تاثیر قرآن بر پاک دلان و بیماردلان(خوان حکمت)
اگرانسان از گناه خوشش آمد، حقيقتاً مريض است، اين مرض را قرآن معالجه ميكند، فرمود عدّهاي بيمارند، ما هم دارو فرستاديم، هم بالاتر از دارو، شفا ميدهيم: (وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهًْ؛ و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل میکنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمیافزاید.)(1) اگر كسي مقداري با قرآن مأنوس باشد، اين معلوم ميشود دوا نوشيد، اما اگر كسي واقعاً با قرآن مأنوس باشد، قرآن را بفهمد، باور كند و طبق آن عمل كند،اينجا سخن از دوا نيست كه گاهي درمان را همراه داشته باشد،گاهي نداشته باشد، سخن از شفاست نه دوا؛ و اگر ـ خداي ناكرده ـ انسان، بيمار بود و خود را معالجه نكرد، اگر در نظام اسلامي هم باشد، هر بركاتي كه به وسيله گويندههاي مذهبي يا نويسندههاي مذهبي يا علل و عوامل ديگر به او ميرسد، اين بركات و اين حسنات در درون او تبديل به سمّ ميشود.
ببينيد اين بزرگان ما از اين روايات ما چه لطيفهاي بهره بردند. در قرآن كريم دارد كه وقتي آيات الهي بر عدهاي خوانده ميشود:(إِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً؛ هنگامی که آیات او بر آنها خوانده میشود، ایمانشان فزونتر میگردد)(2) اما عدهاي وقتي آيات الهي بر آنها عرضه ميشود (فَزَادَتْهُمْ رِجْساً إِلَي رِجْسِهِمْ؛ پليدى بر پليديشان افزود)(3) همين كريمهاي كه قبلاً خوانده شد (وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهًْ لِلْمُؤْمِنِينَ) در ذيلش آمده (وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَاراً)(4) چطور ميشود كه آيات قرآني باعث افزايش بيماري ميشود؟ شما در دستگاه بدنيمان همين مطلب را ملاحظه كنيد، انسان اگر سالم باشد، غذاي خوبي مصرف كند؛ آن غذا نيازهاي طبيعي بدن او را برطرف ميكند، او را فربه ميكند، نموّ ميدهد،سلامتش را تأمين ميكند؛اما اگر يك انسان بيماري كه دستگاه گوارشش زخمي دارد و درمانپذير نيست؛همين غذا را وقتي به او داديد، اين تبديل به سم ميشود، او ناچار است اين غذا را بالا بياورد و مانند آن. پس اين ميوه شيرين كه سمي نبود، آن غذاي گوارا كه سمي نبود، وقتي وارد دستگاه گوارش انساني شد كه دستگاه گوارش او بيمار است،اين غذاي طيّب و طاهر را به اين صورت مضرّ و دردناك درميآورد. مطالب علمي، نور است، اگر وارد قلب يك طلبه يا دانشجويي بشود كه از صفاي ضمير برخوردار است اين (زَادَتْهُمْ إِيمَاناً) ميشود، (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ) ميشود، (يَنَالُهُ التَّقْوَي)ميشود، (يَرْفَعِ الله الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ)(5) ميشود تا برسد به جايي كه ميفرمايد: (وَرَفَعْنَاهُ مَكَاناً عَلِيّاً)(6) كه براي انبياست و اگر همين درس و بحثها وارد قلب قسيّ، قلب انسان جاهطلب، خودخواه، مغرور، دنيامدار بشود، همينها تبديل ميشود به مكتب فاسد، به القائات فاسد، به شبهات فاسد.
