کژتابیهای سینما در حوزه هنری
انتصاب رئیسجدید سازمان تبلیغات اسلامی، میتواند شروع تازهای برای یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور باشد. این سازمان، بخشهای مختلفی دارد اما بدون تردید، اصلیترین زیرمجموعه سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری است. نهادی که طی حدود 40 سال فعالیت، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون فراز و نشیبهای بسیاری را از سر گذرانده است. این نهاد در دهه 60 روزگاری طلایی را پشت سر گذاشت، چون محل گردهمایی هنرمندان نوخاسته انقلابی بود. بسیاری از بزرگان فرهنگ و هنر سرزمین ما از آنجا ظهور کردند. حوزه هنری امروز هم میتواند به دوران طلایی خودش بازگردد، کما اینکه در عرصههایی چون ادبیات مقاومت و ثبت و انتشار خاطرات دفاع مقدس، عملکرد قابل توجهی داشته است. با این حال در عرصههایی چون انتشار رمان یا سینما و تئاتر، با وضعیت آرمانی فاصله دارد. هر چند که در زمینه سینمای مستند نیز حوزه هنری امروز محل خودنمایی و تجربهاندوزی هنرمندان جوان است. با این حال در سینمای داستانی، انتقاداتی مطرح است.
تجمع فیلمهای توقیفی
یکی از شگفتیها این است که بخش سینمایی حوزه هنری در دوران مدیریت حجتالاسلام خاموشی، تعداد قابل توجهی فیلم توقیفی و حاشیهدار را تولید کرد.
هفت راه در این باره نوشت: «ساخت فیلم «زمستان است» با کارگردانی رفیع پیتز که با سرمایهگذاری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ساخته شد. فیلمی که روایتگر ماجرای خانوادهای است که پدر مجبور است به دلیل فقر و تنگدستی و نبود شغل راهی سفر به خارج از کشور شود، پس از مدتها داماد جوان خانواده نیز باز برای یافتن شغل مجبور به ترک خانواده است و این دایره همچنان ادامه دارد. پیش از ساخت «زمستان است» نیز سرمایهگذاری حوزه هنری بر «آفساید» جعفر پناهی با موضوع به ورزشگاه رفتن زنان حاشیههای بسیاری را ایجاد کرده بود و این فیلم هیچگاه به نمایش درنیامد و بعدها نیز طبق همین روال «زادبوم» ابوالحسن داوودی هم با سرمایهگذاری این سازمان ساخته شد و به دلیل مشکلات محتوایی، نزدیک به یک دهه در توقیف ماند. تولید دیگر سازمان تبلیغات فیلم «زمان میایستد» (علیرضا امینی) ماجرای دختر آبستنی را روایت میکند که همراه دوست پسرش میخواهد از مرز ایران فرار کند، اما به دلیل خیانت پسر، وی با نیروهای انتظامی ایران درگیر میشود و از مرز فرار میکند. در ادامه دختر با کاروانی فراری مواجه میشود که همه آنها از سرما یخ زده و مردهاند و سرآخر هم، خود دختر یخ زده و میمیرد. فیلمی که از سال ۸۴ تاکنون در توقیف است. یکی از پرحاشیهترین فیلمهایی که با مشارکت سازمان تبلیغات ساخته و به سرگروهی سینماهای تحت مدیریت همین سازمان اکران شده، «طبقه حساس» است. این فیلم که داستان مرد پارچه فروش سنتی و مذهبی است که همسرش فوت میکند و او را در قبری دو طبقه دفن میکنند. بعد از مدتی متوجه میشویم که بهاشتباه مرد دیگری را در طبقه دوم این قبر دفن کردهاند و این آغاز ماجراست. غیرت مرد اجازه نمیدهد که این وضعیت را تحمل کند. طبق دیالوگهای صریح فیلم او نمیتواند تحمل کند که «مرد دیگری روی زنش خوابیده باشد» و این بهانهایست برای مضحکه کردن غیرت. وضعیت روحی مرد خراب میشود و شبها خواب میبیند که همسرش با این مرد در جایی شبیه بهشت هستند و خوش میگذرانند. در نهایت مرد بدون اذن شرعی دست به نبش قبر میزند و جنازه مرد غریبه را از قبر خارج میکند.
