبتنام در انتخابات چندین بار قسم خورد که اگر راهحل مشکلات کشور را نمیدانست و یا این مشکلات راهحلی نداشتند نامزد نمیشد ولی امروز مدعیان اصلاحات و روزنامههای حامی دولت مینویسند در ساختار کنونی هیچ رئیسجمهوری بر رئیسجمهور دیگر ارجحیت نداشته و مشکلات دیروز همان مشکلات امروز است!
سؤال اینجا است که اگر مشکلات کشور در دولتهای متعدد پس از انقلاب ثابت بوده و تغییری نکرده است و یا از میزان آنها کاسته نشده است دلیل این همه ضجه زدنها در دوره انتخابات و دروغ گفتنها که به نامزد مطلوب ما رای دهید چه بود؟! اگر راهحلی برای مشکلات کشور نبوده و رئیسجمهور بایستی تنها لیست این مشکلات را به مردم ارائه میکرد رئیسجمهور سابق و یا رقبای رئیسجمهور کنونی نیز در دوره انتخابات چنین کاری را میتوانستند انجام دهند پس فلسفه رایگیری از مردم در اردیبهشت 96 چه بود؟!
هجوم به دشمن فرضی از فرط بیدستاوردی
روزنامه سازندگی دیروز در مطلبی نوشت: «شورا با فشارهای متعددی دست و پنجه نرم میکند. از طرفی سومین شهردار را باید انتخاب کند و از طرفی هم باید از زیر فشارهای متعدد تندروها سربلند بیرون بیاید. همان مخالفانی که اعتقاد داشتند محل دفن اصلاحطلبان شورای پنجم و شهرداری است، تضعیف کردن جایگاه شوراها هدف اصلی آنهاست. بارها تأکید شده است که متاسفانه فضاسازیهایی در این یکسال علیه شوراها اتفاق افتاده و از زشتترین روشها برای شکست رقیب استفاده میکنند.»
مدعیان اصلاحات از فرط بیدستاوردی و کارنامه غیرمطلوب در شورای شهر و شهرداری تهران یا فرار رو به جلو میکنند یا دشمن فرضی میسازند و به آن حمله ور میشوند، به سیاق دونکیشوت که هجوم میبرد به آسیاب بادی! در ابتدای آغاز به کار شورای پنجم که این جماعت میگفتند شهر سوخته تحویل گرفتیم، روزمرگیهای خود در شورا را پیشبینی میکردند. طیف اصلاحات به جای این ترفندها پاسخگوی ایستایی و عدم تحرک و پویایی کافی برای خدمت به مردم و حل مشکلات شهر تهران از جمله آلودگی هوا و ترافیک باشد.
مصادره رای مردم به نفع خواستههای حزبی
روزنامه شرق در سرمقاله شماره دیروز خود به موضوع جلسه رای اعتماد به چهار گزینه پیشنهادی دولت پرداخت. در بخشهایی از این نوشتار که توسط یکی از فعالان سیاسی اصلاحطلب نوشته شده نکات قابل تاملی دیده میشود.
در این سرمقاله آمده: «بروز نکردن واکنشهای جدی چه در میان اکثر نمایندگان مجلس، چه نخبگان سیاسی و عموم جامعه در مواجهه با گزینههای پیشنهادی برای تصدی چهار وزارتخانه دولت دوازدهم بیانکننده عبور مردم از افراد و توجه آنان به رویکردها و جهتگیریهای کلان دولت و دستگاههای مختلف است.»
این نوشتار در بخش دیگری آورده: «تداوم این روند میتواند انتخابات مجلس یازدهم در سال 98 و به طریق اولی انتخابات 1400 ریاستجمهوری را با مسئله کاهش مشارکت درگیر کند؛ آن هم فقط چهارسال بعد از انتخابات رفراندوم گونه سال 96 که مردم بین دو نگرش به طریق روشنی اعلام نظر کردند...»
مواضع طیف موسوم به اصلاحطلب پس از هر انتخابات جالب توجه است. آنها اگر شکست بخورند به زدن زیر میز و یا ایجاد تشکیک در صحت و سلامت انتخابات روی میآورند. اگر هم پیروز شوند دچار توهماتی میشوند از همین دست که در این گزارش آمده و با نادیده گرفتن میلیونها رای دیگر سعی میکنند تا خواستههای حزبی را پس از انتخابات تعمیم دهند به خواسته همه مردم. اما واقعیت چیست و چه بوده؟
میتوان گفت به جز چند مورد بقیه وعدههای انتخاباتی رئیسمحترم جمهور جنبه معیشتی و اقتصادی داشت. فیلم اظهارات آقایان روحانی و جهانگیری موجود است و همچنین متن سخنرانیهای انتخاباتی این دولتمردان دوازدهم. اگر نویسنده این یادداشت و سایر نویسندگان روزنامه طیف موسوم به اصلاحطلب به آنها رجوع کنند خواهند دید که رونق کسب و کار و برطرف شدن مشکلات معیشتی بستر عمده این وعدهها بوده حال چگونه این جماعت با نادیده گرفتن آنها به مصادره رای مردم به نفع خواستههای حزبی و جناحی
میپردازند؟
نکته دیگر اینکه صاحبنظران همین طیف در زمانهای مختلف به طیف خاکستری اشاره کردهاند که وابستگی و دلبستگی سیاسی ندارند و حتی بسیاری از آنها از آرایش جناحهای سیاسی کشور اطلاعی ندارند و برایشان جالب هم نیست. نکته پایانی آنکه در انتخابات سال 96 قریب به 17میلیون نفر به کاندیدای رقیب جناح اصلاحطلب رای دادهاند، اما گویا این رقم برای این طیف چندان به چشم نمیآید!!
