بازار ارز با دلارپاشی بانک مرکزی هم آرام نگرفت
بانک مرکزی در سال جاری میلیاردها دلار در قالب ارز مداخلهای و به صورت نقدی عرضه کرده است، اما تعادل به بازار ارز بازنگشته و معلوم نیست چند میلیارد دلار دیگر باید به این شیوه غلط توزیع شود تا سیاستگذاری ارزی به نتیجهای متفاوت برسد.
به گزارش خبرگزاری فارس، چند ماهی است بانک مرکزی فروش ارز مداخلهای را با هدف کنترل بازار از کانال صرافیها آغاز کرده است.
در ماههای ابتدایی با وجود عرضه ارز مداخلهای، قیمت ارز مدام در حال افزایش بود و نرخ ارز مداخلهای به دنبال آن میدوید. در حالی که هدف از عرضه این ارزها کاهش قیمت و تبعیت بازار از نرخ بانک مرکزی است.
این سیاست نتوانست قیمت ارز را کنترل کند و این روال گذشت تا اینکه نرخ ارز به سطح پنج هزار تومان نزدیک شد و در این زمان بود که اقدامات نظارتی در حوزه ارز جدیتر شد. بسیاری از دلالان خرد و درشت دستگیر و حساب دهها دلالان بزرگ بسته شد.
در کنار آن بانک مرکزی سه طرح سرمایهگذاری معرفی کرد. فروش اوراق گواهی سپرده با نرخ 20 درصد، فروش اوراق گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و پیش فروش سکه، اما این اقدامات نتوانست قیمت ارز را به سطح مورد نظر کاهش دهد. پس از آن بود که بانک مرکزی چارچوب جدیدی برای بازار ارز تعیین کرد؛ فروش دلار و یورو با قیمت تعیین شده توسط بانک مرکزی برای ارز دلار و یوروی مداخلهای.
این روش کنترل بازار ارز در شرایطی در دستور کار بانک مرکزی قرار گرفته که تجربه سالهای قبل نشان میدهد این اقدامات نمیتواند بازار ارز را کنترل کند. هماکنون تنها مزیت فروش نقدی ارز در بازار جمعآوری نقدینگی است اما در مقابل بر طبل تقاضای سفتهبازی، دلالی و سرمایهگذاری در بازار ارز افزوده است و صفوف در هم تنیده متقاضیان هر روز در مقابل صرافیها خودنمایی میکند.
از طرف دیگر، با توجه به سیاست قیمتگذاری دستوری بانک مرکزی در بازار ارز و ممنوعیت فروش دلار و یورو بیش از نرخ تعیین شده، بسیاری از موجودیهای ارزی بازار به بخش عرضه وارد نمیشود و در این شرایط هر چقدر ارز به بازار تزریق شود، بخش عمده آن سر از گاوصندوقها و متکّای خریداران در میآورد.براساس آخرین اطلاعات سال گذشته حدود 12 میلیارد دلار ارز مداخلهای از سوی بانک مرکزی به بازار تزریق شده و میزان ارز تزریق شده در سال جاری بیش از سال گذشته بوده است اما همه این تزریقها در سال جاری نتوانسته تعادل را به بازار ارز برگرداند. به نظر میرسد برای هر اقتصاددان و کارشناس ارز و حتی مسئولان اقتصادی بانک مرکزی واضح و مبرهن است که این روش کنترل بازار به نتیجه نخواهد رسید اما به دلایل نامشخصی هنوز این سیاست را ادامه میدهد. سیاستی که چوب حراج بر ذخایر ملی زده است و علاوه بر این هر روز در جلوی چشمهای تیزبین اقتصاد جلوههای عدم تعادل را به تصویر کشیده و به دیگر بازارها نیز سینگنالهای غلط میدهد.حال بانک مرکزی کی به فکر تجدید نظر و راه چاره اساسی میافتد باید منتظر ماند و دید.
در ماههای ابتدایی با وجود عرضه ارز مداخلهای، قیمت ارز مدام در حال افزایش بود و نرخ ارز مداخلهای به دنبال آن میدوید. در حالی که هدف از عرضه این ارزها کاهش قیمت و تبعیت بازار از نرخ بانک مرکزی است.
این سیاست نتوانست قیمت ارز را کنترل کند و این روال گذشت تا اینکه نرخ ارز به سطح پنج هزار تومان نزدیک شد و در این زمان بود که اقدامات نظارتی در حوزه ارز جدیتر شد. بسیاری از دلالان خرد و درشت دستگیر و حساب دهها دلالان بزرگ بسته شد.
در کنار آن بانک مرکزی سه طرح سرمایهگذاری معرفی کرد. فروش اوراق گواهی سپرده با نرخ 20 درصد، فروش اوراق گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و پیش فروش سکه، اما این اقدامات نتوانست قیمت ارز را به سطح مورد نظر کاهش دهد. پس از آن بود که بانک مرکزی چارچوب جدیدی برای بازار ارز تعیین کرد؛ فروش دلار و یورو با قیمت تعیین شده توسط بانک مرکزی برای ارز دلار و یوروی مداخلهای.
این روش کنترل بازار ارز در شرایطی در دستور کار بانک مرکزی قرار گرفته که تجربه سالهای قبل نشان میدهد این اقدامات نمیتواند بازار ارز را کنترل کند. هماکنون تنها مزیت فروش نقدی ارز در بازار جمعآوری نقدینگی است اما در مقابل بر طبل تقاضای سفتهبازی، دلالی و سرمایهگذاری در بازار ارز افزوده است و صفوف در هم تنیده متقاضیان هر روز در مقابل صرافیها خودنمایی میکند.
از طرف دیگر، با توجه به سیاست قیمتگذاری دستوری بانک مرکزی در بازار ارز و ممنوعیت فروش دلار و یورو بیش از نرخ تعیین شده، بسیاری از موجودیهای ارزی بازار به بخش عرضه وارد نمیشود و در این شرایط هر چقدر ارز به بازار تزریق شود، بخش عمده آن سر از گاوصندوقها و متکّای خریداران در میآورد.براساس آخرین اطلاعات سال گذشته حدود 12 میلیارد دلار ارز مداخلهای از سوی بانک مرکزی به بازار تزریق شده و میزان ارز تزریق شده در سال جاری بیش از سال گذشته بوده است اما همه این تزریقها در سال جاری نتوانسته تعادل را به بازار ارز برگرداند. به نظر میرسد برای هر اقتصاددان و کارشناس ارز و حتی مسئولان اقتصادی بانک مرکزی واضح و مبرهن است که این روش کنترل بازار به نتیجه نخواهد رسید اما به دلایل نامشخصی هنوز این سیاست را ادامه میدهد. سیاستی که چوب حراج بر ذخایر ملی زده است و علاوه بر این هر روز در جلوی چشمهای تیزبین اقتصاد جلوههای عدم تعادل را به تصویر کشیده و به دیگر بازارها نیز سینگنالهای غلط میدهد.حال بانک مرکزی کی به فکر تجدید نظر و راه چاره اساسی میافتد باید منتظر ماند و دید.