کد خبر: ۱۳۳۶
تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۴

شيريني ابتلاء براي اولياي الهي

عبدالامير اردستاني
يکي از سنت‌هاي الهي سنت امتحان است که در آيات قرآني به آن اشاره شده است. براساس آموزه‌هاي قرآني سنت امتحان از راه‌هاي گوناگوني انجام مي‌شود که شامل نعمت و نقمت و مصيبت است. در اين ميان آزمون الهي از طريق مصيبت و بلا امري است که پيامبران و اولياي الهي بسيار بدان آزموده شده‌اند. اين آزمون‌ها از نظر کميت و کيفيت با آزمون‌هاي مردم عادي بسيار متفاوت است، براي پيامبران و اولياي الهي در عين تلخي ظاهري، بسيار شيرين است؛ چرا که سربلند بيرون آمدن از اين آزمون‌ها موجب افزايش تقرب بيشتر آنان مي‌شود. از اين رو به اين مصيبت‌ها همانند داروي تلخ مي‌نگرند و با لذت و شيريني تمام آن را به جان و دل مي‌خرند.
نويسنده در مطلب پيش رو کوشيده تا تحليل قرآني را از اين مسئله ارائه دهد و جايگاه مصيبت و بلا را در آزمون‌هاي الهي براي اولياي الهي تبيين کند.
آزمون مصيبت ويژه اولياي الهي
خداوند در آياتي از جمله آيات 2 و 3 سوره عنکبوت از سنت ابتلاء و امتحان سخن به ميان آورده و فرموده است: احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امنا و هم لايفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا وليعلمن الکاذبين؛ آيا مردم گمان کرده‌اند وقتي بگويند ايمان آورده‌ايم رها مي‌شوند و اينان آزموده به فتنه نمي‌شوند در حالي که ما کساني که پيش از ايشان بوده آزموده‌ايم تا کساني که راستي مي‌ورزند از دروغگويان باز شناخته شوند.
خداوند در اين آيه با واژه فتنه و در آيات 31 سوره محمد(ص) و 30 سوره مومنون با واژه ابتلاء از اين سنت الهي نسبت به انسان‌ها سخن به ميان آورده است. آيات بسياري در قرآن از همگاني بودن سنت امتحان سخن گفته است. (مائده، آيه 71؛ توبه، آيه 16؛ کهف، آيه 7؛ انبياء، آيه 35؛ انسان، آيه 2) از نظر قرآن، سنت امتحان يکي از اهداف و فلسفه‌هاي الهي در راستاي استقرار انسان در زمين بوده است. (يونس، آيه 14) از آيه 7 سوره هود و آيه 2 سوره انسان به دست مي‌آيد که اصولا يکي از اهداف مهم و اساسي آفرينش انسان همين امتحان و آزمون است تا انسان بتواند در يک حرکت جوهري کمالي به جايي برسد که شايسته آن است.
از ويژگي‌هاي امتحان‌هاي الهي اين است که از نظر کميت و کيفيت بسيار متعدد و متنوع بوده و خداوند به شيوه‌هاي گوناگون و در همه زمان‌هاي زندگي در دنيا انسانها را به انواع و اقسام آزمون‌ها مي‌آزمايد. (بقره، آيه 155) از اين رو، آزمون‌ها شامل نعمت (جن، آيات 16 و 17) و مصيبت (بقره، آيه 155) مي‌شود. بر همين اساس، زيبايي‌ها و آرايه‌هاي مادي دنيا خود آزموني بزرگ براي بشر شده است. (کهف، آيه 7) چنانکه از ديگر شيوه‌هاي الهي در آزمون مي‌توان به دادن نعمت و سلب آن اشاره کرد که خود آزموني سخت است. (زمر، آيه 49؛ فجر، آيات 15 و 16)
ازنظر قرآن حتي خلقت مرگ و زندگي در کنار هم، خود يکي از مهم ترين آزمون‌هاي الهي است که بشر بدان آزموده مي‌شود (ملک، آيه2)، چنانکه آزمون انسان‌ها با يکديگر از شيوه‌هايي است که خداوند در آزمون‌هاي خود به کار مي‌گيرد. (انعام، آيه53؛ فرقان، آيه20؛ محمد، آيه4)
در آموزه‌هاي قرآني بيان شده که براساس سنت الهي، امتحان‌ها با اشکالي بسيار متفاوت و در همه‌جا و همه‌گونه انجام مي‌گيرد. (بقره، آيات 124 و 155؛ طه، آيه40) از اين‌رو، گاه به خوشي و گاه به ناخوشي (اعراف، آيه168)، گاه با نعمت و گاه با نقمت (فجر، آيات15 و 16)، گاه باشريعت (مائده، آيه48) و گاه با پيامبران و کتب الهي متنوع و متعدد (حديد، آيه25)، گاه به افزايش ثروت و نعمت و گاه به کاهش آن و ايجاد فقر، گاه به سلامت و گاه به بيماري و نقص در جسم و جان و فرزند و باغ و ميوه و مانند آن (بقره، آيه155) همچنين گاه به آسايش و آرامش و گاه ديگر به سختي و مصيبت (اعراف، آيه168) هميشه و هرجا و هر زمان انجام مي‌گيرد.
