کد خبر: ۱۲۷۶۰۷
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۵

شاخص‌های معاشرت اجتماعی از نگاه امام علی(ع)(خوان حکمت)


وجود مبارك اميرالمؤمنين(ع) در نهج‌البلاغه فرمود: «صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَالْبَشَاشَهًْ حِبَالَهًُْ الْمَوَدَّةِ وَالْاِحْتِمالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ وَ الْمُسَالَمَهًْ خِبَاءُ الْعُيُوبِ. مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ»؛ سینه خردمند مخزن راز او است و گشاده‌روئى ، دام دوستى است و تحمّل و بردبارى در برابر سختي‌ها ،پوشنده بديها است و مسالمت‏جویى ،وسیله پوشاندن عیب‏هاست و آن‏کس که از خود راضى باشد افراد خشمگین بر او بسیار خواهند بود.[1] در حقيقت اينها بيان اوصاف اين خاندان است كه خودشان اينچنين بودند، اينچنين يافتند و دارند شرح مي‌دهند. مي‌فرمايند سينه يك انسان عاقل، صندوق رازهاي اوست. اوّلاً انسان بايد راز داشته باشد، چون عظمت هر كسي به سرّ اوست. انساني كه قلبش خالي است ارزشي نخواهد داشت. چه ديد؟ چه مي‌بيند؟ رابطه‌ او در مناجات چيست؟ در نماز شب چيست؟ جهان‌بيني او چيست؟ ارتباطش با خاندان عصمت و طهارت چيست؟ توفيقاتي كه دريافت كرد چيست؟ مشكلاتي كه در جامعه پيش آمد و خدا او را نجات داد چيست؟ اينها اسرار افراد است. فرمود اين اسرار را شما فقط براي كساني مي‌توانيد بگوييد كه از شما درس اخلاقي بگيرند، وگرنه اين كليد بايد دست خودتان باشد. «صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ» و همين صدر را بايد مشروح (گشاده)كرد: «رَبِّ‌اشْرَحْ لِي صَدْرِي»[2] اين صدر مشروح بايد بسته باشد، كليد آن باید به دست انسان باشد، باز نباشد. زبان كليدِ دل است، نبايد اين زبان را در هر جايي باز كرد.
گشاده‌رویی، دام دوستی
 «وَالْبَشَاشَهًُْ حِبَالَةُ الْمَوَدَّهًْ»، ما در جامعه زندگي مي‌كنيم حالا يا جامعه، وجود جدايي دارد يا هر فردي حيثيت فردي دارد، يك؛ و حيثيت جمعي دارد؛ دو. اين طور نيست كه جامعه يك وجود خارج و مستقل داشته باشد. به هر تقدير ما اجتماعي هستيم، بدون ارتباط با ديگران زندگي ميسور نيست. ارتباط منافقانه، گزنده است، ارتباط بدون پيوند قلبي، سازنده نيست. فرمود شما براي اينكه دوست ديگران باشيد و ديگران دوست شما باشند، در اين اقيانوسِ وسيع جامعه بايد يك تور داشته باشيد، آن توري كه اين ماهي را صيد مي‌كند، گشاده‌رويي و تحمّل و ادب است. یعنی همه را با ادب برخورد كردن، با ادب ديدن، احترام كردن، سخت نگرفتن، تند نشدن، غضبناك نشدن.ما يك محبّت داريم و يك مودّت. مودّت، علمي‌تر، دقيق‌تر، رقيق‌تر، پاك‌تر و منزّه‌تر از محبّت است كه به عشق نزديك است. آنچه را كه قرآن كريم انتخاب مي‌كند برترين آنهاست.