تاسیس مکتبهای انحرافی توسط تحصیل کردهها
شما بارها اين قصه را شنيديد آنها كه ملل و نِحَل نوشتند چه ابنحزم چه شهرستاني و چه ديگران، اينها در دو بخش نوشتند،ملل را انبيا آوردند، نِحَل را دانشمندان در برابر انبيا آوردند، اين نِحله وهابيت را براي اهل سنت، اين نِحله بهائيت را در بين ما شيعهها، همين درسخواندهها آوردند، بيگانه كه اينها را نياورد، اینها را عوام نساخت، عوام دستش به ماشه اسلحه بسته است و كشتن بيرحمانه؛ آن كه اين فكر را،اين ايده باطل را ميدهد، يا مربي و مروّج مكتب وهابيّت اهل سنت است يا بهائيتي است كه در ماها پيدا شده است. اگر كسي مريض باشد و اين آيات قرآن را بشنود، در دستگاه او سم ميشود، اين است كه ميگويند هر كاري كه ميكنيد اول «بسم الله» بگوييد، با طهارت وارد بشويد،هيچگاه بيطهارت با كتاب الهي تماس نگيريد،با قصد قربت درس بخوانيد.
شرط آیتالله عظمی بودن در نزد خدا
فرمود اگر ميخواهي آيتالله عظما باشي به بازيهاي ديگران و گفتن زيد و نگفتن عمرو و مدح زيد و ذم عمرو، خودت را ارزان نفروش، طوري درس بخوان كه ملائكه بگويند فلان شخص،آيتالله عظماست،آن اثر دارد. اين بيان نوراني را مرحوم كليني از امام صادق(ع) نقل كرده است كه «مَن تعلّمَ العلمَ و عَمِلَ به و علَّم لله دُعي في ملكوت السماوات عظيما»(7) اگر كسي اين سه عنصر محوري را در حوزه و دانشگاه داشته باشد، براي رضاي خدا محقّقانه درس بخواند، براي رضاي خدا به علمش عمل بكند، براي رضاي خدا علمي كه عمل كرده به جامعه منتقل كند،در صحنه فرشتهها به او ميگويند آيتالله عظما.اين كلمه «لله» به نحو تنازع مفعول واسطه است براي هر سه فعل مثل «عَلَي الشُّهُورِ» كه براساس تنازع مفعول واسطه است براي چهار فعل دعاي بعد از نمازهاي ماه مبارك رمضان که ميگوييم «عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَي الشُّهُورِ»(8) اين «عَلَي الشُّهُورِ» به نحو تنازع مفعول واسطه است براي چهار فعل؛ اينجا هم «لله» مفعول واسطه است براي هر سه فعل. اگر اين شد، ميشود (زَادَتْهُمْ إِيمَاناً) اگر ـ خداي ناكرده ـ اين نشد، خطر انحراف هست، اين (فَزَادَتْهُمْ رِجْساً إِلَي رِجْسِهِمْ) هست، اينچنين نيست كه انسان ياد بگيرد و علم در اختيار او باشد؛ اين علم در كدام قلب وارد بشود، در قلب طيّب و طاهر وارد بشود، يا در ظرف آلوده وارد بشود؛ اگر تنگ آلودهاي بود، شما شربت ريختيد، اين هم آلوده خواهد شد؛قلب آلوده كه (فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ الله مَرَضاً؛در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده)(9) از همين سنخ است و بهترين فرصت را نظام الهي به بركت امام و شهدا به ما داد كه هر كاري كه مسئولين ما ميكنند، ملت بزرگ و بزرگوار ايران ميكنند، اوّلين ثواب را در نامه عمل امام(رض) بعد در نامه عمل شهدا و جانبازان و آزادگان و ايثارگران و امثال اينها مينويسند، بعد در نامه خيّرين، ما در چنين فضايي هستيم، اگر براي ما روشن شد كه اين رهتوشه را بايد تهيه كرد،كار مثبتي را كه ـ انشاءالله ـ انجام ميدهيم، اولين ثواب را آن ذوات الهي ميبرند، آن مؤمنان قبلي ميبرند،بعد درباره خود ما ثبت میشود.
بيانات حضرت آيتالله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 12/11/91
مرکز اطلاعرسانی اسرا
______________________
1. اسراء، 82. 2. توبه، 125. 3. انفال، 2. 4. اسراء، 82.
5. مجادله، 11. 6. مريم، 57. 7. الكافي، ج1، ص35.
8. اقبال الأعمال، ص24. 9. بقره، 10.
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر میشود.