در کنار این آثار حاشیه ساز و توقیفی نام تعداد زیادی از آثار متوسط نیز به چشم میخورد که کمترین سنخیتی با گفتمان انقلاب و نام «تبلیغات اسلامی» ندارند. آنچنانکه در اساسنامه سازمان تبلیغات الاسلامی، بند ۲ ماده پنجم در معرفی اهداف تشکیل سازمان نوشته است: «دفاع از اصول اسلام، نظام مقدس جمهوری اسلامی و آرمانهای انقلاب اسلامی و شناخت توطئههای فرهنگی- تبلیغی بیگانگان و تبیین انحطاط و بطلان مکتبهای الحادی و انحرافی و مبارزه با آفتهای التقاط و تحجر با تکیه بر جامعیت اسلام. در بند۳ ماده ششم شرح وظایف سازمان تبلیغات اسلامی آمده است: تحقیق و بررسی درخصوص شیوهها و ترفندهای تبلیغاتی سوء و تهاجم فرهنگی علیه جامعه اسلامی و اتخاذ تدابیر لازم برای خنثیسازی و مقابله با آنها و تنویر افکار عمومی.» در همین ماده بند ۱۲ میگوید: «هدایت و نظارت و عندالاقتضای پشتیبانی و هماهنگی فعالیتهای تبلیغاتی و شعائر مذهبی مردم در جهت نیل به تحقق اهداف انقلاب اسلامی»
معضل پخش و اکران
در حوزه پخش و اکران نیز حوزه هنری نیازمند اصلاح و دگردیسی است. تسنیم نوشت: «مهمترین انتقاد به معاونت سینمایی حوزه هنری این است در حوزه پخش، به عنوان سازمان عمل نمیکنند. یعنی با وجود داشتن ۹۰ سالن سینمایی، پخش حوزه هنری به عنوان یک نهاد مستقل، قدرت عملگرایی ندارد و در حوزه پخش فیلم، تابع پخشکنندگان بخش خصوصی است. به صورت مصداقی اگر این موضوع را بخواهیم ارزیابی کنیم باید به این نکته بپردازیم که مثلا نهنگ عنبر ۲ پس از کسب پروانه نمایش و ثبت قراردادهای پخش در شورای صنفی نمایش، توسط پخشکنندههای خصوصی توزیع میشود و حوزه هنری صرفا تابعی از شرکتهای پخش خصوصی است و متاسفانه طی سالهای متمادی، با عدم برنامهریزی سازمانی نتوانسته خود را به عنوان یک پخشکننده مستقل معرفی کند تا بتواند آثاری مثلاشنوگل و ویلاییها و آثار ارزشمند انقلابی را به صورت مستقل اکران کند.
ولی امر مسلمین هفته گذشته در دیدار با جهادگران سینمایی فرمودند آثاری نظیر «به وقت شام» را در محافل جهانی پخش کنید، در صورتی که آثاری نظیر به وقت شام با سیاست سالنداری حوزه هنری عملا حین اکران دیده نمیشوند.
در واقع بسیاری از فیلمهای ارزشی سینما مثل «پریدریایی» با مضمون مبارزه با فساد اقتصادی و مافیایی، علیرغم مراجعه مکرر سازندهاش به مسئولان سینمایی حوزه هنری پشت خط اکران میماند، چون حوزه هنری به علت نداشتن یک سازمان پخش مستقل، تصمیمی برای حمایت چنین آثاری که قهرمانش برخواسته از هشت سال دفاع مقدس است، ندارند و تهیهکننده چنین فیلمی با التماس هم فیلمش اکران نمیشود. چقدر فرموده رهبر انقلاب در حمایت از چنین آثاری اجرایی میشود؟ چه در داخل و چه در خارج!
این عیب بزرگ را در حوزه پخش را باید در امتداد وضعیت نابسامان پخش شبکه نمایش خانگی این سازمان تفسیر کرد. اگر حوزه هنری ۱۰۰۰ سالن سینمایی بسازد، چون سازمان پخش ندارد و فیلمهای ارزشی را در اکران حمایت قاطعانه نمیکند، عملکرد این سازمان برای توسعه و اعتلای سینمای انقلاب، اثر ارزندهای نخواهد داشت.
اما اصلیترین انتقاد به سازمان سینمایی حوزه هنری عدم کارایی در حوزه تولید فیلم بلند سینمایی است. حوزه تولید این سازمان وابستگی عجیبی به تهیهکنندگان همکار این نهاد دارد. معاونت سینمایی حوزه هنری، در مقام تنخواهگردان عمل میکند و پول را در اختیار تهیهکنندگان برای تولید سینمایی قرار میدهد. در نهایت تهیهکننده اثرش را منطبق با سلیقه خودش تولید میکند نه سلیقه معاونت سینمایی حوزه هنری.
نکته مهم این است که در شوراهای تصویب فیلمنامه در حوزه هنری با ثبت فیلمنامههای متعدد و بررسی طولانی مدت این آثار در شوراها، در نهایت امتیاز تولید به یک فرد بدون کارنامه واگذار میشود و اوست که تصمیم میگیرد چه اثری را با چه کیفیتی برای معاونت سینمایی حوزه هنری تهیه کند. پس لزوما شوراهای بررسی فیلمنامه حوزه که شامل چندین کارمند و مشاور هستند و هزینه بالایی صرف این شوراها و مشاورهها میشود، عملا کارکردی ندارد.
