کد خبر: ۱۳۲۸۵۰
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۲
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

دلیل انتقاد از دولت حسادت به دستاوردهای آن است!

مخالفان دولت به خاطر حسادتشان به دستاوردهای دولت به برجام حمله می‌کنند! اصلاح‌طلبان اعتراض‌هایشان را همیشه توأم با عقلانیت و هدفمندی انجام داده و از خشونت پرهیز می‌کرده‌اند! و عبور از روحانی محتمل است! از جمله مطالب دیروز زنجیره‌ای‌ها بود.
سرویس سیاسی ـ

مدعیان اصلاحات و غربگرایان ناکام و فرورفته در باتلاق برجام شلیک به منتقدان را مرهمی برای خود قرار داده‌اند. آنها تیتر «صبح بدون تحریم» و «فروپاشی سازمان تحریم‌ها» را زدند و خسارت محض برجام را که یک حساب بانکی هم برای ایران در انگلیس باز نکرد، به عنوان نسخه معجزه‌آسا غالب کردند.

شلیک به منتقدان؛ مرهمی برای غربگرایان ناکام و فرو رفته در باتلاق برجام
روزنامه ایران دیروز در گفت‌وگویی نوشت: «برجام یک شاهکار بود. یک شاهکار دیپلماتیک برای ایران که نه در گذشته سابقه دارد و نه در آینده نزدیک می‌توان چنین دستاوردی را پیش‌بینی کرد. کسانی که این حرف‌ها را از سر امنیت و شکم سیری می‌زنند، یادشان رفته «برجام» در شرایطی به نتیجه رسید و توافق هسته‌ای زمانی امضا شد که تولید و فروش نفت ایران به حداقل رسیده بود و کم‌کم ایران را به سمت سناریوی «نفت در برابر غذا» می‌بردند. شرایط بحرانی آن زمان موجب شد رهبر معظم انقلاب تصمیم به «نرمش قهرمانانه» بگیرند و اجازه دهند با آمریکا به‌منظور ایجاد یک توافق، مذاکره شود. حداکثر چیزهایی که یک دولت می‌توانست در توافق با کشورهای بزرگ 1+5 به‌دست بیاورد، در «برجام» به دست آمد. کسانی که دم از باخت می‌زنند و مدعی می‌شوند که دولت روحانی امتیاز داد و امتیاز نگرفت، هنرشان این بود که سال‌های سال مذاکرات هسته‌ای بدون دستاورد انجام دادند که به صدور قطعنامه‌ها و تحریم‌های شدیدتر می‌انجامید.»
ایران مدعی شد: «مخالفان دولت، به خاطر حسادتشان به دستاوردهای دولت، به «برجام» حمله می‌کنند. اگر آنها خودشان می‌توانستند برجامی با چند پله پایین‌تر امضا کنند، می‌کردند. اما چون هنرش را نداشتند، نتوانستند توفیق دولت روحانی را تحمل کنند و لذا تخطئه می‌کنند. تخطئه کردنشان هم به خاطر ایران نیست، به خاطر اسلام نیست، به خاطر مردم نیست. به‌خاطر این است که خودشان نتوانستند و توفیقی نداشتند. مبنای مخالف خوانی‌هایشان این است که «چرا من نتوانستم؟»، «چرا دولتی که ما با آن مخالفیم، توانست چنین دستاوردی داشته باشد؟» چون هنرش را نداشتند، مدام بر این طبل کوبیدند که «ما خیلی در برجام به آمریکا امتیاز داده‌ایم و بر این اساس ادعا می‌کردند که آمریکا هرگز از برجام خارج نمی‌شود.»
کدام برجام؟ همان برجامی که قرار بود تحریم‌ها را بردارد اما عراقچی گفت «ایران برجام را داستانی موفق نمی‌داند چراکه ایران از آن بهره‌مند نشده و تحریم‌ها برداشته نشده است»؟ و افزود که «برجام برای ایران موفق نبوده است؛ حتی متن و کلمات برجام نقض شده‌اند»؟ همان برجامی که منتقدان گفتند کلید حل مشکلات کشور دست دشمن نیست و ظریف می‌گوید «ما هنوز نمی‌توانیم در انگلیس یک حساب بانکی باز کنیم»؟ همان برجامی که سیف رئیس‌کل بانک مرکزی گفت دستاورد آن تقریبا هیچ بوده؟ یا همان برجامی که رئیس‌جمهور راه طی شده در رسیدن آن ـ مذاکره با آمریکا ـ را دیوانگی خواند؟
از کدام دستاورد حرف می‌زنید که حسادت منتقدان دولت به آنها سبب مخالفتشان با برجام شده؟ حقوق‌های نجومی؟ قراردادهای محرمانه‌؟ رکود؟ گرانی؟ تورم؟ بیکاری؟ تعطیلی کارخانه‌ها و بنگاه‌های تولیدی؟ حاشیه‌سازی؟ کاهش ارزش پول ملی؟ بحران‌های ارزی؟... اصلا محملی برای حسادت می‌توان در نظر گرفت؟

