نگاهی به چالشهای صنعت نشر و فرهنگ مطالعه به بهانه برپایی سی و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
بالندگی اندیشه در سایه سار همنشینی پر برکت با کتاب
گالیا توانگر
«من و کتاب» که در سال 87 به چاپ رسید، مجموعهای از بیانات و نظرات مقام معظم رهبری درخصوص اهمیت کتاب و کتابخوانی و توجه ویژه به این مقوله است. این کتاب در چند بخش اهمیت کتاب و کتابخوانی، من و کتاب، نقد وضع موجود، چه باید کرد، دست نوشتهها و دستخط به نگارش دیدگاه مقام معظم پرداخته است.
در بخشی از این کتاب رهبر انقلاب در اهمیت مسئله رشد کتاب خوانی و پیوند آن با فرهنگ اینگونه نوشتهاند: «اگر از این جهت هم حساب کنید که امروز این ملت، ملتی است که در دنیا دچار ستمهای ناشی از اعمال غرض قدرتهای استکباری جهان است، پس باید از خودش دفاع کند، کدام دفاع ملی است که در درجه اول متکی به فرهنگ و آموزش و بینش و دانش نباشد؟ پس باز هم به کتاب برمیگردیم. یعنی شما از هر طرف که بچرخید، مجبورید به کتاب اهمیت بدهید...»
در قسمتی دیگر کتاب مقام معظم رهبری در بیان علاقه خود به کتاب نوشتهاند: «بنده خودم هم با اینکه گرفتاری کاریام زیاد است، اما بحمدالله از کتاب منفک نشدهام و در حقیقت نمیتوانم هم منفک شوم. در خلال کارهای فراوان و سنگینی که بر دوش ما هست، دائما با کتاب سر و کار دارم، احساس میکنم که اگر انسان بخواهد در زمینه معنوی و فرهنگیتر و تازه بماند، جز رابطه با کتاب که مثل رابطه با جویبار، دائمی در جریان است و مرتب تازههایی را در اختیار انسان میگذارد، چارهای ندارد. البته مسئله، مسئله چاره داشتن یا نداشتن نیست، مسئله میل و شوق و یک چیز اجتناب ناپذیر برای کسی است که اهل کتاب باشد.»
پرورش و تربیت خواندن از روزهای اول زندگی و کودکی و در محیط خانه و خانواده شروع میگردد و تا آخرین مراحل و عالیترین تحصیلات دانشگاهی ادامه پیدا میکند. پدران و مادران باید عادت کتابخوانی را در فرزندان خود به وجود بیاورند و همچنین مربیان تربیتی که نقش مهمی درتربیت دارند، به خردسالان و کودکان آموزشی که لازم و کافی است، بدهند تا آنها را به کتاب خواندن راغب کند و اگر این آموزش توسط رسانههای همگانی باشد، تاثیر بیشتری دربرخواهد داشت؛ اما عادت نمودن به کتابخوانی لازم و کافی نبوده و باید نسبت به تحکیم و تداوم آن عادت نمود که هدف و مقصود مطالعه را تحقق ببخشد و برای تداوم عادت خواندن باید نظامهای دیگر هم به یاری و همکاری نظام آموزش بیایند، خصوصا رسانههای همگانی و امکانات و ابرازهای ارتباطی فراگیر نقش پیگیر و هماهنگکننده را در رشد کتابخوانی در جامعه بر عهده بگیرند.
بهترین و ارزشمندترین هدیه
کتاب است
هر گوشه که سر بر میگردانی انبوهی از جوانان مشتاق به کتاب و کتابخوانی را مییابی. دانشجویان، فرهنگیان و حتی خانمهای خانهداری که فرزندان خود را برای خرید و اُنس با کتاب به نمایشگاه آوردهاند.
