اینبار نوبت به «مرکز مطالعات انقلاب اسلامی» رسید
سنگاندازی دانشگاه تهران پیش پای نهادهای انقلابی!
طی روزهای اخیر اخباری مبنی بر انحلال مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی دانشگاه تهران در رسانهها منتشر شد و افراد و گروههای مختلف نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کردهاند، مرکزی که حدود ده سال پیش بهعنوان مؤسسهای علمی، آموزشی، پژوهشی بهابتکار مرحوم آیتالله عمیدزنجانی از رؤسای سابق دانشگاه تهران در این دانشگاه تأسیس شد.
پیشتر نیز مسئولان دانشگاه تهران برای بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران محدودیتهای ایجاد کرده بودند.
طبق اهداف تعیینشده مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی موظف است با مسئولیت آموزشی، پژوهشی علاوهبر انجام کارهای پژوهشی در حوزه تبیین و دفاع از انقلاب اسلامی، با راهاندازی گروهها، دورههای آموزشی و جذب دانشجو و اساتید برجسته، ضمن تربیت نیروی متخصص در شرایطی که پژوهشکدهها و اندیشکدههای سرمایهگذاریشده از سوی صهیونیستها و دشمنان انقلاب بهدنبال شبههافکنی و القائات مختلفی درباره انقلاب اسلامی هستند با حضور پژوهشگران برجسته علمی علاوهبر فعالیت در بعد ایجابی در بعد سلبی با تهاجمات علمی، فکری و شبههافکنیها و تردیدافکنیها مقابله کند.
هرچند این مرکز طی سالهای گذشته علیرغم سختیهای موجود در نظام بروکراسی دانشگاهها، آموزش عالی و اداری استخدامی کشور توانسته است 13 پست هیئت علمی آموزشی از دانشگاه تهران و سازمان استخدامی کشور اخذ کند اما امروز بهدلیل کارشکنیهای متعدد مسئولان دانشگاه تهران آیندهای خوب برای آن پیشبینی نمیشود.
درحالیکه طبق اساسنامه مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی دانشگاه تهران، هرگونه تغییر در اساسنامه مرکز منوط به پیشنهاد شورای سیاستگذاری مرکز و تصویب در هیئت امنای دانشگاه است، مسئولان دانشگاه تهران طی سالهای اخیر ضمن عدم صدور احکام شورای سیاستگذاری، اساسنامه مرکز را بدون اطلاع شورای سیاستگذاری بهشکل غیرقانونی در هیئترئیسه دانشگاه تهران تغییر دادند و اخیراً نیز در اقدامی خلاف قانون تصمیم بر تغییر رئیسمرکز و انحلال این مؤسسه گرفتند.
بسیاری از افراد علت تغییر رویکرد دانشگاه تهران به این مؤسسه را حاصل حضور افراد مسئلهدار و ذینفوذ در مدیریت دانشگاه تهران میدانند، بهطوری که مدیریت دانشگاه تهران طی سه سال اخیر کارشکنیهای متعددی در قبال فعالیتهای آموزشی و پژوهشی مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی از خود نشان داد.
سلب جنبه آموزشی مرکز در اساسنامه جدید، تنزل جایگاه و تبدیل آن به یک مرکز پژوهشی زیرمجموعه یک دانشکده، تبدیل آن از مرکزی عالی و مؤسسه برتر زیر نظر مستقیم رئیس دانشگاه به یک مرکزی زیرمجموعه معاونت یک دانشکده، حذف اعضای پیوسته و رسمی مرکز از اساسنامه، بلاتکلیف و سرگردان کردن اساتید فعلی پیوسته آن و پیشبینی اعضای وابسته برای آن از خارج مرکز (دانشکدههای دیگر) بهمعنی انحلال و نابودی این مرکز علمی است.
نابودی هویت مستقل تنها مرکز آموزشی پژوهشی انقلاب اسلامی با تابلوی انقلاب اسلامی در حالی از سوی مسئولان دانشگاه تهران صورت میگیرد که تشکلهای دانشجویی این دانشگاه بهخصوص بسیج دانشجویی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز طی ماههای اخیر با محدودیتهای متعددی برای فعالیت در این دانشگاه از سوی مسئولان دانشگاه تهران مواجه شدند.
به نظر میرسد با شرایطی که در نتیجه سیاستهای هیئترئیسه دانشگاه تهران بوجود آمده است، نمیتوان چندان امیدی به رشد و پویاییِ علمی مراکز مطالعاتیِ تخصصی داشت و باید حمایت از این مراکز را به باد فراموشی سپرد. چرا که آنطور که پیداست احتمالا از این پس مدیران و متولیان مراکز علمی بیش از اینکه تمرکز خود را وقف مسائل علمی و تولید دانش بکنند، باید توان خود را صرف حداقلیترین مطالبات، یعنی پابرجایی هویت خویش کنند و بدیهی است که در چنین وضعیتی نمیتوان بالندگی علمی را از مجموعهای انتظار داشت که درگیر تنازع برای بقا است نه تقویت بنیان اندیشه و رواج جو علمی در دانشگاهها.