اصلیترین ماموریت معاونت سینمایی حوزه هنری تولید آثار داستانی است اما همانطور کهاشاره شد بودجههای این سازمان به دلایل فنی برای تولید آثار سینمایی تجمیع نمیشود و صرف بوروکراسی بیهودهای میشود که صرفا برای این سازمان هزینهبر است.»
تجمع فیلمهای توقیفی
یکی از شگفتیها این است که بخش سینمایی حوزه هنری در دوران مدیریت حجتالاسلام خاموشی، تعداد قابل توجهی فیلم توقیفی و حاشیهدار را تولید کرد.
هفت راه در این باره نوشت: «ساخت فیلم «زمستان است» با کارگردانی رفیع پیتز که با سرمایهگذاری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ساخته شد. فیلمی که روایتگر ماجرای خانوادهای است که پدر مجبور است به دلیل فقر و تنگدستی و نبود شغل راهی سفر به خارج از کشور شود، پس از مدتها داماد جوان خانواده نیز باز برای یافتن شغل مجبور به ترک خانواده است و این دایره همچنان ادامه دارد. پیش از ساخت «زمستان است» نیز سرمایهگذاری حوزه هنری بر «آفساید» جعفر پناهی با موضوع به ورزشگاه رفتن زنان حاشیههای بسیاری را ایجاد کرده بود و این فیلم هیچگاه به نمایش درنیامد و بعدها نیز طبق همین روال «زادبوم» ابوالحسن داوودی هم با سرمایهگذاری این سازمان ساخته شد و به دلیل مشکلات محتوایی، نزدیک به یک دهه در توقیف ماند. تولید دیگر سازمان تبلیغات فیلم «زمان میایستد» (علیرضا امینی) ماجرای دختر آبستنی را روایت میکند که همراه دوست پسرش میخواهد از مرز ایران فرار کند، اما به دلیل خیانت پسر، وی با نیروهای انتظامی ایران درگیر میشود و از مرز فرار میکند. در ادامه دختر با کاروانی فراری مواجه میشود که همه آنها از سرما یخ زده و مردهاند و سرآخر هم، خود دختر یخ زده و میمیرد. فیلمی که از سال ۸۴ تاکنون در توقیف است. یکی از پرحاشیهترین فیلمهایی که با مشارکت سازمان تبلیغات ساخته و به سرگروهی سینماهای تحت مدیریت همین سازمان اکران شده، «طبقه حساس» است. این فیلم که داستان مرد پارچه فروش سنتی و مذهبی است که همسرش فوت میکند و او را در قبری دو طبقه دفن میکنند. بعد از مدتی متوجه میشویم که بهاشتباه مرد دیگری را در طبقه دوم این قبر دفن کردهاند و این آغاز ماجراست. غیرت مرد اجازه نمیدهد که این وضعیت را تحمل کند. طبق دیالوگهای صریح فیلم او نمیتواند تحمل کند که «مرد دیگری روی زنش خوابیده باشد» و این بهانهایست برای مضحکه کردن غیرت. وضعیت روحی مرد خراب میشود و شبها خواب میبیند که همسرش با این مرد در جایی شبیه بهشت هستند و خوش میگذرانند. در نهایت مرد بدون اذن شرعی دست به نبش قبر میزند و جنازه مرد غریبه را از قبر خارج میکند.