مینا بروجردی یک فرهنگی برایمان میگوید: «پیامی که در نمایشگاه کتاب درباره اهمیت و لزوم کتابخوانی جاری و ساری است، موتور محرک کتابخوانی و اُنس با کتابهاست. جهت شکوفایی بیشتر استعدادهای توانمند که برای درک و فهم عمیق حقایق علمی و فنی در تلاشند، غنیسازی تلاشهای فرهنگی و ایجاد نظام برای اطلاعرسانی منسجم ضرورت دارد و استفاده از این راهکارها در نمایشگاههای کتاب به بازدهی و افزایش ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی کمک میکند.»
وی ادامه میدهد: «هرگاه ضرورت کتابخوانی و اهمیت آن برای همگان تفسیر و تعبیر گردد در آن صورت در هیچ جا نباید فردی یافت شود که با مطالعه بیگانه باشد و در هیچ مکان و زمانی نباید کتاب را فراموش کرد.»
از این فرهنگی درباره راهها و شیوههای کاربردی ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی سؤال میکنم، وی توضیح میدهد: «برای ایجاد جذب و جلب افراد به مطالعه راههای زیادی وجود دارد. برگزاری مسابقات کتابخوانی و خلاصهنویسی کتابها میتوانند گرایش افراد را به مطالعه منجر کند. چنانچه اینگونه مسابقات از روی اصول و سنجیده برگزار شود، زمینهساز گرایش عده زیادی از افراد به مطالعه خواهد شد. با گزیده نویسی و خلاصهسازی تعدادی از کتب حجیم و قطور، میتوان مردم را به مطالعه ترغیب کرد که اغلب به خاطر گرفتاری و نداشتن فرصت کافی از مطالعه باز میماند. وقتی که آثار خوب، مفید و ارزنده خلاصه گردد، میتواند، رغبت بعضی از افراد به مطالعه را افزایش داده و درامر ترویج کتاب و کتابخوانی موثر باشد.
فراهم کردن امکانات و فرصتهای مطالعاتی برای کودکان و نوجوانان که نیاز به کمک دارند، علاوه بر کوشش و تلاش خود آنان، نیاز به تلاشها، برنامهریزی و مشارکت حساب شده مربیان دارند. برای تشویق و ترغیب آنها به مطالعه باید نسبت به تهیه و خرید کتاب، آنها را همراهی کرد و جهت بازدید به نمایشگاهها و فروشگاههای کتاب برد و یا با هدیه کتاب، آنها را راغب کرد. به کودکان قبل از دبستان باید اهمیت مطالعه و کتاب را گوشزد کرد و این طور در ذهنشان جا انداخت که بهترین هدیه کتاب است.»
مطالعه غیر درسی به درسخواندن بچهها ضربه نمیزند
هدی جعفریان مادر دو دانشآموز که برای خرید کتاب به بخش کودکان و نوجوانان سی و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران آمده با بیم آنکه نکند مطالعه کتابهای آزاد بچهها را از درس خواندن بیندازد، میگوید: «بیشتر از غرفههای کمک آموزشی برایشان خرید کردم. خودشان من را به طرف غرفههای کودک و نوجوان کشاندند. میترسم با خواندن کتابهای متفرقه از درس بیفتند. اتمام حجت کردهام که اگر رمان بخرند، باید برای تعطیلات تابستانیشان نگه دارند.»
بر خلاف تصور اغلب والدین در مورد تاثیرمنفی مطالعه آزاد بر روی درس خواندن بچهها، مریم حمیدی یک مشاور تحصیلی برایمان توضیح میدهد: «مطالعه باعث پیشرفت تحصیلی است. مطالعه درسی و غیر درسی، باعث بالا رفتن سطح فکر و فعال شدن ذهن شخص میشود. وقتی سطح فکر و یادگیری بالا رفت و ذهن او فعال شد، امکان یادگیری کتب، دروس و موضوعات مختلف برایش بهتر فراهم میشود. یعنی ذهن او آمادگی بیشتری را برای یادگیری هر موضوع و مطلب حتی دروس ریاضی، ادبیات ، تاریخ و …. خواهد داشت و این مطلبی است که تجربه آن را بارها ثابت کرده است.
