به بهانه بازنشستگی اجباری دکتر گلشنی از دانشگاه شریف
حذف نخبگان به بهای سیاسیکاری؟!
طی روزهای اخیر، خبری عجیب و غافلگیرکننده در میان دانشجویان شریف، دهان به دهان میچرخید: «حکم بازنشستگی دکتر مهدی گلشنی، مدیر گروه فلسفه علم و استاد ممتاز دانشگاه ابلاغ شده و ایشان از ۳۱ تیرماه بازنشسته خواهد شد.»
فیزیکدان و نظریهپرداز ایرانی، پژوهشگر فلسفه علم، مترجم، استاد دانشگاه صنعتی شریف، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران، برگزیده همایش چهرههای ماندگار در عرصه فیزیک و برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران تنها بخشی از سابقه علمی این استاد برجسته دانشگاه صنعتی شریف است. سابقهای که کمتر استادی در دانشگاههای مادر ایران توانسته با آن رقابت کند. با این حال اختلاف نظر گسترده علمی وی در حوزه فلسفه علم و نقدهایش بر ماهیت علوم انسانی و ساختار آموزش عالی با جریان غالب علوم انسانی کشور نیز زبانزد جامعه علمی بود.
چند نکته پیرامون این بازنشستگی غیرمنتظره و البته شبههدار مطرح است:
1- ظاهر قضیه بازنشستگی به دلیل کهولت سن است، در حالی که چنین سیاستی در سالهای اخیر کاملا گزینشی و بیشتر بر بستر جناحبندی سیاسی اجرا شده است. افرادی هستند که هیچ کدام از ویژگیهای علمی دکتر گلشنی همچون استاد ممتاز بودن را نداشتند و بهعلاوه در محیط داخل و یا خارج از کشور چندان تاثیرگذار نبودهاند ولی این قانون برای آنان اعمال نشده است. نگاهی به لیست اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف و سایر دانشگاهها نشان دهنده وجود اساتیدی است که سنشان از دکتر گلشنی بیشتر بوده ولی مسئله بازنشستگی به هیچ وجه گریبان آنها را نگرفته است. چند هفته پیش بود که رئیس دانشگاه تهران اعلام کرد که اساتید ممتاز آن دانشگاه از بازنشسته شدن معاف هستند. تصمیمی که نشاندهنده اختیارات گسترده دانشگاه در زمینه تمدید فعالیت اساتید ممتاز بدون محدودیت زمانی است. پس چرا برای چنین شخصیت ممتازی آییننامه فعالیت اساتید ممتاز اجرایی نشده است؟
2- مروری بر سخنان دکتر گلشنی طی چند سال اخیر در حوزه آموزش عالی کشور و البته واکنشهای رسانهای گسترده بدانها را باید ریشه این بازنشستگی اجباری دانست. تنگناهای مالی و اداری برای گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و بیمهری نسبت به شأن استادی دکتر گلشنی بیانگر اختلافنظر سیاسی و هویتی است. اختلافی که به گفته وی به حدی عمیق بود که انجمن آثار و مفاخر ملی مراسمی را در اردیبهشت سال 95 در بزرگداشت سالها فعالیت علمی دکتر گلشنی به پا داشت و در آن از رئیس و معاون آموزشی دانشگاه دعوت کرده شده بود ولی هیچکدام از آنها در این مراسم شرکت نکردند و نمایندهای هم نفرستادند، در صورتی که شاهد حضور این افراد در جشنوارهها و بزرگداشتهایی با شأن پایینتر هستیم.