روزنامه زنجیرهای آرشیو خود را گم کرده است!
روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد در شماره دیروز خود طی یادداشتی به حضور زنان در ورزشگاهها پرداخته و نوشت: «مطالبه حضور زنان در ورزشگاه به هر شکلی که بیان شود و از طرف هر کسی که باشد به نظر من یک مطالبه کاملا بحق، اصولی و قانونی است. جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاهها یک نوع اجحاف در حقوق شهروندی و اجتماعی زنان است که هیچگونه سازگاری با حقوق اساسی و حقوق جاری در کشور ندارد.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «به نظر میرسد عدهای خواهان این هستند که به طور کلی زنان در جامعه حضور نداشته باشند، به بهانههای عجیب و غریبی که قابل توجیه نیست برای حضور زنان در جوامع ورزشی بازدارندگی ایجاد میکنند.»
روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد ظاهرا به آرشیو سال 1385 خود دسترسی ندارد و یا این آرشیو را گم کرده است!
مدعیان اصلاحات در اوایل دولت نهم و زمانی که رئیسجمهور وقت خواستار حضور زنان در ورزشگاه شده بود از مخالفان اصلی این دستور بودند. روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله شماره 7 اردیبهشت سال 1385 خود در این زمینه نوشته بود «... بعضی ایرادهای شکلی بر این دستور میبینیم که احتمالا در ذهن عدهای از مخاطبان روزنامه نیز وجود دارد، یکی از این ایرادها، میزان اولویت این دستور میباشد... بدون اغراق میتوان گفت کم اهمیتترین خواسته اصلاحطلبان نیز در مقایسه با دستور اخیر رئیسجمهور، از اولویت بیشتری برخوردار بود».
آفتاب یزد در ادامه دومین اشکال بر دستور رئیسجمهور وقت را «بیتوجهی به دیدگاه کارشناسان مستقل اجتماعی، مذهبی و سیاسی خوانده بود.»
این روزنامه مدعی اصلاحات در پایان نتیجه گرفته بود «میتوان به قاطعیت ادعا کرد که دستور اخیر حتی دغدغه یک درصد جمعیت کشور نبوده است و از این جهت سرگرم ساختن جامعه به آن و مشغولسازی سیاستمداران و شخصیتهای ذینفوذ به آن به هیچ وجه مصلحت نیست».
حال میتوان سؤال کرد اگر حضور و یا عدم حضور بانوان در ورزشگاهها دغدغه حتی یک درصد مردم نیست و باید مشکلات مردم را اولویتبندی کرد چرا مدعیان اصلاحات و حامیان دولت که خود امروز در مصدر امور هستند مشکلات مردم را اولویتبندی و در حل آنان نمیکوشند؟!
مشکلتراشیهای کاذب برای اقتصاد
روزنامه ابتکار در یادداشتی در صفحه نخست خود آورده است: «بسیاری از اقتصاددانان کشور مشکل اصلی اقتصاد ایران را سیاسی میدانند اما دریغ از آنکه در حوزه اقتصاد سیاسی راهحل عملی در چارچوب باورهای نظام ارائه و آن را به گفتمان تبدیل کنند و هزینه اداره امور اقتصادی را مضاعف بالا نبرند.»
«مشکل اقتصاد ایران سیاسی است» این گزاره را هم باید در کلکسیون فرافکنی گذاشت. وقتی جماعتی میگویند مشکل اقتصاد ایران سیاسی است یعنی به صورت غیرمستقیم میخواهند بر کمکاریها، بیتدبیریها و حتی بر رانتها سرپوش بگذارند. برای نمونه تنها به همین موضوع جنگ اقتصادی آمریکا با ایران و ترکیه نگاه و اقدامات دو دولت را با هم مقایسه باید کرد. در ترکیه به مردم گفته شد در چنین شرایطی بهتر است حتی دلارهای خود را به بازار ارز آورده و بفروشید اما اینجا دقیقا برعکس عمل شد.
اسحاق جهانگیری معاون اول دولت برخلاف برنامه کارشناسی که از سوی کمیسیون اقتصادی و مرکز پژوهشهای مجلس آماده شده و به دولت پس از تعطیلات عید امسال ارائه شد، ناگاه به میدان آمد و از دلار 4200 سخن گفت و همین روزنامههای زنجیرهای از او به جهت این تصمیم غلط یک ناجی و سوپرمن ساختند. آن روزها از این تحلیلگران اقتصادی با نظریات مشعشعشان خبری نبود! ضمن آنکه باید پرسید «سیاست» دقیقا کجای این قبیل تصمیمگیریهای اشتباه قرار دارد؟
نمونه دیگر این موضوع عباس آخوندی وزیر سابق راه و شهرسازی است که با تئوریهای ویرانگر خود 5سال دولت تدبیر و امید را در زمینه مسکن عقب انداخت. نقش سیاست در این نمونهها چیست؟!