کد خبر: ۱۲۸۵۲۵
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۵

بن‌سلمان و مسئله جابه‌جایی پایه‌های مشروعیت پادشاهی عربستان



  محمدرضا مرادی
محمد بن سلمان در یک سال گذشته توانست مخالفان را به صورت کامل به حاشیه براند. بن سلمان که از سال 2015 وارد عرصه سیاست شد در چند مرحله توانسته‌ است مخالفان را سرکوب کند. در این ارتباط وی در خرداد سال 96 با کودتایی، محمد بن نایف را از ولیعهدی برکنار و خود را به عنوان ولیعهد جدید عربستان معرفی کرد. علاوه‌بر این، وی در عرصه خارجی نیز سیاست تهاجمی نظام را ادامه داد و از خرداد ماه 96 با قطر قطع رابطه کرده و در واقع به دنبال به حاشیه راندن این کشور کوچک، ولی ثروتمند عربی برآمد. البته وی در این مسیر موفق نشد و حتی آمریکا نیز در این مسیر با ولیعهد جوان سعودی همراهی نکرد. در مجموع، مسئله اصلی عربستان در سال 96 به اصلاحات محمد بن سلمان بر می‌گردد. بن سلمان در قالب سند چشم انداز 2030 اقدام به پاره‌ای از اصلاحات کرده که به نوعی تمام ساختار‌های حاکم بر جامعه عربستان را بر هم زده است. اصلاحات بن سلمان در دو حوزه کلی اقتصاد و حوزه اجتماعی صورت گرفت.
در حوزه اقتصادی پادشاه عربستان 14 آبان ماه دستور تشکیل کمیته مبارزه با فساد به ریاست پسرش محمد بن سلمان را صادر کرد. به دنبال این فرمان، مقامات عربستانی بیش از ۲۰۰ تن از جمله ۱۱ شاهزاده و چهار وزیر وقت و ده‌ها وزیر سابق را به اتهام فساد بازداشت کردند. ولید بن طلال شاهزاده میلیاردر سعودی و متعب بن عبدالله وزیر گارد ملی مطرح‌ترین شاهزاده‌های دستگیر شده بودند. علاوه‌بر این، «سعود المعجب» دادستان کل عربستان 15 آذرماه در بیانیه‌ای اعلام کرد، تعداد افرادی که از سوی کمیته مبارزه با فساد احضار شده‌اند به ۳۲۰ تن می‌رسد. شاهزاده‌های بازداشتی در حالی که بیش از دو ماه در هتلی مجلل در عربستان زندانی بودند در نهایت با پرداخت باج‌های هنگفت آزاد شدند.
دادستان کل سعودی اعلام کرد درجریان طرح مبارزه بافساد، مبلغ حاصل از تسویه حساب با بعضی از متهمان پرونده فساد مالی و اقتصادی، به بیش از 400 میلیارد ریال سعودی (برابر با 106 میلیارد دلار آمریکا) افزایش یافته است. دادستان کل پادشاهی سعودی تصریح کرد: اموالی که از بازداشت‌شدگان مصادره شده شامل مجتمع‌ها، واحد‌های تجاری، اوراق بهادار و پول نقد است. وی افزود که مرحله تسویه حساب پایان یافته و مابقی بازداشت شدگان به دادستانی کل کشور ارجاع داده شده‌اند. در واقع محمد بن سلمان با کسب بیش از 100 میلیارد دلار، بودجه لازم برای بلندپروازی‌های خود را کسب کرده است.
اما در حوزه زنان، اصلاحات بن سلمان که پیامدهای اجتماعی نیز داشته، به شرح زیر است:
- پادشاه عربستان با صدور فرمانی به زنان این کشور اجازه داد که رانندگی کنند.
- وزارت خارجه عربستان فاطمه سالم باعشن را به عنوان سخنگوی سفارت عربستان در واشنگتن منصوب کرد و وی اولین زن سعودی است که در این مقام تعیین کرده است.
- اعضای مجلس شورای عربستان صدور حکم فتوا از سوی مفتی‌های زن را در این کشور آزاد اعلام کردند.
- برای اولین بار در عربستان یک زن به عنوان معاون شهرداری انتخاب شد. فرمانداری منطقه الشرقیه عربستان در توییتی اعلام کرد که فهد بن محمد الجبیر فرماندار این منطقه، خانم «ایمان عبد الله الغامدی» را به عنوان معاون شهردار استان الخبر تعیین کرده است.
مقوله اصلاحات در عربستان را می‌توان یک نیاز در جامعه عربستان دانست، نیازی که پادشاهان در هر دوره سعی دارند با تمسک به آن، به نوعی پایه‌های قدرت خود را تقویت کنند. بن سلمان نیک می‌داند که تداوم قدرت در خاندان سعودی مستلزم کنترل اعتراض‌های اجتماعی است. در شرایط کنونی نیز وی سعی دارد با تحریک ملی‌گرایی عربی در عرصه خارجی، از پروژه ایران هراسی در جهت کسب نفوذ در جهان عرب استقاده کند و در عرصه داخلی نیز با استفاده از ابزار اصلاحات به دنبال کسب حمایت جوانان از پادشاهی آینده خود است. البته این اقدامات بن‌سلمان در ادامه می‌تواند پیامدهایی برای وی به دنبال داشته باشد. در واقع برخی از کارشناسان بر این باورند که اساسا اصلاحات اخیر در عربستان را نمی‌توان یک طرح داخلی و مبتنی بر نیازهای جامعه عربستان دانست و این مسئله پروژه‌ای با هدف سکولاریزه کردن جامعه عربستان است. در کنار این مسئله برخی دیگر بر این باورند که اصلاحات اخیر در واقع پوششی در جهت اقدامات کلان‌تر است و بن سلمان از این طریق سعی دارد مسیر پادشاهی خود را هموار کند، به همین دلیل بزرگترین شاهزاده‌های سعودی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی به بهانه مبارزه با فساد بازداشت شده‌اند. در کل اصلاحات محمد بن سلمان در عربستان را می‌توان تلاشی از سوی ولیعهد جوان سعودی با هدف کسب مشروعیت بیشتر به ویژه در میان جوانان دانست که بدون شک در ادامه این مسئله می‌تواند باعث تضاد بین نهاد دینی و نهاد سیاسی شود.
- تاکنون پایه‌های مشروعیت رژیم آل‌سعود، تکیه بر روحانیون وهابی و چهره‌هایی مثل «بن باز» بوده است. اکنون سؤالی که برای کارشناسان وجود دارد این است که در صورت رویگردانی جریان‌های سنتی- وهابی از بن‌سلمان و دلخوری آنها از اصلاحات، چه جریان داخلی جای آن را خواهد گرفت و پایه تازه مشروعیت برای پادشاهی سعودی خواهد بود؟