کد خبر: ۱۳۰۷۶۷
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۵۳
به مناسبت سالروز واقعه طبس

روی دیوار شیطان نمی‌توان یادگاری نوشت!

سیدروح‌الله امین‌آبادی

روابط ایران و آمریکا در طول یک قرن گذشته فراز و نشیب فراوانی داشته است، از تسلیم مطلق که شاه ایران در سخنرانی رسمی،خود را سرباز تمدن و فرهنگ غربی می‌دانسته (1) و معتقد بود حتی یک اختلاف و سوء تفاهم در روابط دو کشور وجود ندارد (2) تا پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که لانه جاسوسی در تهران تصرف و آمریکا با خواری و خفت از ایران اخراج می‌شود.در طول این قرن فراز و نشیب‌های فراوان در نوع روابط میان دو کشور وجود داشته ولی فارغ از اینکه حکومت در تهران و در دستان چه کسانی بوده است آمریکا در همه این سال‌ها یک رفتار واحد از خود نشان داده و آن تلاش برای دخالت در تمامی شئون زندگی ملت ایران بوده است.
با پیروزی انقلاب اسلامی مداخلات گسترده آمریکا در امور داخلی ایران مردم را چنان عصبانی ساخته بود که در 13 آبان 1358 با هجوم دانشجویان مسلمان پیرو خط امام لانه جاسوسی این کشور در تهران به تصرف درآمده و جاسوسانی که سال‌ها اطلاعات حساسی را به واشنگتن مخابره می‌کردند به اسارت درآمدند، با افشای اسناد لانه جاسوسی عمق نفوذ گسترده آمریکا در امور ایران برای همه جهانیان افشا شد و مشخص گردید که ایالات متحده با حمایت از رژیم پهلوی جنایات گسترده‌ای را در حق ملت ایران مرتکب شده بود، تاسیس ساواک و حمایت از جنایات این سازمان جهنمی را شاید بتوان بخشی از آنچه که آمریکا در حق ملت ایران مرتکب شده بود دانست.
ایجاد انحراف در اقتصاد ایران بنا به نیازها و خواسته‌های ایالات متحده که کشورمان را تبدیل به بازار مصرف آمریکا می‌ساخت نیز از دیگر جنایات زمامداران وقت این کشور در حق مردم مظلوم و مستضعف ایران بود.
برشمردن این جنایات مثنوی هفتاد من کاغذ می‌طلبد که در حوصله این نوشتار نیست ولی آنچه که در این مختصر بدان باید‌اشاره کرد بدعهدی مقامات آمریکا است که در طول سالیان متمادی قبل و پس از انقلاب بارها تجربه شده ولی برخی مسئولین از آن درس عبرت نگرفته‌اند. مصدق شخصیتی است که در تاریخ ایران نگاه دوگانه‌ای به او وجود دارد، عده‌ای او را تقدیس می‌کنند و گروهی دیگر با توجه به عملکرد مصدق در برهه‌های حساس انتقادهای شدیدی به این رجل عصر پهلوی وارد می‌سازند، در هر حال آنچه که مورد اذعان همه کارشناسان قرار دارد آن است که مصدق به آمریکا اعتماد کرد و ایالات متحده را میانجیگر امینی میان ایران و انگلیس دانست ولی در نهایت دید که این دو کشور دست به دست هم داده و او را سرنگون ساخته و ادامه سلطنت پهلوی را تا 25 سال دیگر تضمین کردند!
روابط آمریکا با شاه در طول این 25 سال یک مواضع کاملا ارباب رعیتی بود، دستورات و برنامه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از واشنگتن صادر می‌شد و شاه و نخست‌وزیر موظف به اجرایی ساختن این دستورات بودند، پیروزی انقلاب اسلامی این روند را متوقف ساخت.
تهدید، تحریم و حمله سه سیاستی که شکست خورد!
کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا نهایت تلاش خود را مصروف این ساخت که با تهدید و تحریم جاسوس‌هایی که در 13 آبان 1358 به اسارت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درآمده بودند را آزاد کند ولی این گونه نشد ، قطع رابطه آمریکا با ایران در 19 فروردین 1359 نیز به جای اینکه در تهران با نگرانی مورد تحلیل قرار گیرد جشن گرفته شد و امام خمینی(ره) نیز طی پیامی تصریح کردند : « اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است همین قطع رابطه است.» (3)
