کد خبر: ۱۳۳۸
تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۴

تلاش خناسان براي زدودن قبح طلاق


رضا محمدي
يکي از مشکلات انسان‌ها اين است که گاه تعادل و سلامت شخصيتي خود را از دست مي‌دهند و حقايق برايشان وارونه مي‌شود. خداوند در آياتي از جمله آيات 8 تا 12 سوره بقره به افراد منافق اشاره مي‌کند که گرفتار بيماردلي مي‌شوند و قدرت تشخيص حق و باطل، خوب و بد و زشت و زيبا را از دست مي‌دهند. در اين صورت در اضطراري قرار مي‌گيرند که به اختيار خود آن را ايجاد کرده‌اند. پس اين بيماردلان، فساد را صلاح و افساد را اصلاح‌گري مي‌دانند و هنجارها براي آنها نابهنجار و نابهنجار به‌عنوان هنجار ديده مي‌شود. آنان گمان مي‌کنند که در حال اصلاح امور هستند در حالي در حال افساد امورند؛ چون شعوري نسبت به عملکرد خود ندارند و بيماردلي ايشان روزنه‌هاي ادراکي‌شان را بسته و کور کرده است.
از ديگر مواردي که انسان گرفتار اين‌گونه وارونگي قلب و واژگونگي قوه ادراکي مي‌شود، زماني است که انسان در جامعه گرفتار فتنه شود. فتنه حالتي است که حق و باطل درهم آميخته و کساني که قدرت تشخيص و بصيرت خوبي ندارند، نمي‌توانند حق و باطل و خوب و بد را از هم تشخيص دهند، لذا امور براي آنها وارونه مي‌شود. به سخن ديگر، گاه قلب، گرفتار وارونگي مي‌شود و گاه امور براي قلب وارونه جلوه داده مي‌شود.
تلاش براي وارونه ساختن ناهنجارها
توده‌هاي مردم بيشتر گرفتار اين نوع دوم از وارونگي در ادراک هستند؛ چرا که چنان از تقواي الهي و ايمان برخوردار نيستند که داراي بصيرت باشند، از اين‌رو فتنه‌گران امور برايشان وارونه جلوه مي‌دهند و امور فساد را صلاح و نابهنجار را به عنوان هنجار به خورد آنان مي‌دهند. 
فتنه‌انگيزان حتي کوشيده‌اند تا امور را براي پيامبران نيز دگرگونه جلوه دهند. خداوند در آيه 48 سوره توبه از اين توطئه و شيوه دشمنان اسلام سخن به ميان آورده و فرموده است که: «و قلبوا لک الأمور» يعني چيزها را قلب مي‌کنند تا مطلب برخلاف آنچه حق و واقع است جلوه داده شود. اين تقليب در جامعه موجب مي‌شود که ارزش‌ها ضدارزش و همچنين ضدارزش‌ها ارزش تلقي شود.
طلاق که از نظر اسلام و عرف عقلايي يکي از امور زشت و نابهنجار است، گرفتار همين فتنه شده و فتنه‌گران و مفسدان به گونه‌اي عمل کردند که امر طلاق به عنوان حتي يک امر ارزشي و هنجاري جلوه کند و حتي برخي از افراد براي طلاق جشن بگيرند و هدايايي را بدهند. اين در حالي است که عقل و شرع آن را امري نابهنجار و ضدارزشي مي‌داند و از آن به «ابغض الحلال» يعني مبغوض‌ترين حلال ياد کرده است.
از نظر اسلام، گاه لازم است به دلايلي چون ناسازگاري غيرقابل تحمل زوجين، طلاق انجام شود؛ زيرا هدف از ازدواج آن است که در يک فضاي عاشقانه و عاطفي، همسران براي آرامش يکديگر تلاش کنند چنان که خداوند در آياتي از جمله آيه 21 سوره روم بيان کرده است. اگر اين ارامش به هر دليلي پديد نيايد و عقل و دل با هم آشتي نکند و مودت و محبت ايجاد نشود، آن‌گاه به عنوان آخرين راهکار با همه مذموم بودنش تأييد و امضا شده است.اما فتنه‌انگيزان چنان جامعه را دچار فساد مي‌کنند که امور زشتي چون طلاق به‌عنوان يک امر هنجاري و ارزشي قرار مي‌گيرد و مردم نيز با اين واژگوني ارزش‌ها کنار مي‌آيند بي‌آنکه توجه داشته باشند که اين ارزش‌يابي، پايه اخلاق و خانواده و در نهايت سلامت جامعه را در معرض خطر قرار مي‌دهد و روزبه‌روز به مشکلات اجتماعي، اقتصادي و روحي و رواني افراد جامعه مي‌افزايد.