فردی که در کنار مطالعه درسی، به طور جدی به مطالعه کتابهای غیر درسی نیز میپردازد، بدین وسیله دارای سطح فکر و اندیشههای وسیع میشود. ذهنش برای فراگیری فعالتر میشود. گنجینه لغاتش کاملتر میشود. افقهای جدیدی پیش رویش باز میشود. آمادگی برای یادگیری بیشتر میشود. به صورت جدیدتر و قویتر در راه کسب علم گام بر میدارد.»
این مشاور در تکمیل صحبتهایش میگوید: «عدهای از افراد تصور میکنند که عادت به مطالعه امری ذاتی و خصلتی است که تنها بعضی از افراد به دلیل کنجکاوی، علاقه و... به آن روی میآورند و دیگران نمیتوانند اهل مطالعه باشند و شاید به همین دلیل هیچگونه تلاشی برای ایجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود انجام نمیدهند. تحقیقات و تجارب اخیر در زمینه تعلیم و تربیت ثابت کرده است که عادت به مطالعه یک امر اکتسابی است. یعنی همان طور که یک کودک، خواندن و نوشتن را یاد میگیرد، میتواند مطالعه را هم بیاموزد پس باید روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد.»
رضا ساداتی یک دانش آموخته تعلیم و تربیت اسلامی در باب اهمیت مطالعه میگوید: «مطالعه راهی برای تقویت روحیه دینی کودکان و نوجوانان است. گاهی والدین به دلیل ناآگاهی و درک نادرستی که از مسائل دینی و مذهبی دارند، نمیتوانند راهنمای خوبی برای کودکان و نوجوانان باشند؛ بنابراین ممکن است در آموزش این گونه مسائل دچاراشتباه شوند یا هرگز فرصت مناسبی برای آموزش این مسائل نیابند. مطالعه کتابهای دینی و اسلامی به کودک و نوجوان کمک میکند تا به درک صحیحی از این مسائل دست یابد و پیش از آنکه دیر شود به رشد و شکوفایی برسند. البته انتخاب کتابهای مناسب و چگونگی مطالعه و برداشت کودک از مطالب آنها از حساسیت خاصی برخوردار است و به راهنمایی علماء، افراد با تجربه و پدران نیاز دارد».
مشکلاتی که مردم و هم صنفیها برای نشر ایجاد کردهاند!
ما ۳ برادر هستیم که حرفه پدرمان را در پیش گرفتهایم. هربار کار به جایی میرسد که به خودمان میگوییم باید این ساختمان ۳ طبقه را بفروشیم و پولاش را در بانک بگذاریم و به راحتی زندگی کنیم، اما کتاب جدیدی به دستمان میرسد که فکر میکنیم ارزش چاپ شدن را دارد. هر بار میگوییم این آخریاش است! اما باز ادامه میدهیم، چون این کاری است که به آن علاقه داریم. فقط یکی از برادران معتقد است هرچه زودتر انتشارات را تعطیل کنیم، زودتر خودمان را نجات دادهایم!
آنچه در بالا خواندید درد دلهای یک ناشر باسابقه و مسئولیتپذیر است. وی درباره مشکلاتی که خود همصنفیها برای فعالیتهای یکدیگرایجاد میکنند، توضیح میدهد:« مسئله این است که به دلیل نبود کپی رایت، برخی ناشران وقتی میبینند یک کتاب خارجی پرفروش شده است، فورا آن را با نام مترجم دیگری چاپ میکنند. ناشران تازهکاری وجود دارند که قبلاً در بخش پخش و فروش کتاب کار میکردهاند، سپس خودشان مجوز انتشارات تهیه کردهاند و به کار نشر مشغول شدهاند. آنها که به اخلاق پایبند نیستند، کتابهای پرفروش را مختصر تغییری میدهند و به نام انتشارات خودشان، به چاپ میرسانند!»