با استقبال از قطع رابطه آمریکا با ایران ایالات متحده از نتیجه بخش بودن این سیاست ناامید شده و دست به تحریم ایران زد ولی این بار نیز جمهوری اسلامی آنچه که کارتر به دنبال آن بود یعنی آزادی جاسوس‌ها را محقق نساخت و رئیس‌جمهور آمریکا آخرین شانس خود را در پنجمین روز اردیبهشت ماه 1359 آزمود!
پنجمین روز اردیبهشت 1359 آمریکا در یک عملیات فوق سری تعدادی بالگرد ، هواپیما و کماندوی دلتای خود را برای آزادسازی ۵۳ جاسوس به ایران اعزام کرد که در صحرای طبس بدون هیچ‌گونه برخورد و درگیری بر اثر طوفان شن تعدادی از بالگردها و هواپیماها به زمین برخورد کرده و در آتش سوختند. این عملیات با شکست مطلق روبرو شد.(4)
چهار شرطی که آمریکا پذیرفت ولی عمل نکرد!
پس از شکست حمله به طبس کارتر متوجه شد آن گونه که گمان می‌کرد حمله نه اولین و نه آخرین شانس و گزینه او می‌تواند برای تحقق اهدافش باشد، از این رو به مذاکره روی آورد، پس از مذاکرات مبسوط و مفصل مجلس شورای اسلامی 4 شرط را برای آزادی جاسوس‌ها معین کرد که آمریکا سرانجام تسلیم شروط ایران شد ، شرایط مجلس شورای اسلامی عبارت بودند از؛
1- دولت آمریکا باید تعهد و تضمین نماید که از این پس هیچ‌گونه دخالت مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و نظامی در امور جمهوری اسلامی ایران ننماید.
2- آزاد گذاشتن تمامی سرمایه‌های ما و در اختیار قرار دادن این سرمایه‌ها و کلیه اموال و دارائی‌های ایران که در آمریکا و یا مؤسسات متعلق به دولت یا اتباع آمریکا در سایر کشورهاست به نحوی که دولت جمهوری اسلامی ایران بتواند به هر کیفیتی که بخواهد از آن استفاده کند.
3- لغو و ابطال کلیه تصمیمات و اقدامات اقتصادی و مالی علیه جمهوری اسلامی ایران و انجام کلیه اقدامات اداری و حقوقی لازم جهت لغو و ابطال تمامی دعاوی و ادعاهای دولت آمریکا و مؤسسات و شرکت‌های آمریکایی علیه ایران به هر صورت و به هر عنوان و انجام کلیه اقدامات اداری و حقوقی لازم جهت عدم طرح هر نوع دعوای حقوقی یا جزائی و مالی جدید از طرف‌اشخاص حقیقی و حقوقی رسمی و غیر رسمی دولت آمریکا و یا مؤسسات و شرکتهای آمریکایی.
4- بازپس دادن اموال شاه معدوم با به رسمیت شناختن و نافذ دانستن اقدام دولت ایران در اعمال حاکمیت خود مبنی بر مصادره اموال شاه معدوم و بستگان نزدیک وی که طبق قوانین ایران اموالشان متعلق به ملت ایران است و صدور حکم رئیس‌جمهوری آمریکا مبنی بر شناسائی و توقیف این اموال و به عمل آوردن کلیه اقدامات اداری و حقوقی لازم برای انتقال کلیه این اموال و دارائی‌ها به ایران. (5)
سرانجام پس از گذشت ۴۴۴ روز جاسوس‌های آمریکا که در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به اسارت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درآمده بودند بعد از مذاکرات انجام شده و تسلیم دولت آمریکا در برابر شرایط اعلام شده از سوی مجلس شورای اسلامی در آخرین روز دی ماه 1359 آزاد شدند (6)، در این روز ریگان رئیس‌جمهور جدید آمریکا آغاز به کار کرد و در عمل تمامی تعهدات عهدنامه الجزایر زیر پا گذاشته شد.
نگاهی به تعهدات آمریکا که در چهار شرط مجلس شورای اسلامی متبلور شده بود و عملکرد دولت‌های ایالات متحده از ریگان تا ترامپ نشان دهنده این واقعیت است که بر روی دیوار شیطان بزرگ نمی‌توان یادگاری نوشت!
حمله به طبس و ناکام ماندن صدام در رسیدن به اهداف خود دو نمونه عینی است که نشان می‌دهد گزینه نظامی گزینه شکست خورده سیاستمداران آمریکایی در برابر جمهوری اسلامی است، از کارتر و ریگان تا اوباما و ترامپ همه روسای جمهور آمریکا تحریم، تهدید و مذاکره را با هم آزموده‌اند، در میانه این میدان برد با سیاستمدارانی است که انقلابی باشند، نترسند و بر اصول خود پافشاری کنند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
* پی‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود است.