کدام خواست رهبری؟!
مصاحبه شونده می‌گوید: «شرایط بحرانی آن زمان موجب شد رهبر معظم انقلاب تصمیم به «نرمش قهرمانانه» بگیرند و اجازه دهند با آمریکا به‌منظور ایجاد یک توافق، مذاکره شود.»رهبر معظم انقلاب بنا بر اصرار دولت با مذاکره موافقت کردند اما تصریح فرمودند که «به مذاکره خوشبین نیستم.» و خط قرمزهایی را تعیین کردند که از آنها عبور شد و برای برجام 29 شرط تعیین شد که دولت بدان عمل نکرد. خط قرمزها را زیر پا گذاشتند، امتیازات نقد دادند وعده‌های نسیه گرفتند، تضمین هم نگرفتند، از نقض‌کنندگان شکایتی داشته باشیم به نتیجه نمی‌رسیم، به شروط رهبری، مجلس و شورای عالی امنیت ملی عمل نکردند، همزمان مدعیان اصلاحات و حامیان دولت گلوپاره هم می‌کنند که برجام خواست رهبری بوده است!
مدعی است: «خودشان نتوانستند و توفیقی نداشتند.» دستاورد تیم مذاکره‌کننده قبلی، استقامت بر داشته‌های گران‌بها و ارزشمند هسته‌ای بود که برگ برنده و موضوع معامله تیم مذاکره‌کننده دولت روحانی با غرب قرار گرفت و قربانی دیپلماسی منفعلانه شد.

نفت در برابر کالا
می‌گوید: «... کم‌کم ایران را به سمت سناریوی «نفت در برابر غذا» می‌بردند.» پول حاصل از فروش نفت، اکنون هم وارد کشور نمی‌شود. از لابه‌لای گفته‌ها و‌اشارات مقامات دولت به دست می‌آید که اکنون دولت در ازای فروش نفت باید از کشورهای دیگر کالا وارد کند.
راهکار دولت برای حل معضلات و مشکلات فقط رفع تحریم‌ها با مذاکره و دستیابی به توافق هسته‌ای بود. روحانی می‌گفت «تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید. تا مسئله محیط زیست حل شود. تا‌اشتغال جوانان حل شود. تا صنعت جامعه حل شود. تا آب خوردن مردم حل شود. تا منابع آبی زیاد شود. تا بانک‌های ما احیا شود.» راهی که طی شد و نتیجه‌اش افزایش تحریم‌ها، زیاده‌خواهی‌ها و مداخله‌جویی‌های حریف و تعمیق مشکلات اقتصادی و معضلات معیشتی مردم بود. ناگفته پیداست، این جزع و فزع‌ها و متهم کردن منتقدانی که پیش ‌بینی‌هایشان از بدعهدی طرف غربی و آمریکایی درست از آب درآمد، البته همه به دلیل خسارت محض برجام و عقیم ماندن راهکار دولت برای گشایش اقتصادی است.
می‌گوید: «مدام بر این طبل کوبیدند که «ما خیلی در برجام به آمریکا امتیاز داده‌ایم و بر این اساس ادعا می‌کردند که آمریکا هرگز از برجام خارج نمی‌شود.» اتفاقا اکنون هم که ترامپ تیر خلاص را به برجام زده به این دلیل است که امتیازات بیشتری از ایران بگیرد. به همین خاطر بود که اروپا می‌خواست با فشار بر ایران برای محدود کردن توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای، ترامپ را برای ماندن در برجام راضی کند.