همان‌گونه که خداوند حضرت آدم(ع) و همسرش را با ميوه درخت ممنوع آزمود (بقره، آيه35؛ اعراف، آيه19)، همه مردمان بويژه مسلمانان را پس از اسلام نيز با درخت ملعون سفياني و اموي مي‌آزمايد تا معلوم شود چه کسي به سمت شجره طيب محمدي (ابراهيم، آيه24) يا به سمت شجره خبيث و ناپاک اموي (ابراهيم، آيه26) گرايش پيدا مي‌کند. اين فتنه و آزمون الهي است که مردم پس از اسلام بدان دچار خواهند شد تا هرکسي براساس قانون پاک با پاک و ناپاک با ناپاک (نور، آيه26) نشان دهند که به درخت پاک و طيب اهل بيت محمد(ص) گرايش مي‌يابند يا به سمت درخت ملعون و خبيث اموي و سفياني مي‌روند. (اسراء، آيه60)
در اين ميان کساني که ادعاي بزرگ تري دارند و خود را نزديک‌تر به حق مي‌يابند، با آزمون‌هاي سخت‌تر و بيشتري مواجه مي‌شوند. اگر گروهي از آزموني بزرگ سربلند درآمدند بايد هميشه مواظب باشند که پس از آن آزموني سخت‌تر و بزرگ‌تر در راه خواهد بود. (بقره، آيه49؛ اعراف، آيه141؛ ابراهيم، آيه6)
هيچ‌کس نبايد گمان کند که از آزمون الهي رهايي يافته و از آن مصونيت دارد؛ زيرا توهم چنين خيال و گماني خود بزرگ‌ترين آزموني است که بسياري را به غفلت دچار کرده و موجبات شکست ايشان را فراهم آورده است. (مائده، آيات70 و 71)
وقتي انسان از آزموني سخت سربلند بيرون آمد، بايد آماده آزموني سخت‌تر و بزرگتر باشد؛ چرا که تا انسان در دنياست گرفتار آزمون‌هاي متعدد و متنوع الهي است و تنها با مرگ است که از آزمون الهي مي‌رهد. پس همه مردم مي‌بايست همواره پس از هر آزموني منتظر آزموني ديگر و بزرگ‌تر و بيشتر باشند، چنان که بني‌ اسرائيل از آزمون‌هاي سخت و شکنجه‌ها و کشتارهاي فرعونيان رستند که خداوند خود آن را بلاي عظيم تعبير مي‌کند، (بقره، آيه49؛ اعراف، آيه141؛ ابراهيم، آيه6) ولي اينان پس از رهايي از همين بلاي بزرگ به آزمون سخت‌تر و بزرگ‌تر آزموده شدند ولي نتوانستند سربلند از آن بيرون آيند، زيرا وقتي سامري آنان را به گوساله‌پرستي دعوت کرد خدا را کنار گذاشته و به گوساله‌پرستي دچار شدند. (طه، آيات85 تا 91)
آزمون‌هاي بزرگ براي اولياي الهي 
خداوند در آيه 94 سوره مائده روشن مي‌سازد که براي امتحان گاهي اوقات کاري مي‌کند که ابزارهاي گناه در دسترس باشد. از اين رو با دسترس قراردادن صيد براي حاجيان آنان را به اين آزمون وسوسه‌انگيز مي‌آزمايد. همچنين اصحاب سبت را از طريق همين شيوه آزمود. به اين معنا که روزهاي شنبه که صيدماهي بر ايشان حرام بود، ماهي بسياري مي‌آمد که در دسترس آنها بود ولي در روزهاي ديگر ماهي کم مي‌شد. اين‌گونه خداوند آنان را آزمود و ايشان در اين آزمون شکست خوردند و به غضب الهي مسخ و بوزينه شدند. (اعراف، آيه 163 تا 165)
بلعم باعورا (اعراف، آيه 176) و سامري (طه، آيه 96) نيز که در مقامات عرفاني و بصيرتي، به درجاتي بس بالا رسيده بودند، در آزمون الهي شکست خوردند؛ پس خداوند يکي را به سگ تشبيه کرد و آن ديگري راگرفتار فرار از مردم  ساخت.
