طی نامهای مبسوط صورت گرفت
پاسخ مسعود رضایی پژوهشگر تاریخ به ادعاهای اخیر کروبی
مسعود رضایی پژوهشگر تاریخ معاصر در پاسخ به نامه چندی پیش مهدی کروبی، نامهای خطاب به او منتشر کرده و به موارد مطروحه در نامه او پاسخ و مباحث تاریخی مهمی را در آن مطرح کرده است.
در بخشی از این جوابیه رضایی با اشاره به برشمرده شدن سوابق مبارزاتی از سوی کروبی در نامه اخیر به انتقادات وی از آیتالله منتظری در طول دهه شصت و پس از آن پرداخته شده و آمده است: اگر آیتالله منتظری در پاسخ به شما این طور میگفت که بنده قبل از اینکه شما لباس روحانیت را به تن کنید، شاگرد امام و محشور با ایشان بودم و بعدها هم چطور و چگونه به زندان افتادهام و با چه کسانی همبند بودهام و کذا و کذا و... شما این استدلال را چگونه ارزیابی میکردید؟
وی به ادعای کروبی مبنی بر حذف بخشی از نیروهای انقلاب و جریانهای سیاسی پس از فوت امام توسط رهبر انقلاب نیز پرداخته و در نامه خود آورده است: آیتالله خامنهای پس از رهبری در نیمه خرداد 1368، انتصابات متعددی را با توجه به مسئولیت خود داشتند. ازجمله مهمترین آنها، انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که نقش بسیار مهم بازوی مشورتی رهبری را در تدوین سیاستهای کلان کشور برعهده داشت. البته شما بهتر از بنده میدانید که اعضای مجمع تشخیص به دو دسته حقوقی و حقیقی تقسیم میشدند که رهبری فقط حق انتصاب اعضای حقیقی مجمع را داشتند و شخصیتهای حقوقی، خود بخود به عضویت این مجمع درمیآمدند. اعضای منتخب از سوی آیتالله خامنهای برای عضویت در مجمع طبق حکم مورخه 12/7/68 ایشان بدین قرار است: «حضرات آیات و حجج اسلام آقای مهدویکنی، آقای حاج شیخ یوسف صانعی، آقای حاج سیداحمد خمینی، آقای حاج سیدمحمد موسوی خوئینیها، آقای حاج شیخ محمدعلی موحدی کرمانی، آقای حاج شیخ حسن صانعی، آقای حاج شیخ محمدرضا توسلی، آقای حاج شیخ عبدالله نوری و جناب آقای میرحسین موسوی»
در ادامه این نامه خطاب به کروبی آمده است : جنابعالی هم که در مسئولیت ریاست بنیاد شهید باقی ماندید تا زمانی که خودتان دیگر مایل به ادامه مسئولیت نبودید و استعفا دادید. همچنین این نکته را هم حتما میدانید که آیتالله خامنهای قصد داشتند حکم ریاست بنیاد مستضعفان را برای آقای مهندس موسوی صادر کنند که آقای مهندس از آنجا که این حکم مدتدار بود (سه ساله) آن را نپذیرفتند.
مسعود رضایی در ادامه تاکید کرده است: ائمه جمعه منصوب حضرت امام نیز فارغ از خط و خطوط سیاسی آنها، همگی توسط آیتالله خامنهای تأیید و تثبیت شدند. ریاست دفتر رهبری نیز علیرغم برخی گمانهزنیها و حتی برخی انتظارات از سوی بعضیها، به حجتالاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی سپرده شد که همگان در عدم تعلق ایشان به این یا آن جناح سیاسی متفقالقول بودند.
این نامه میافزاید : مستحضرید که در روز پانزدهم دی ماه 68 نیز دو حکم از سوی آیتالله خامنهای صادر شد. یکی برای انتصاب آقای موسوی خوئینیها به «مشاورت سیاسی» رهبری و دیگری برای آقای ناطق نوری به عنوان مسئول بازرسی دفتر رهبری. حتما این نکته را هم میدانید که آقای موسوی خوئینیها بعد از انتصاب به این مسئولیت دفتری را در اختیار گرفتند و جمعی از همفکران خود را برای حضور در این دفتر فراخواندند.
