اهمیت قانونگرایی (نکته ورزشی)
ورزش ما برای پیشرفت و حرکت روانتر و شتابندهتر در این مسیر نیازمند آرامش و محیط سالم کاری است، در این باره اجرای قوانین و مدد گرفتن از مقررات موجود و در صورت لزوم اصلاح کاستیها ونقصانهای قوانین موجود میتواند خیلی موثر و در ایجاد شرایط سالم و بایسته نقش مهمی را ایفاء نماید.
سرویس ورزشی-
قانونگرایی موجب میشود دست مداخلهگر جریانات مخرب و غیرمسئول که از قبل ورزش میخواهند نان و نام غیرمشروع خود را تامین کنند بسته شود و در عوض شرایط برای به میدان آمدن و به کارگیری عناصر شایسته و کارآمد فراهم آید.
در واقع قانونگرایی خواه و ناخواه به رعایت و اجرای اصل شایستهسالاری منجر میشود یا حداقل شرایط را برای رعایت این اصل تسهیل میکند. از طرف دیگر پایبندی به قانون و اصرار در اجرای مقررات آن هم به شکل عادلانه و نه گزینشی و باز درباره همه و نه به شکل تبعیضآمیز از شکلگیری و ریشه دواندن رسوم مخرب و آسیبهای ویرانگری مثل «بازیکنسالاری» و «بوقچیسالاری» و... جلوگیری میکند و باعث سلامت محیط ورزش، رشد جوانان و صیانت از استعدادها و بالاخره ارتقاء کیفی ورزش و قدرت افتخارآفرینی آن میشود.
همه میدانیم که متاسفانه از رهگذر عدم اجرای مقررات و رفتار تبعیضآمیز در ورزش چقدر استعدادهای ما هدر رفته و یا هنوز شکفته نشده و پرپر شدهاند. برای اینکه مثال زنده و ملموسی بزنیم از ناکامی کیانوش رستمی در بازیهای آسیایی جاکارتا نام میبریم. باز همه میدانیم دلیل اصلی ناکامی وزنهبردار ما که مقام قهرمانی المپیک را هم در کارنامه خود دارد در وهله اول فنی نبود، مسایل فنی فرع قضیه است.
اصل ماجرا و دلیل اصلی ناکامی کیانوش را باید در اتفاقاتی جستوجو کرد که میان او و فدراسیون و کادر فنی تیم ملی گذشت. در این باره پیش از این بسیاری از استخوان خردکردهها و با تجربههای ورزش تذکر و هشدار داده بودند و چنین روزها و نتایجی را پیشبینی میکردند اما متاسفانه نه رستمی به این هشدارها وقعی نهاد و نه فدراسیون این قدرت را در خود دید که قانونی و وفق مقررات با رستمی رفتار کند.
وقتی اصول و مقررات قربانی مصلحتاندیشیهای کاسبکارانه میشود و نتیجهگرایی و کمیت محوری فکر و ذهن ما را از اهمیت عمل به اصول غافل میکند و «مدال و نتیجه را عشق است!» و « بیخیال اصول و مقررات!» شعار و ملاک عملکرد مسئولان و مدیران ورزش ما میشود باید هم منتظر چنین ناکامیهایی هم باشیم. ناکامی هم در عدمپایبندی به مقررات و هم در کسب نتیجهای که به خاطر آن اصول را قربانی کردیم یعنی دو سر باخت!
متاسفانه از این گونه مسائل در ورزش ما زیاد است. مسائلی که همانطور که بالاتر اشاره شد معلول عدمپایبندی مسئولان و مدیران و بالتبع آن دیگر عناصر و اجزای ورزش به قانون است و همچنین ریشه درحاکمیت دیدگاه کمیتگرایی و نتیجه محوری در ورزش است.
این در حالی است که اتفاقا در کشورهایی که ورزش پیشرفت کرده پایبندی به قانون و اجرای دقیق و بیتعارف و بدون مصلحتاندیشی کاسبکارانه یکی از اصلیترین دلایل توسعه و پیشرفت ورزش وهمچنین مدالآوری و افتخارآفرینی است.
در واقع در آن کشورها مقررات محوری و اعمال قانون با مدالآوری وافتخار آفرینی نه تنها تضاد و مباینتی ندارد بلکه پیششرط لازم آن است.
همین کشور چین که قدرت اول ورزش آسیا و یکی از سه قدرت اول ورزش دنیا به حساب میآید به این جایگاه و مکان نرسیده مگر در سایه عمل به اصول که یکی از مهمترین این اصول اجرای مقررات است.
همین 2 ماه پیش بود که در آستانه اولین بازی تیم ملی اسپانیا در جام جهانی، فدراسیون فوتبال این کشور به خاطر عدم رعایت قانون و مقررات، رای به برکناری سرمربی این تیم داد!
ما نیز اگر میخواهیم ورزش کشورمان- که واقعا و بدون اغراق مستعد و لایق پیشرفت است - رشد بیشتر داشته باشد، باید به اصولی مثل قانونمداری بیشتر پایبند و عامل باشیم.