عارف حقيقي ( سلوک عارفانه)
(بدان اي سالک راه خدا!) فرمودهاند:«من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاه» کسي که خودش را نشناسد، از راه نجات دور ميافتد، در وادي جهل و ضلالت متحير و سرگردان ميماند و راه به جايي نميبرد. (غررالحکم، ص 233)
همچنين علي(ع) در کلامي ديگر ميفرمايد: «العارف من عرف نفسه فاعتقها» عارف به معناي واقعي کسي است که خود را بشناسد، آنگاه خود را (از اسارت و قيد و بند شهوات) آزاد سازد. (همان، ص 239)
آدمي که پي به ارزش وجودي خود نبرده و از مبدأ و منتها و مقصد اصلي خلقت خود ناآگاه است، طبيعي است که در اسارت انواع شهوات نفساني قرار ميگيرد و هر دم به سوي جاذبهاي از جاذبههاي شيطاني کشيده ميشود و رو به جهنم خالد ميرود. اما وقتي آگاه از ارزش وجودي خود شد و مبدأ و منتها و مقصد اصلي خلقت خود را شناخت، طبعا به اين فکر ميافتد که خود را از اسارت شهوات شيطاني برهاند و رو به عالم قرب خداوند رحمان حرکت کند و سر از جنات و رضوان الهي برآورد.»(1)
1- بناي بندگي، صفاي زندگي، آيهالله سيدمحمد ضياءآبادي، ص 277