در آيات قرآني داستان‌هاي بسياري از آزمون‌هاي سخت پيامبران مطرح شده است؛ چنان که آزمون فراق فرزند براي يعقوب (يوسف، آيات 18 و 83)، بيماري و مصيبت زن و فرزند براي ايوب (ص، آيات 41 تا 43)، حضرت سليمان(ع) به فتنه تخت بلقيس و حضور آن (نمل، آيه 40) و افکنده شدن جسدي بر تخت (ص، آيه 34)، حضرت نوح (ع) به انواع مشکلات و بلايا (مومنون، آيات 23 و 30)، حضرت موسي (ع) به کشتن قبطي (طه، آيه 40)، سپاه طالوت به آزمون آب (بقره، آيه 249) و مانند آن از جمله اين آزمون‌هاست که در آيات قرآني بيان شده است.
کراهت بلا در وهم و خيال و محبوبيت عقلاني آن
براساس آموزه‌هاي قرآني در نظام دنيا چيزي که برخلاف استعدادها و خواسته‌هاي دروني انسان باشد تنظيم نشده است. لذا خداوند فرموده است: لانکلف نفسا الا وسعها؛ ما به نفس انسان تکليف بيش از وسع و توانش نکرده‌ايم (بقره، آيه 233؛ انعام، آيه 152 و آيات ديگر)؛ يعني ما هيچ‌کس را بطور فردي يا جمعي بيش از مقدار استطاعتش تکليف نمي‌کنيم.
خداوند به انسان غرايز جنسي و غيرجنسي داده است که بايد تامين شود؛ زيرا اين غرايز براي بود و هست انسان در زندگي لازم است و جزو لوازم زندگي دنيوي انسان بلکه گاه جزو ماهيت انساني محسوب مي‌شود. خداوند همان طوري که اين غرايز را داده براي تأمين آنها نيز راه‌هاي حلال فراواني بيان کرده است. خداوند هرگز دستور نداده که غريزه‌اي را تعطيل کنند يا بر آن چيزي را تحميل کنند. از اين رو در آيات قرآني از رهبانيتي که به معناي سرکوب غرايز است سخني به ميان نمي‌آورد و آن را از اختراعات مسيحيان و مانند آن مي‌داند (حديد، آيه 27) که در اسلام مجوزي براي چنين رفتاري صادر نشده و حتي پيامبر(ص) بصراحت فرموده است: لارهبانيه في الاسلام.
آن چه خداوند از انسان مي‌خواهد، مديريت عقلاني دو قوه اساسي شهوت و غضب است تا سرکشي و طغيان نکند؛ زيرا حضور در محيط مساعد زميني و وجود هواهاي نفساني و وسوسه‌هاي بيروني، احتمال سرکشي و فجور را در نفس زياد مي‌کند و اين عقل است که مي‌تواند کمک کند تا در حالت اعتدال فطري باقي بماند. البته در حالت اضطرار و ضرورت هيچ تکليفي نيست و آثار و تبعات آن را همان خداوندي که تاثير براي اشياء جعل مي‌کند همان را برمي‌دارد؛ چنان که از آتش برداشته و بر ابراهيم سرد و سلامت داشته است.