3- دانشگاه و بالاخص گروههای علمی همانند فلسفه علم محل تضاد و تقاطع افکار است. اینکه نقدهای علمی و دانشگاهی را با سیاسیکاری در رسانههای عامهپسند پاسخ دهیم نشاندهنده عدم سعه صدری است که باید در جامعه علمی وجود داشته باشد. برخی معتقدند این تصمیم بیارتباط با انتقادهای وی از رئیس دانشگاه صنعتی شریف و وضعیت این دانشگاه نبوده است. گلشنی بهمن سال گذشته در اظهارنظری، انتقاداتی نسبت به روسای برخی دانشگاههای کشور وارد کرد و گفت: «باید روسای دانشگاه گزینههای درستی باشند، استاد بودن کافی نیست، نماز خواندن و روزه گرفتن هم کافی نیست، رئیس دانشگاه باید فرهنگ و جاذبه داشته باشد، بتواند بر محیط تاثیرگذار باشد، نه اینکه در بروکراسی و نامهنگاری گرفتار شود. مسئولین بعضی دانشگاهها به صورت رسمی بیکفایت هستند. من در شورا هم گفتم نباید اینطور سَرسَری انتخاب کنیم، بنده عرض کردم اگر شاه معدوم را بیاوریم و شما [رئیس دولت تدبیر] را هم بیاوریم به شما میگوید ببین من چه کسانی را در راس دانشگاه مثلا آریامهر (شریف کنونی) گذاشتم و شما چه کسانی را برگزیدید؟»
4- واکنش دانشجویان به خبر بازنشستگی اجباری دکتر گلشنی نیز قابل توجه است. دانشجویان در گفتوگو با رسانههای مختلف ضمن ابراز تعجب از اعلام ناگهانی چنین تصمیمی اعلام کردند که به این تصمیم اعتراض دارند و اعتراض خود را از طریق جمعآوری امضا و ارسال نامه به رئیس دانشگاه و مراجع بالاتر برای اتخاذ تصمیمی دیگر اعلام خواهند کرد.
5- بررسی نحوه بازنشستگی اساتید همرده دکتر گلشنی در دانشگاه صنعتی شریف و سایر دانشگاههای مهم کشور و همچنین آییننامههای موجود برای حفظ شأن اساتید ممتاز و چهرههای ماندگار علمی نشاندهنده استفاده از حربه بازنشستگی توسط مسئولان این دانشگاه در برابر نقدهای کاملا دانشگاهی و از سر دغدغه علمی دکتر گلشنی است. اینکه منتقدان را با چوب بازنشستگی وادار به سکوت کنیم و از سوی دیگر دوستان خود را به هر وسیلهای در دانشگاه نگاه داریم، جامعه علمی کشور را با مشکلات عدیدهای مواجه خواهد کرد.
به نقل از خبرنامه دانشجویان؛ به نظر میرسد سیاستهای برخوردی وزارت علوم در نسبت با اساتید برجسته منتقد باعث بروز خلأ علمی بزرگ در آینده در دانشگاههای مادر خواهد شد. روندی که جامعه علمی کشور را به سمت رفتارهای جناحی و تند و بلوکبندی میان اساتید و نخبگان خواهد کرد که ناگفته پیداست همچون سمی مهلک پیکر جامعه علمی را بر زمین خواهد زد.
فیزیکدان و نظریهپرداز ایرانی، پژوهشگر فلسفه علم، مترجم، استاد دانشگاه صنعتی شریف، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران، برگزیده همایش چهرههای ماندگار در عرصه فیزیک و برنده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران تنها بخشی از سابقه علمی این استاد برجسته دانشگاه صنعتی شریف است. سابقهای که کمتر استادی در دانشگاههای مادر ایران توانسته با آن رقابت کند. با این حال اختلاف نظر گسترده علمی وی در حوزه فلسفه علم و نقدهایش بر ماهیت علوم انسانی و ساختار آموزش عالی با جریان غالب علوم انسانی کشور نیز زبانزد جامعه علمی بود.
چند نکته پیرامون این بازنشستگی غیرمنتظره و البته شبههدار مطرح است:
1- ظاهر قضیه بازنشستگی به دلیل کهولت سن است، در حالی که چنین سیاستی در سالهای اخیر کاملا گزینشی و بیشتر بر بستر جناحبندی سیاسی اجرا شده است. افرادی هستند که هیچ کدام از ویژگیهای علمی دکتر گلشنی همچون استاد ممتاز بودن را نداشتند و بهعلاوه در محیط داخل و یا خارج از کشور چندان تاثیرگذار نبودهاند ولی این قانون برای آنان اعمال نشده است. نگاهی به لیست اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف و سایر دانشگاهها نشان دهنده وجود اساتیدی است که سنشان از دکتر گلشنی بیشتر بوده ولی مسئله بازنشستگی به هیچ وجه گریبان آنها را نگرفته است. چند هفته پیش بود که رئیس دانشگاه تهران اعلام کرد که اساتید ممتاز آن دانشگاه از بازنشسته شدن معاف هستند. تصمیمی که نشاندهنده اختیارات گسترده دانشگاه در زمینه تمدید فعالیت اساتید ممتاز بدون محدودیت زمانی است. پس چرا برای چنین شخصیت ممتازی آییننامه فعالیت اساتید ممتاز اجرایی نشده است؟
2- مروری بر سخنان دکتر گلشنی طی چند سال اخیر در حوزه آموزش عالی کشور و البته واکنشهای رسانهای گسترده بدانها را باید ریشه این بازنشستگی اجباری دانست. تنگناهای مالی و اداری برای گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و بیمهری نسبت به شأن استادی دکتر گلشنی بیانگر اختلافنظر سیاسی و هویتی است. اختلافی که به گفته وی به حدی عمیق بود که انجمن آثار و مفاخر ملی مراسمی را در اردیبهشت سال 95 در بزرگداشت سالها فعالیت علمی دکتر گلشنی به پا داشت و در آن از رئیس و معاون آموزشی دانشگاه دعوت کرده شده بود ولی هیچکدام از آنها در این مراسم شرکت نکردند و نمایندهای هم نفرستادند، در صورتی که شاهد حضور این افراد در جشنوارهها و بزرگداشتهایی با شأن پایینتر هستیم.