در کنار این آثار حاشیه ساز و توقیفی نام تعداد زیادی از آثار متوسط نیز به چشم میخورد که کمترین سنخیتی با گفتمان انقلاب و نام «تبلیغات اسلامی» ندارند. آنچنانکه در اساسنامه سازمان تبلیغات الاسلامی، بند ۲ ماده پنجم در معرفی اهداف تشکیل سازمان نوشته است: «دفاع از اصول اسلام، نظام مقدس جمهوری اسلامی و آرمانهای انقلاب اسلامی و شناخت توطئههای فرهنگی- تبلیغی بیگانگان و تبیین انحطاط و بطلان مکتبهای الحادی و انحرافی و مبارزه با آفتهای التقاط و تحجر با تکیه بر جامعیت اسلام. در بند۳ ماده ششم شرح وظایف سازمان تبلیغات اسلامی آمده است: تحقیق و بررسی درخصوص شیوهها و ترفندهای تبلیغاتی سوء و تهاجم فرهنگی علیه جامعه اسلامی و اتخاذ تدابیر لازم برای خنثیسازی و مقابله با آنها و تنویر افکار عمومی.» در همین ماده بند ۱۲ میگوید: «هدایت و نظارت و عندالاقتضای پشتیبانی و هماهنگی فعالیتهای تبلیغاتی و شعائر مذهبی مردم در جهت نیل به تحقق اهداف انقلاب اسلامی»
معضل پخش و اکران
در حوزه پخش و اکران نیز حوزه هنری نیازمند اصلاح و دگردیسی است. تسنیم نوشت: «مهمترین انتقاد به معاونت سینمایی حوزه هنری این است در حوزه پخش، به عنوان سازمان عمل نمیکنند. یعنی با وجود داشتن ۹۰ سالن سینمایی، پخش حوزه هنری به عنوان یک نهاد مستقل، قدرت عملگرایی ندارد و در حوزه پخش فیلم، تابع پخشکنندگان بخش خصوصی است. به صورت مصداقی اگر این موضوع را بخواهیم ارزیابی کنیم باید به این نکته بپردازیم که مثلا نهنگ عنبر ۲ پس از کسب پروانه نمایش و ثبت قراردادهای پخش در شورای صنفی نمایش، توسط پخشکنندههای خصوصی توزیع میشود و حوزه هنری صرفا تابعی از شرکتهای پخش خصوصی است و متاسفانه طی سالهای متمادی، با عدم برنامهریزی سازمانی نتوانسته خود را به عنوان یک پخشکننده مستقل معرفی کند تا بتواند آثاری مثلاشنوگل و ویلاییها و آثار ارزشمند انقلابی را به صورت مستقل اکران کند.
ولی امر مسلمین هفته گذشته در دیدار با جهادگران سینمایی فرمودند آثاری نظیر «به وقت شام» را در محافل جهانی پخش کنید، در صورتی که آثاری نظیر به وقت شام با سیاست سالنداری حوزه هنری عملا حین اکران دیده نمیشوند.
در واقع بسیاری از فیلمهای ارزشی سینما مثل «پریدریایی» با مضمون مبارزه با فساد اقتصادی و مافیایی، علیرغم مراجعه مکرر سازندهاش به مسئولان سینمایی حوزه هنری پشت خط اکران میماند، چون حوزه هنری به علت نداشتن یک سازمان پخش مستقل، تصمیمی برای حمایت چنین آثاری که قهرمانش برخواسته از هشت سال دفاع مقدس است، ندارند و تهیهکننده چنین فیلمی با التماس هم فیلمش اکران نمیشود. چقدر فرموده رهبر انقلاب در حمایت از چنین آثاری اجرایی میشود؟ چه در داخل و چه در خارج!
این عیب بزرگ را در حوزه پخش را باید در امتداد وضعیت نابسامان پخش شبکه نمایش خانگی این سازمان تفسیر کرد. اگر حوزه هنری ۱۰۰۰ سالن سینمایی بسازد، چون سازمان پخش ندارد و فیلمهای ارزشی را در اکران حمایت قاطعانه نمیکند، عملکرد این سازمان برای توسعه و اعتلای سینمای انقلاب، اثر ارزندهای نخواهد داشت.
اما اصلیترین انتقاد به سازمان سینمایی حوزه هنری عدم کارایی در حوزه تولید فیلم بلند سینمایی است. حوزه تولید این سازمان وابستگی عجیبی به تهیهکنندگان همکار این نهاد دارد. معاونت سینمایی حوزه هنری، در مقام تنخواهگردان عمل میکند و پول را در اختیار تهیهکنندگان برای تولید سینمایی قرار میدهد. در نهایت تهیهکننده اثرش را منطبق با سلیقه خودش تولید میکند نه سلیقه معاونت سینمایی حوزه هنری.
نکته مهم این است که در شوراهای تصویب فیلمنامه در حوزه هنری با ثبت فیلمنامههای متعدد و بررسی طولانی مدت این آثار در شوراها، در نهایت امتیاز تولید به یک فرد بدون کارنامه واگذار میشود و اوست که تصمیم میگیرد چه اثری را با چه کیفیتی برای معاونت سینمایی حوزه هنری تهیه کند. پس لزوما شوراهای بررسی فیلمنامه حوزه که شامل چندین کارمند و مشاور هستند و هزینه بالایی صرف این شوراها و مشاورهها میشود، عملا کارکردی ندارد.
اصلیترین ماموریت معاونت سینمایی حوزه هنری تولید آثار داستانی است اما همانطور کهاشاره شد بودجههای این سازمان به دلایل فنی برای تولید آثار سینمایی تجمیع نمیشود و صرف بوروکراسی بیهودهای میشود که صرفا برای این سازمان هزینهبر است.»