انسان موجودي است که به سبب ترکيب خاک و روح الهي در کمال فعاليت و انفعال است. مسير طولاني که بايد از خاک تا خدا در پيش گيرد از گردنه‌هاي بسياري چون زندگي گياهي، حيواني، ملکي و مانند آن مي‌گذرد. انسان اگر بخواهد از زندگي گياهي بالاتر رود مي‌بايست از آزمون‌هاي سختي بگذرد تا زندگي حيواني را تجربه کند و آن را از قوه به فعل درآورد. زندگي حيواني برتر از زندگي گياهي برخوردار از احساس وعواطف مانند عواطف پدري و مادري است. انسان براي اينکه بتواند از زندگي گياهي به حيواني برسد و از آنجا به زندگي ملکي برود بايد تغذيه جسم و جان سالمي داشته باشد. اينجاست که ممکن است آزمون‌هاي سخت‌تري پيش آيد که در زندگي گياهي و در ساليان نخست معنا و مفهوم ندارد. وقتي انسان بالاتر آمد و به مرحله بلوغ رسيد، انواع عواطف و احساسات در او رشد مي‌کند که مربوط به زندگي حيواني است. از آنجا به بعد بايد تلاش کند تا روح و جان خويش را نيز پرورش دهد و تنها به جسم نپردازد تا زندگي ملکي يابد. در اين مرحله انسان هر چند که به ظاهر نوعي حيوان است ولي مي‌خواهد متاله شود و نوع عواطف و احساسات او ديگر شبيه عواطف و احساسات حيواني نيست. به عنوان نمونه عواطف و احساسات نسبت به همسر و فرزند و پدر و مادر متفاوت از احساسات حيواني است. اينجاست که مودت، رحمت و مانند آن جايگزين مي‌شود و روابط خانوادگي خاصي شکل مي‌گيرد که در حيوان نمي‌توان آن را سراغ گرفت. اينجا نيز آزمون‌هاي سخت‌تر و متعددتري پيش مي‌آيد تا روح و روان آدمي قدرت و قوت بيشتري بگيرد و بتواند از واهمه به عاقله برسد.البته انسان هرچه بالاتر مي رود ديگر اين قوه عاقله به تنهايي نمي‌تواند راهنماي او باشد؛ زيرا مراحل سخت‌تر و دشوارتر است و انسان مي‌بايست کسي را داشته باشد که ميان خوب‌ها، خوب‌ترها را به او نشان دهد. در چنين شرايطي وحي به مدد انسان مي‌آيد تا احسن را ميان حسنات نشان دهد (اعراف، آيه 145) از همين رو پيامبر (ص) مي‌فرمايد: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، من براي اتمام بزرگواري‌ها و مکارم اخلاقي برانگيخته شده‌ام. به اين معنا که ميان حسنات بهترين آنها که همان مکارم اخلاقي است را نشان دهم.
پيچيده شدن بهشت به تلخي‌ها از نظر مردم
 در اينجا کار انسان‌هاي معمولي، سخت و سخت‌تر مي‌شود؛ زيرا هر چه بالاتر مي‌آيند مي‌بايست آزمون‌هاي سخت‌تر و شديدتري را انجام دهند؛ ولي از آن جايي که عقل تمام و کاملي به دست نياورده و هنوز گرفتار عقل ناتمام هستند که با اوهام و خيالات آميخته است، اين آزمون‌هاي سخت را تلخ و مکروه مي‌يابند از اين رو براي مردم معمولي بهشت رفتن همراه با پذيرش آزمون‌هاي تلخ است: حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات؛ بهشت به تلخي‌ها و دوزخ به شهوت و لذت پيچيده شده است.
انسان‌هاي معمولي و متوسط در طريقت رنگ خدايي گرفتن (بقره، آيه 138) و خدايي و رباني شدن (آل‌عمران، آيه 79) آزمون‌هاي الهي که براي فعليت‌يابي استعدادها و افزايش ظرفيت‌ها انجام مي‌شود را (آل‌عمران، آيه 143؛ محمد، آيه 31؛ آل‌عمران، آيه 154؛ مائده، آيه 94 و آيات ديگر) تلخ و مکروه مي‌شمرند. در حالي که مي‌بينند گنان کردن آسان است و حتي وسايل آن نيز آماده و فراهم بوده و براي نفس انساني شيرين و لذت‌آفرين است. (مائده، آيه 94؛ اعراف، آيه 163 تا 165) همين جاذبه‌هاي کاذب و دروغين دوزخ است که بسياري به سمت و سوي آن کشيده مي‌شوند؛ اما تلخي آزمون‌هاي بهشت بگونه‌اي است که گويي انسان دوزخ را در همين دنيا براي خودش ساخته است.