به تعطیلی صنعت هسته‌ای قانع نیستند!
مصاحبه شونده چند روز پیش طی یادداشتی در همین روزنامه تصریح کرده بود که «باید به برجام بزرگ برسیم»! خائنان وطن فروش به تعطیلی صنعت هسته‌ای قانع نیستند؛ باید بنیه دفاعی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای کشور را هم بفروشند تا کشور را دو دستی تحویل اربابان غربی‌شان بدهند. چنین یاوه‌گویی‌هایی از این عناصر فاسق و معاند متظاهر به اصلاح‌طلبی عجیب نیست.
در بخش دیگری از این مصاحبه آمده است: «اصلاح‌طلبان اعتراض‌هایشان را همیشه توأم با عقلانیت و هدفمندی انجام داده و از خشونت پرهیز می‌کرده‌اند.»
دقیقا! آشوبگری، تخریب اموال عمومی، زدن تهمت تقلب به نظام، قداره کشی، اهانت به مقدسات و دادن گرای تحریم‌های فلج‌کننده به دشمن، در فتنه‌های 78 و 88 کار پلنگ صورتی بود!

پیشنهادهایی که نامی از اقتصاد در میان آنها نیست!
روزنامه زنجیره‌ای شرق در سرمقاله شماره دیروز خود به مشکلات پیش روی روحانی پس از خروج ترامپ از برجام‌اشاره و پیشنهادهایی را درباره خروج از بن‌بست پیش آمده برای دولت مطرح ساخت.
در بخشی از این یادداشت آمده است: «تنها راه باقی‌مانده برای روحانی مذاکره و چانه‌زنی با اروپا و دیگر کشورهای جهانی است تا اجماعی علیه ترامپ به‌ دست آورد که می‌توان روی‌کارآمدنش را با نظریه کیفر توجیه کرد. نظریه کیفر، خاصیت آن را دارد که خشم اروپا را برانگیزد. نظریه‌ای که درصدد است با سنگین‌کردن کیفر در کفه ترازو، در مواجهه با کشور‌هایی که در قاعده نظم آمریکایی نمی‌گنجند، با مجازات آنان را وادار به اطاعت کند.»
در ادامه این یادداشت تصریح شده است: «سخنان چندی پیش حسن روحانی درباره ترامپ‌هراسی نشان داد او نیز می‌داند از این نکته باید از سوی تیم مذاکره‌کننده‌اش بهره ببرد، تا حداقل اجماعی سیاسی در جهان علیه آمریکا به‌وجود آورد.»
نویسنده افزوده است: «این‌همه ماجرا نیست و قطعا این تاکتیک‌ها برای پیروزی کفایت نمی‌کند. دولت روحانی برای پیروزی در داخل و خارج باید دست به تغییرات جدی بزند. احیای دوباره جامعه سیاسی و به ‌تبع آن جامعه مدنی ایران ضرورتی جدی دارد. تاریخ سیاسی بعد از انقلاب نشان داده است تعلل در تصمیم‌گیری، نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت. تحولات در خاورمیانه و جهان چنان بر سیاست داخلی ایران اثرگذارند که هر تصمیم درستی باید به‌سرعت تبیین و شجاعانه اجرا شود. آنچه همه را نگران کرده این است که تعلل‌ دولت روحانی در سطح داخلی زمینه لازم برای برآمدن دولت‌های «کلونی» دیگر را دوباره فراهم آورد. گیرم این دولت‌های برکشیده، این‌بار از طرز و جنس دیگری برخوردار باشند.»
درباره این یادداشت شرق نکاتی را باید خاطرنشان ساخت؛ نخست آنکه اگر مدعیان اصلاحات در سیاست داخلی با ایجاد و دامن زدن به خطر احتمالی جنگ در صورت پیروزی رقیب توانستند پیروزی ناپلئونی را کسب کنند، در عرصه سیاست خارجی این شیوه جواب نمی‌دهد و اروپا به اذعان روزنامه‌های زنجیره‌ای منافع بی‌شمار مادی خود را در تجارت با آمریکا رها نمی‌کند که برجام مرده را بچسبد. نکته دوم اینکه مدعیان اصلاحات در پیشنهادهای خود به دولت روحانی هیچ سخنی از اقتصاد ضعیف و لزوم پرداختن به تقویت آن نمی‌گویند؛ این همان دردی است که دولت یازدهم و دوازدهم گرفتار آن است.
دولت به جای آنکه اقتصاد مقاومتی را پیشه ساخته و مشکلات را از درون حل کند، همه تخم مرغ‌ها را در سبد برجام و ایجاد حاشیه‌های سیاسی برای فرار از پاسخگویی به مردم و منتقدین چیده است. این راه به حل مشکلات ختم نمی‌شود.