3- دانشگاه و بالاخص گروههای علمی همانند فلسفه علم محل تضاد و تقاطع افکار است. اینکه نقدهای علمی و دانشگاهی را با سیاسیکاری در رسانههای عامهپسند پاسخ دهیم نشاندهنده عدم سعه صدری است که باید در جامعه علمی وجود داشته باشد. برخی معتقدند این تصمیم بیارتباط با انتقادهای وی از رئیس دانشگاه صنعتی شریف و وضعیت این دانشگاه نبوده است. گلشنی بهمن سال گذشته در اظهارنظری، انتقاداتی نسبت به روسای برخی دانشگاههای کشور وارد کرد و گفت: «باید روسای دانشگاه گزینههای درستی باشند، استاد بودن کافی نیست، نماز خواندن و روزه گرفتن هم کافی نیست، رئیس دانشگاه باید فرهنگ و جاذبه داشته باشد، بتواند بر محیط تاثیرگذار باشد، نه اینکه در بروکراسی و نامهنگاری گرفتار شود. مسئولین بعضی دانشگاهها به صورت رسمی بیکفایت هستند. من در شورا هم گفتم نباید اینطور سَرسَری انتخاب کنیم، بنده عرض کردم اگر شاه معدوم را بیاوریم و شما [رئیس دولت تدبیر] را هم بیاوریم به شما میگوید ببین من چه کسانی را در راس دانشگاه مثلا آریامهر (شریف کنونی) گذاشتم و شما چه کسانی را برگزیدید؟»
4- واکنش دانشجویان به خبر بازنشستگی اجباری دکتر گلشنی نیز قابل توجه است. دانشجویان در گفتوگو با رسانههای مختلف ضمن ابراز تعجب از اعلام ناگهانی چنین تصمیمی اعلام کردند که به این تصمیم اعتراض دارند و اعتراض خود را از طریق جمعآوری امضا و ارسال نامه به رئیس دانشگاه و مراجع بالاتر برای اتخاذ تصمیمی دیگر اعلام خواهند کرد.
5- بررسی نحوه بازنشستگی اساتید همرده دکتر گلشنی در دانشگاه صنعتی شریف و سایر دانشگاههای مهم کشور و همچنین آییننامههای موجود برای حفظ شأن اساتید ممتاز و چهرههای ماندگار علمی نشاندهنده استفاده از حربه بازنشستگی توسط مسئولان این دانشگاه در برابر نقدهای کاملا دانشگاهی و از سر دغدغه علمی دکتر گلشنی است. اینکه منتقدان را با چوب بازنشستگی وادار به سکوت کنیم و از سوی دیگر دوستان خود را به هر وسیلهای در دانشگاه نگاه داریم، جامعه علمی کشور را با مشکلات عدیدهای مواجه خواهد کرد.
به نقل از خبرنامه دانشجویان؛ به نظر میرسد سیاستهای برخوردی وزارت علوم در نسبت با اساتید برجسته منتقد باعث بروز خلأ علمی بزرگ در آینده در دانشگاههای مادر خواهد شد. روندی که جامعه علمی کشور را به سمت رفتارهای جناحی و تند و بلوکبندی میان اساتید و نخبگان خواهد کرد که ناگفته پیداست همچون سمی مهلک پیکر جامعه علمی را بر زمین خواهد زد.