چرا میگوییم ورزش فاقد استراتژی و برنامهریزی است؟! (نکته ورزشی)
با پایان گرفتن بازیهای آسیایی جاکارتا 2018، فرصت خوبی به دست آمده تا با بررسی عالمانه و محققانه - و نه خود فریبانه و دیگر فریبانه- نقاط قوت و ضعف ورزش را شناسایی و تحلیل کنیم.
سرویس ورزشی-
چرتکه و ماشین حساب را کنار بگذاریم که این دوره و در زمان این دولت چند مدال گرفتیم و آن دوره و زمان آن دولتچند مدال...! و بعد برمبنای آن کارآمدی و ناکارآمدی این و آن دولت را ثابت کنیم!
چرتکه و حساب و کتاب کاسبکارانه را کنار بگذاریم که اگر مثلا در بوکس یا فلان رشته دوتا مدال میگرفتیم و در وزنهبرداری وزنه از دست کیانوش نمیافتاد وآنجا اگر اینجور میشد اینجا اگر آنجور میشد و... رتبه ما بهتر میشد به جای ششم مثلا الان پنجم بودیم و... قس علیهذا و...
ما- و علی الخصوص مسئولان ما - باید واقعیات را بپذیریم و ازشرایطی که در آن واقع هستیم ارزیابی دقیقی داشته باشیم و باشمردن و جمع وتفریق کردن مدالها نخواهیم جایگاه و موقعیت ورزش خود را کشف کنیم.
ما اگر در جاکارتا به جای ششم، چهارم هم میشدیم در واقعیات ورزش ما و نقاط قوت و ضعف آن تغییری ایجاد نمیشد. تاکید میکنیم ورزش ما به حداقلها قناعت کرده است و همین حداقلها آنقدر هست که دل مردم را شاد و موجب ابلاغ پیام تبریک و تقدیر از جانب رهبری انقلاب و سایر مسئولان شود.
حرف و توقع همیشه مطرح در ورزش این است که مسئولان هم «کاری» برای ورزش بکنند. البته این به آن معنا نیست که مسئولان اصلا برای ورزش زحمت نمیکشند. این حرفی غیرمنصفانه است که ما هرگز به آن معتقد نیستیم.
بهتر است درباره منظور خود کمی توضیح دهیم. پیش از این بارها تاکید کرده بودیم که در کسب نتایج کاروان ورزش ایران در جاکارتا و تصاحب مدالها و مقامهای افتخار آفرین و دل مردم شاد کن، تواناییهای ذاتی و استعداد و انگیزههای شخصی ورزشکاران وخلاصه داشتههای خدادادی ورزش ایران در مقایسه با سایر عوامل نقش اصلی را بازی میکند.
وقتی از» سایر عوامل» صحبت میکنیم پس معلوم میشود در تحلیل چگونگی و چرایی نتایج و کارنامه ورزش ایران در جاکارتا ما « مجموعه عوامل» را در نظر داریم و باز معلوم میشود هر چند نقش مدیران ورزش را در این تحلیل نباید نادیده گرفت اما نقش آنها اصلی و درجه اول نیست.
این نتایج و مدالها چه در جاکارتا و چه در میادین ورویدادهای ورزشی دیگر غالباحاصل و پیامد مدیریت ورزش نیست. چرا ،در بعضی از رشتهها مثل کشتی عامل مدیریت در چهره بستن موفقیتها نقش بسیار عمدهای دارد و تحلیلگر منصف با بررسی کارو بار این رشته ورزشی نقش مدیریت را در کسب اینموفقیتها بسیار پررنگ میبیند.
کشتی فقط در بازیهای آسیایی نیست که موفق است. فقط در یک رده سنی نیست که افتخار آفرین است. موفقیت در کشتی روندی سلسله وار است که بیش از هر چیز مبتنی بر مدیریت و تدبیر وبرنامه و حسن اجراست و...
اما در رشتهای مثل وزنهبرداری این نقش پررنگ نیست وموفقیتها و نتایج حاصل کار دقیق و مدیریتی نیست. چرا که وضعیت کیانوش رستمی گواهی میدهد که مدیریت در وزنهبرداری حداقل درباره تیم ملی منفعل و بیرنگ است و ورزشکار سالاری که بیش از هر چیز نشانه عقبماندگی در ورزش است در این رشته بسیار پررنگ و تعیینکننده است.
واقعیت آن است که مدیریت در ورزش ما - نه فقط حالا و این مقطع- بیشتر نقش تدارکاتچی را دارد تا کارگردان و برنامهریز. بیشتر منفعل و تابع شرایط است تا اینکه قدرت ابتکار در دست داشته باشد و روند و مسیر حرکت ورزش را سکانداری کند. بیشتر خوشهچین داشتهها وثروتهای ذاتی ورزش و توان واستعداد خدادادی ورزشکاران است تا اینکه خودباغ ورزش را باغبانی و بر غنا وتوان این داشتهها و تواناییها بیافزاید.
حالا فکر میکنیم اینکه میگوییم مسئولان ورزش هم» کاری» برای ورزش بکنند روشن شد مسئولان و مدیران ورزش باید علاوهبر نقشی که حالا ایفا میکنند و بیشتر در پی تدارک و فراهم آوردن نیازها وکمک برای گذران امور ورزش هستند و همین موجب حاکمیت روز مرگی و بیبرنامگی و... و پرورش روحیه دلبستن به نتایج حداقلی گذرا شده به معنی واقعی ودر همه ابعاد مدیریت خود را در ورزش اعمال کنند. چندی قبل در همین صفحه به بهانه بحث ضرورت قانونگرایی در ورزش از اصل مهم مدیریتی» نظارت» سخن گفتیم و امروز بر اصل « برنامهریزی» تاکید میکنیم و میگوییم ورزش ما فاقد برنامه و استراتژی است و همین موجب شده است که از داشتهها و سرمایههای مادی و انسانی ورزش استفاده لازم و درست صورت نگیرد و خیلی از آنها نفله و هدر شود و بسیاری از ظرفیتهای بالقوه ورزش به فعلیت در نیاید و پنهان و بلااستفاده بماند.
هنر مدیریتی که در ورزش کم دیده میشود تلاش برنامهریزی شده برای کشف و جهتدهی به این تواناییهاست. هنری که ما در مقاطع مختلف و دورههای گوناگون مدیریتی از مدیران وقت ورزش خواسته ایم تلاش کنند آن را ارایه دهند تا ورزش مستعد ایران از شرایط فعلی و مرحله کنونی عبور کند و وضعیت خود را بهبود بخشد و جایگاه فعلی را بطور اصولی وساختاری در آسیا و جهان ارتقا بخشد.