جایگاه پلیس در غرب
پلیس و نیروهای مسلح هر کشوری مظهر و تجلی اقتدار و قدرت مردم و نظام سیاسی آن کشور محسوب می شود و از اصول پذیرفته شده و مسلم در سراسر جهان این است که هیچ گروه دسته و حزبی به خاطر منافع کوتاه مدت باندی و جناحی خود چوب حراج به بانیان و حامیان اصلی امنیت و ثبات کشور خود وارد نمیکنند.
موضوع پلیسهای قاتل چند سالی است که در آمریکا به شدت سر و صدا کرده است. نژادپرستی در پلیس آمریکا باعث شده نیروهای آن به راحتی سیاهان را بکشند. طی 4 سال گذشته بر اساس گزارش رسانههای آمریکا پلیس این کشور بهطور متوسط هر سال بیش از 1000 نفر را به ضرب گلوله کشته است که بیشتر این افراد نیز سیاهپوست بودهاند.
رهبر معظم انقلاب با تقبیح این نوع اقتدار ظالمانه طی سخنانی در جمع فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی (6 اردیبهشت سال 94) فرمودند:«ما بدنبال اقتدار پلیسی هالیوودی و جوامع غربی و آمریکایی نیستیم چنین اقتداری نه تنها امنیت ایجاد نخواهد کرد بلکه موجب ناامنی هم خواهد شد.در آمریکا که اکنون رئیسجمهور آن هم یک سیاه پوست است، سیاهان به وسیله پلیس مورد ظلم و بیاعتنایی و تحقیر قرار میگیرند که چنین رفتاری موجب بروز ناآرامیها نیز شده است.اقتدار مطلوب نظام اسلامی، قاطعیت در کنار عدالت، مروت و ترحم است.»
اما نکته اینجاست که در آمریکا جریانهای سیاسی حتی همین اقتدار هالیوودی و ظالمانه را هم زیر سؤال نمیبرند، شاید به دلیل اهمیت نظم و امنیت داخلی. بسیاری از پلیس های قاتل بدون این که مورد تائید باشند و علی رغم این جنایت ها بدون کوچکترین حسابرسی و حسابکشی به مرخصی فرستاده شده و حتی تبرئه میشوند. حفظ اقتدار پلیس در این کشور گویا جزو واجبات است، ولو این پلیس جنایتکار و نژادپرست باشد.
جالب اینجاست که در اکثر جنایتهایی که پلیس های قاتل آمریکا انجام میدهند توضیح آنها در این تیراندازیها بدون کوچکترین پرسشی پذیرفته می شود. اخیرا یک جوان سیاهپوست به نام « ديانت ياربر» در ایالت کالیفرنیای آمریکا توسط پلیس و با شلیک 20 گلوله کشته شد فقط به این دلیل که حاضر به خروج از خودرو نشد. پليس آمریکا تنها در بيانيهاي مدعي شد«قرباني از دستورات پليس که از او خواسته بود از خودرو پياده شود، سرپيچي کرده بود.» در چندین مورد دیگر پلیس افراد را کشته و بعد ها اعلام کرده قربانی چیزی شبیه اسلحه در دست داشته که بعدا معلوم شده مثلا اسباببازی است!
حال تصور کنید در کشوری در مختصات جمهوری اسلامی ایران، فردی متخلف علاوه بر نافرمانی در برابر پلیس، شروع به فحاشی و کولیبازی کند. پلیس نه با اسلحه یا هر سلاح دیگری وی را در حالی که به شدت مقاومت میکند دستگیر و به مراجع مربوط تحویل میدهد. و این پلیس وظیفهشناس حین انجام وظیفه انگشت دستش هم بشکند. این پلیس سزاوار تنبیه است یا تشویق؟ پاسخ روشن است.
حال اگر این فرد متخلف و فحاش، با برنامهریزی قبلی و نصب دوربین مخفی چنین حادثهای را رقم زده باشد تا خوراک تبلیغاتی علیه کشور ایجاد و به اقتدار پلیس ضربه بزند، با وی چگونه باید برخورد کرد؟ برخی در کشور به دنبال تنبیه پلیس و تشویق مجرم هستند!