نظام بینالملل و تلنگرهای مرگ خاشقجی
محمدرضا مرادی
پرونده جمال خاشقجی تبدیل به قصهای بیانتها شده است که هر روز زوایای جدیدی از نوع مرگ و کشته شدن این روزنامهنگار منتقد سعودی منتشر میشود. رسانههای دنیا نیز در سه هفته گذشته به صورت کامل این ماجرا را پوشش داده و پرونده خاشقجی را نمادِ نوع حکومتداری عربستان معرفی کردهاند. اما مسئله خاشقجی در کنار نشان دادن ماهیت سعودیها نکاتی آموزنده داشت که برجسته کردن این نکات میتواند تا حدودی ماهیت نظام کنونی حاکم بر عرصه بینالملل را فهمید.
رسانه ابزاری در خدمت قدرت: شاید بتوان قتل خاشقجی را یکی از دهها فاجعهای دانست که همواره در جهان در جریان است. به عنوان مثال بحران یمن در 42 ماه گذشته تبدیل به بدترین فاجعه بشری کنونی در کره زمین شده و طبق گفته واشنگتن پست نزدیک به 50 هزار نفر قربانی این جنگ شدهاند. استفاده عربستان از سلاحهای ممنوعه و بمباران زیرساختهای یمن، بیماریهای زیادی مانند وبا و دیفتری را در بین یمنیها شایع کرده است. تخریب زیرساختهای یمن نیز باعث شده 14 میلیون و 500 هزار نفر از جمله 8 میلیون کودک به آب بهداشتی دسترسی نداشته باشند. پیشبینی میشود که بیش از 50 هزار کودک یمنی تا پایان سال میلادی جاری به دلیل قحطی و بیماری جان خود را از دست بدهند. یا نمونه دیگر بحران مسلمانان روهینگیا در میانمار است که جنایت ارتش و بوداییان افراطی این کشور باعث فرار صدها هزار نفر به بنگلادش شده و هزاران نفر بر اثر تجاوز و خشونت و یا آتشسوزی از بین رفتهاند. این مسائل تنها دو نمونه از جنایتهای کنونی در جهان است که رسانههای جریان اصلی بیتفاوت از کنار آن میگذرند. در واقع اگر قرار بر این باشد که رسانه رسالت اصلی خود یعنی تلاش برای فراهم کردن زمینههای صلح و عدالت فراهم کند هیچ بحرانی مهمتر از یمن وجود ندارد. اما در رسانههای غربی یا به صورت سطحی از کنار این مسئله میگذرند یا اینکه عامل این جنایت را نیروهای انقلابی یمن معرفی میکنند. به طور کلی یمن تبدیل به خبر فراموش شده در رسانههای غربی شده است چرا که منافع غرب در نادیده گرفتن این بحران است و اساسا کشورهای غربی شریک جنایت سعودی هستند. اما مرگ خاشقجی به سرعت خبر نخست روزنامهها و خبرگزاریهای جهان شده و در سه هفته گذشته همچنان تیتر نخست باقی مانده است. این رفتار دوگانه رسانهها با مسائل نشاندهنده این است که نباید در دنیایی که منطق زور بر آن حاکم است انتظار داشت رسانههای غربی در دفاع از مسلمانان و مردم مظلوم یمن خبری منتشر کنند. در واقع رسانههای دنیا وابسته به قدرت و در خدمت قدرت هستند و مرگ خاشقجی تنها این مسئله را گوشزد کرد. دلیل توجه رسانههای دنیا بر مرگ خاشقجی را نیز برخی کارشناسان در راستای تضعیف محور ترامپ، نتانیاهو و بن سلمان میدانند. چرا که اساسا کشورهای غربی به شدت علیه تصمیمهای ترامپ فعالیت میکنند و در این شرایط سعی دارند یکی از متحدان نزدیک ترامپ یعنی بن سلمان را در مخمصه قرار دهند.
اصلاحات بن سلمان فریبی در برابر غرب: اما شاید بتوان مهمترین نکته قتل خاشقجی را بیاعتبارسازی مجدد از سند چشم انداز 2030 بن سلمان دانست. ولیعهد سعودی در دو سال گذشته سعی داشت با استفاده از این سند و اعطای برخی آزادیهای نمادین به زنان، خود را شاهزادهای مدرن در دل صحرا معرفی کند. این مسئله باعث شده بود که بسیاری از کشورهای غربی به دفاع از وی پرداخته و مراودات خود را با عربستان تحکیم ببخشند. حتی بن سلمان با استفاده از این نقابِ اصلاحطلبی، جنایتهای منطقهای و داخلی خود را توجیه میکرد. اما مرگ خاشقجی همانند طوفانی بود که این نقاب را کنار زده است. البته پیش از این نیز بسیاری معتقد بودند که اصلاحات در سرزمین شنهای سوزان در شرایطی که آل سعود مجری آن باشد امکانپذیر نیست چرا که این رژیم مروج اصلی تروریسم در جهان است و نمیتواند طرفدار اصلاحات باشد. اما باز برخی از کارشناسان امیدوارانه به دفاع از بن سلمان میپرداختند و وی را شاهزادهای متفاوت میپنداشتند که مرگ خاشقجی این ذهنیت را تغییر داد.
حقوق بشر دستاویزی در جهت منافع آمریکا: نوع رفتار برخی از کشورهای غربی به ویژه آمریکا در مورد قتل خاشقجی نشان داد که که حقوق بشر اساسا در قاموس سیاستمداران آمریکایی جایی نداشته و منافع بر هر امر دیگری ارجحیت دارد. با وجود اسناد متقن در مورد دست داشتن بن سلمان در قتل خاشقجی، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا به صراحت اعلام کرده است که معامله تسلیحاتی 110 میلیارد دلاری با عربستان از خون خاشقجی با ارزشتر است. در واقع اگر خاشقجی روزنامهنگار کشورهای مخالف آمریکا بود این مسئله به بهانهای برای صدور قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل و وضع تحریمهای سرسختانه از طرف آمریکا میشد. اما وابستگی آمریکا به نفت عربستان و نگاه تاجرانه ترامپ به بن سلمان باعث شده است تا رئیسجمهور آمریکا با بیتفاوتی از کنار این قتل بگذرد و تنها تحت فشار رسانهها به بن سلمان هشدارِ نمایشی بدهد.
در کل قتل خاشقجی باعث شد تا برای لحظاتی با عینک واقعیت به مسائل نظام بینالملل نگاه کنیم. رسانههای جریان اصلی در غرب موفق شدهاند که اذهان مردم را تسخیر کرده و جهانبینی و تفکر خود را به مردم تزریق کنند. در واقع اکنون رسانههای غربی تبدیل به ابزاری برای بیتفاوت کردن مردم شدهاند و همانند افیون عمل میکنند. اما باز برخی حوادث مانند قتل خاشقجی باعث ایجاد تلنگری شده که مردم برای دقایقی از این خماریِ رسانهای خارج شده و واقعیتها را میبینند. از سوی دیگر کشورهای غربی در این ماجرا بار دیگر بر قانون همیشگی خود یعنی «حقوق بشر تنها یک ابزار در راستای تحقق منافع است» تاکید کردند.