بسياري از مردم مي‌گويند چرا خودتان را محدود مي‌سازيد و از لذت‌هاي جنسي و شهواني، خود را محروم مي‌کنيد؟ زيرا جاذبه‌هاي دوزخي دنيا موجب مي شود که وهم و خيال اين شيريني شهوت کاذب را براي آدمي دايمي و خوب جلوه دهد. لذا گفته شده بهشت از دوزخ مي‌گذرد که همين دوزخ شهوات دنيوي کاذب است. (مريم، آيه 71)
اما وقتي به عقل کامل به دور از وهم و خيال، مراجعه مي‌شود، ديده مي‌شود که عقل، همين سختي‌ها را روح و ريحان مي‌بيند و آن تلخ‌ها را شيرين‌تر از عسل مي‌داند؛ چنان که ياران حضرت امام حسين(ع) در روز عاشورا درباره سختي‌هاي عطش و رنج و مرگ مي‌گفتند: الموت احلي من العسل؛ آزمون مرگ براي ما شيرين‌تر از عسل است؛ زيرا اينان با عقلي به جهان مي‌نگرند که همان عقل عملي است و درباره آن گفته شده است: «ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل آن است که با آن خداوند بندگي و بهشت کسب مي‌شود.»
عقل نظري و وهماني انسان ممکن است مرگ و رنج و درد آزمون‌هاي الهي را ناخوشايند بداند، اما عقل عملي خدايي انسان، آن را ممدوح و محمود و شيرين و خوشايند مي يابد؛ زيرا آن را در مسير کمالي خود مي‌داند. از اين رو، همان داروي تلخ وهماني را «حبالله و قربه الي الله و لوجه الله» به شيريني عسل عقلاني مي‌چشد و مي‌نوشد؛ چنان که خداوند در سوره انسان بيان مي‌کند که اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در آزمون‌هاي سه شبانه‌روزي خود، با آن که نيازمند غذا بودند، براي رضايت خداوندي، افطاري خود را به فقير و مسکين و اسير مي‌دهند.
از نظر قرآن انسان اگر بتواند انگيزه اعمال خود را اصلاح کند و از دريچه عقل عملي به مسايل بنگرد، تلخ‌ها شيرين مي‌شود و همانند حضرت ابراهيم(ع) و رسول‌الله(ص) و ديگران در مقام صبر جميل، آن را به شيريني عسل و بلکه گواراتر مي‌نوشد. انسان‌ها تا رسيدن به اين مقام مي‌بايست آزمون‌هاي سخت و دشواري را بپيمايند تا اين مفاهيم در جان و دل ايشان نقش ببندد و علم حصولي شان به علم شهودي تبديل شود.
از آنچه گذشت معلوم شد که چرا آزمون‌هاي الهي براي اولياي الهي شيرين‌تر از عسل است؛ زيرا آنها آزمون‌هاي سخت و شديدي چون مصيبت‌ها و بلايا را آزمون عقل عملي و نفس خود مي‌دانند که بدان وسيله مي‌توان در مقام عمل، اراده خود را بسازند و پر پرواز به دست آورند و در مقام عزم ارادي، خودي نشان دهند و از دام وهم و خيال برهند و به آسمان عقلانيت الهي بپرند. شکست در هر آزموني هر چند که تلخ است ولي اگر انسان اميدوار باشد، خود دريچه‌اي براي کسب عبرت و معرفت براي پيروزي و گذر از موانع است. انسان‌ها در آزمون‌هاي عملي سخت است که عزم و اراده‌شان در حوزه ايمان به نمايش درمي‌آيد و معلوم مي‌شود که تا چه اندازه عزم ايماني براي متاله شدن را در خود تقويت کرده‌اند.