مي‌بينيد قرآن كريم يك سلسله دستورهاي فقهي به ما مي‌دهد كه «أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ»[3] یعنی دستورهاي پیامبر و اهل بیت را در فقه و احكام فقهي اطاعت كنيد؛ ولي در هنگام پيوندي كه بين ما و خاندان عصمت و طهارت(عليهم السلام) مي‌خواهد برقرار بشود، مي‌فرمايد: «قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّ الْمَوَدَّهًَْ فِي الْقُرْبَي»؛ بگو به ازاى آن [رسالت]، پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در‌باره خويشاوندان [4] نه تنها حرف آنها را گوش بدهيد، حرف آنها را كه در آيات «أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» فرمود و نه تنها محبّت آنها را داشته باشيد،که محبّت آنها را شايد خيلي‌ها داشته باشند.بلکه وِداد آنها را داشته باشيد كه خيلي دقيق‌تر از محبّت است و به عشق نزديك‌تر است.
تحمل و بردباری؛ پوشاننده عیبها
يكي از بيانات نوراني ائمه(عليهم السلام) اين است كه «أحسن مجالسهًْ من جالسك ولو كان يهوديا»؛[5] با بدترين گروه وقتي شما برخورد كردي، يك جا نشستي ،در مسافرت هم‌صندلي شدي و مانند آن، ادب را رعايت كني. اين ادب، تور دوستي اجتماعي است.بعد فرمود: «وَالْاِحْتِمالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ»؛ انسان اگر خيلي از چيزها را تحمّل كند، هم راز ديگران و عيب ديگران كه دوستان او هستند را مي‌پوشاند، هم عيبِ خود او پوشيده مي‌شود. «احتمال»؛ يعني تحمّل كردن، بار را برداشتن. مي‌دانيد در عين حال كه فارسيِ ما خيلي قوي و غني است؛ ولي هرگز به پاي زبان عربي نمي‌رسد. در عربي بسياري از كلمات بسيط است كه به تنهايي معناي خاصّ خودش را دارد. ما چون معادل فارسي آن را نداريم اگر بخواهيم آنها را معني كنيم ناچاريم چندتا كلمه را كنار هم بگذاريم تا آن را معنا كنيم. در عربي يك صبر هست، يك «كظم غيظ» هست، يك حلم است و مانند آن. ما وقتي بخواهيم حلم را معنا كنيم می‌گوييم بردباري، صبر را معنا كنيم می‌گوييم بردباري؛ بين صبر و حلم يك فرق دقيق علمي است، ما در فارسي آن لغت را نداريم كه اينها را بگويند. گذشته از اينكه آن فرق را نمي‌توانيم بگوييم و يا متوجه نمي‌شويم، لفظی هم نداريم كه بگوييم. ما وقتی حلم را كه يك كلمه بسيط است بخواهيم معنا كنيم، لفظ نداريم ناچاريم دوتا كلمه را كنار هم بگذاريم تا اين حلم را معنا كند.
اين است كه امام باقر(ع) فرمود خداي سبحان كه قرآن را به زبان عربي مبين فرستاد: «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»،[6] «بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ»؛[7] براي اينكه «يُبِينُ الْأَلْسُنَ وَ لَا تُبِينُهُ الْأَلْسُنُ».[8] اين زبان عرب، آن توان را دارد كه همه زبان‌هاي جهان را ترجمه كند؛ ولي زبان ‌هاي ديگر آن قدرتِ علمي را ندارند كه عربي را ترجمه كنند. شما وقتي كه دوتا كلمه را كنار هم مي‌گذاريد تا يك كلمه را معنا كنيد اين دوتا كلمه مثل دو بند اين غربال است، اين وسط‌ها خالي است، آن لطيفه معنا اين وسط‌ها مي‌ريزد دوتا كلمه هر كدام بار خودشان را دارند.
فرمود: «وَ الْمُسَالَمَهًْ خِبَاءُ الْعُيُوبِ»؛ سِلم بودن، تند نشدن، راز را بازگو نكردن، عصباني نشدن، پرده‌دري نكردن، عيب‌ها را مي‌پوشاند. هم عيب ديگران را مي‌پوشاند كه آبروي او محفوظ باشد، هم عيب خود انسان را. پرده‌دري باعث مي‌شود كه عيب انسان ظاهر شود كه انسان چقدر مي‌تواند مثلاً خلاف خود را كتمان كند.
«مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ»؛ كسي كه از خود راضي است دشمنان فراواني دارد، چون ما عيوب فراواني داريم. انساني كه از خودراضي است، نقدِ خود را توانايي ندارد، نقص خود را نمي‌بيند؛ وقتي نقص خودش را نديد چگونه خودش را اصلاح كند؟ در جامعه، با همين نقص ظهور مي‌كند؛ آن وقت جامعه نسبت به او بدبين‌است.
داروی شفابخش
بعد فرمود: «الصَّدَقَهًْ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ» [9]؛صدقه (کمک به نیازمندان) داروى شفابخشى است. صدقه غير از هديه و هبه است. آنها عبادي نيستند؛ اما صدقه، امر عبادي است تا قصد قربت نشود صدقه نيست. يك وقت است كسي به دوست خودش چيزي مي‌بخشد هبه مي‌كند يا هديه مي‌دهد، اينها عبادي نيستند، چه قصد قربت باشد، چه قصد قربت نباشد صحيح است؛ اما صدقه، عبادي است تا قصد قربت نباشد، پولي كه انسان به نيازمند مي‌دهد يا به صندوق صدقات مي‌ريزد، مثل نماز است، باید بگويد «قربهًْ الي الله».صدقه يك دوای نافعي است، مخصوصاً اگر نيازمندي به سراغ انسان بيايد. يكي از بيانات نوراني حضرت در نهج‌البلاغه اين است كه فرمود: اگر نيازمندي به سراغ شما آمد بدانيد كه او را ديگري فرستاده:«إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ الله‏»،[10] نه اينكه «رسول‌الله» ـ معاذ الله ـ منظور پيغمبر است نه، یعنی اين را خدا فرستاده. ازیک طرف ذات اقدس الله به شما امكانات داد، از طرف دیگراگر يك آدم نيازمند واقعي ـ نه صوري ـ به طرف شما آمد، بدان اين را خداي سبحان آدرس داده، مبادا اين را رد كني!همان خدايي كه به شما امكانات داد گفت: «وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّه ‌الَّذِي آتَاكُمْ»؛ و چیزی از مال خدا را که به شما داده است به آنان بدهید. [11]
 فرمود: صدقه (کمک به نیازمندان) داروى شفابخشى است اما نه صدقه‌ای که بر اساس عاطفه باشد، كسي كه بر اساس عاطفه به گدا كمك مي‌كند، همان حدّ خاص خودش را دارد. «وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجِلِهِمْ»[12] و اعمال بندگان در این جهانِ زودگذر ،در برابر چشمان آنها در آن جهان (پایدار) است؛ هر كاري را كه انسان در دنيا انجام مي‌دهد، اين در برابر چشمان اوست. مستحضريد كه بيانات ائمه(عليهم السلام) در حقيقت تفسير قرآن كريم است؛ «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهًٍْ خَيْراً يَرَهُ «وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهًٍْ شَرّاً يَرَهُ»،[13] اين اعمال را مي‌بينيد. فرمود هر كاري كه انسان در دنيا انجام مي‌دهد در برابر چشمان اوست؛ اين‌طور نيست كه اين از بين برود.روح عمل به صورت ديگر در مي‌آيد و انسان هم آن را مي‌بيند. بنابراين هرگز نمي‌شود گفت گذشت، تاريخ گذشت؛ هيچ چيزي نگذشت، ما هستيم و سلسله اعمال ما.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله) در جلسه درس اخلاق در ديدار با جمعی از دانشجويان و طلاب ، قم؛ 3/12/96
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــ
[1]. نهج البلاغة ،حکمت5 و 6.   [2]. طه، 35.   [3]. نساء، 59 .   [4]. شوری، 23 .   [5]. الکافی(ط ـ الإسلامية)، ج7، ص14؛     [6]. زخرف، 73.   [7]. نحل، 103 .   [8]. الکافی(ط ـ الإسلاميهًْ)،ج2، ص632.   [9].نهج‌البلاغه، حکمت 7.   [10]. نهج البلاغة ، حکمت304.   [11]. نور، 33.   [12] .نهج‌البلاغه، حکمت 7.   [13]. زلزله، 7 و 8.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.