وی درباره عادات مردم که به بدنه صنعت نشر لطمه وارد میسازد، میگوید: «خیلی از مردم وقتی یک لوح فشرده حاوی ۵ هزار عنوان کتاب را از کنار خیابان میخرند، دیگر احساس میکنند آن کتابها را دارند و اگرچه شاید هیچ وقت به آن لوح فشرده مراجعه نکنند، اما به سراغ خرید نسخه کاغذی هم نمیروند. ما خودمان نسخه دیجیتال کتابهایمان را به شکل قانونی و با قیمت مشخص در سایت تاقچه، در معرض فروش گذاشتهایم و کپیکارها باعث میشوند که این بازار را نیز از دست بدهیم.»
این ناشر آشنا به نقایص صنعت نشر در تکمیل صحبتهایش میگوید: «ما در حال تبدیل برخی از محصولاتمان به کتابهای صوتی هستیم، اما نمونه صوتی بسیاری از آنها در بازار غیرمجاز وجود دارد. اگر مردم میخواهند ناشران باقی بمانند و کتابهای جدیدتری منتشر شود، باید رویکردشان را تغییر بدهند. من اگر بخواهم هزینه کارکنان را بدهم، چه اتفاقی میافتد؟ کیفیت کتابهایم پایین میآید. از طرفی هر کتابی بخواهم چاپ کنم، باید به بازار آن هم توجه داشته باشم. برخی کتابها پرفروش نمیشوند، اما به اعتقاد من وجودشان لازم است، مثلا ما الان در حال تجدید چاپ کتاب حجیمی مربوط به محیط زیست هستیم. با اینکه ممکن است فروش زیادی نداشتهباشد، اما باید چاپ شود. با این وضعیت بازار نشر، تا چند وقت دیگر حتی اگر دلمان هم بخواهد، نمیتوانیم چنین کتابهایی را چاپ کنیم که در آن صورت آگاهی و فرهنگ جامعه در معرض خطر قرار میگیرد.»
چاپخانههای فرسوده استانی
احمد عظمتی یک ناشر شهرستانی با بیان اینکه بخش عمدهای از کار چاپ استان به خارج از استان میرود، میگوید: «مهمترین مشکل صنعت استانی انجام کارهای چاپ مورد نیاز استان در سایر استانها و خارج از استان است، در حالی که کارهای چاپ شده در استان را میتوان با قیمت مناسب و کیفیت بالاتری عرضه کرد. مسئولان باید برای نوسازی ماشین آلات و دستگاهها و تجهیز چاپخانههای استانی اقدامات جدی انجام دهند.»
وی ادامه میدهد: «باید مجوز چاپخانه به کسانی داده شود که اهلیت این صنعت را داشته باشند. به علت اینکه مجوزها به افرادی که اطلاعی از چاپ و چاپخانه ندارند، واگذار میشود، چاپخانههای سابقهدار در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند و کارگران آنها در حال بیکار شدن هستند.»
عظمتی مسئول یک از چاپخانههای استانی صراحتا میگوید: «کار در صنعت چاپ و چاپخانه زیانآور است و باید جزو مشاغل سخت و زیانآور محسوب شود، اما بیمه ما سخت و زیانآور نیست که از مسئولان و متولیان امر تقاضای بررسی و رفع این مشکل را داریم.»
وی با لحنی گلایهآمیز میگوید: «چاپخانههای استانی سالانه در حال ضرراند و سرمایه در گردش ندارند، نیاز مبرم به حمایت و تقویت از سوی مسئولان داریم. سایر صنوف هم در حوزه چاپ فعالیت میکنند که باید برای این مسئله تدابیر جدی و اساسی اندیشیده شود.»