در ادامه این سؤال از کروبی پرسیده میشود که «حال با توجه به این مستندات و بدیهیات تاریخی که بخوبی رویکرد آیتالله خامنهای را در ابتدای رهبری بهاشخاص و جناحهای سیاسی نشان میدهد، لطفا بفرمایید منظورتان از اینکه گفتهاید حضور آیتالله خامنهای همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب، چیست؟»
تغییر در آییننامه داخلی مجلس خبرگان
نویسنده در بخش دیگری از این نامه به یکی دیگر از شبهات مطرح از سوی کروبیاشاره کرده و آورده است: موضوع دیگری که مطرح کردهاید، تغییر و تحولی است که در آستانه برگزاری دومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری، در آییننامه داخلی این مجلس به وجود آمد و طبق آن نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان به تصویب رسید. اینک به بررسی این مسئله میپردازیم.
مسعود رضایی در پاسخ به این شبهه به مواردی چنداشاره و تصریح کرده است: نخستین نکتهای که در این زمینه باید به آن توجه کنیم این است که طبق قانون، کلیه قوانین و آییننامههای مرتبط با مجلس خبرگان صرفا توسط خود اعضای این مجلس تدوین و یا اصلاح میگردد. نکته دیگر اینکه بازنگری در آییننامه داخلی مجلس خبرگان توسط اعضای اولین دوره این مجلس که در سال 62 آغاز به کار کرد، صورت گرفت. یعنی همان شخصیتهایی که توسط مراجع و علمای قم برای حضور در انتخابات این مجلس مورد تأیید واقع شده بودند.
نویسنده نتیجه گرفته است : نتیجه میگیریم تغییر در آییننامه مجلس خبرگان کاری کاملا قانونی بود که توسط اعضایی که در زمان حیات حضرت امام انتخاب شده بودند، صورت گرفت. اسامی تعدادی از اعضای دوره اول مجلس خبرگان را یادآور میشوم: حضرات آیات عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی مشکینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابراهیم امینی، یوسف صانعی، محمد مؤمن، حسن طاهری خرمآبادی، محمد موسوی خوئینیها، احمد آذری قمی، کاظم نورمفیدی، علی احمدی میانجی، عبدالله جوادی آملی، صادق خلخالی، جلالالدین طاهری اصفهانی، غلامحسین جمی، محمد هاشمیان، ابوالفضل موسوی تبریزی، عباس ایزدی، محیالدین انواری، محمد فاضل لنکرانی، محمد محمدی گیلانی، تقی مروارید، مهدی روحانی، محمد عبایی خراسانی، محمدعلی موسوی جزایری و دهها عالم و مجتهد دینی دیگر.
نویسنده در ادامه خطاب به کروبی نوشته است : آقای کروبی! ملاحظه میفرمایید که چهاشخاصی را از دم تیغ تهمت و توهین خود گذراندهاید. آیا بهتر نیست به جای این گونه تهمتزنی به چنین شخصیتهایی که قطعا از پس پاسخگویی آن در دنیا و آخرت برنمیآیید، کمی دست از حب نفس و جاه بردارید و به نحو منطقیتری در پی یافتن علت این کار برآیید. وقتی حدود 80 عالم دینی که جنابعالی تکتک آنها را میشناسید، چنین تصمیمی را اتخاذ میکنند، لابد اشکالات و ایراداتی را در رویه قبلی دیدهاند و حتما دلایل منطقی و مهمی برای سپردن این مسئولیت به شورای نگهبان داشتهاند.
«روزنامه کیهان » به زودی متن کامل نامه مسعود رضایی در پاسخ به ادعاهای مهدی کروبی را منتشر خواهد کرد.