عبور از روحانی محتمل است!
روزنامه اعتماد مصاحبه‌ای را با سعید حجاریان ترتیب داده و آن را در شماره دیروزش منتشر کرده است. آنچه در این مصاحبه حائز اهمیت است، استفاده مکرر از روش نخ نما شده‌ای برای شانه خالی کردن از پاسخگویی است.
این حامی دولت در بخشی از مصاحبه خود پروژه «عبور از روحانی» را محتمل دانسته و گفته است: «در ميان احزاب و چهره‌ها نيز عبور از روحاني محتمل است؛ چرا كه هر يك از متحدان امروزين وي تئوري بقاي خاص خود را دارند و ممكن است در يك نقطه عطف به موضع عدم دفاع برسند. بنابراين بعيد نيست در بزنگاه، روحاني بماند و يكي دو حزب اصلاح‌طلب!...»
در این باره لازم به یادآوری است که پیش از این نیز موضوع عبور از روحانی توسط‌اشخاص دیگری در جناح موسوم به اصلاح‌طلب مطرح شده و کیهان نیز به تبع آنها به ذکر این خبر پرداخته بود اما ماجرا وقتی جالب شد که برخی دیگر از مدعیان اصلاحات گفتند که این موضوع توسط کیهان و با هدف ایجاد انشقاق مطرح شده است. اکنون نیز بر این موضوع تاکید می‌کینم که عبور از روحانی را شخصی که ملقب به تئوریسین اصلاح‌طلبان است مطرح کرده و کیهان آن را نقل کرده است.
در جایی دیگر از این گفت‌وگو مصاحبه شونده پیرامون موضوعات «اقتصاد، سياست خارجي و سياست داخلي» گفته است: «در سه حوزه مذكور، انتقادات جدي مطرح است اما همه اين انتقادات متوجه دولت و رييس‌جمهور نيست. در واقع، اهرم‌هاي قدرتي در ساختار سياسي ما فعال هستند كه ابتكار عمل را از دولت گرفته‌اند و نه‌تنها پاسخگوي عملكردشان نيستند بلكه همواره در مقام منتقد قوه مجريه ظاهر مي‌شوند. روحاني به چنين وضعيتي واقف است و هر از چندي در سخنراني‌هايش پالس‌هاي انتقادي مي‌فرستد و مي‌گويد دولت در بعضي تصميم‌گيري‌ها دخيل نيست.»
متاسفانه در دولت یازدهم و دوازدهم با انواع فرافکنی روبرو شده ایم. قسمی از فرافکنی که البته در دولت اصلاحات نیز سابقه داشته همین است که دولت و حامیانش به آن متوسل می‌شوند بدین ترتیب که ما خواستیم مشکلات را برطرف کنیم اما نگذاشتند!
این نوع فرافکنی نخ نما شده دیگر امروزه کارایی ندارد. برای نمونه به موضوع مسکن توجه کنید. دولت تدبیر و امید پروژه‌های خانه سازی را لغو کرد. اما در طول 4سال نخست هیچ برنامه جایگزینی نداشت. البته وزیر راه و شهرسازی از چیزی خیالی با عنوان «مسکن اجتماعی» نام برده بود اما هیچ اقدامی در این باره در 4سال نخست این دولت صورت نگرفت. تا اینکه در آغاز دور دوم دولت تدبیر و امید، روحانی از پروژه‌ای برای مسکن با عنوان «مسکن امید» نام برد. این پروژه نیز فعلا در حد حرف است اما در کل تا اینجای کار دولت تدبیر و امید 5 سال که فرصت کمی نیست را از دست داد. حال حامیان دولت و دولتمردان در مقولاتی این چنین دیگران را مقصر جلوه می‌دهند غافل از اینکه خود برنامه‌ای نداشتند و از آن مهم‌تر عزمی برای رفع مشکلات.