به بهانه 16 اسفند، نخستین سالگرد کوچ احمد عزیزی
شاعر عزیز، احمد عزیزی...
علیرضا چخماقی
برای آنان که در حوزۀ شعر و ادبیات، گواهی دل و تأیید عقل خود را، بر تبلیغات مرسوم و کشمکشهای رایج ادبی و بیشتر سیاسی، مقدم میشمارند ، نام احمد عزیزی از جمله نامهای به یاد ماندنی و آثار وی در شمار ذخیرههای ارزشمند در گنجینۀ شعر و ادبیات عصر ماست.
اکنون در اولین سالگرد سفر نابهنگام، این نویسندۀ مفاهیم ناب و سرایندۀاشعار پر تب و تاب، هدف از درج این نوشتۀ مختصر، نه بازکاوی و کنکاش در عمق آثار احمد عزیزی، بلکه تنها ادای دینی است به کسی که با درک ضرورتهای ادبی زمانۀ خویش، یعنی مقطعی از زمانی که عصر انقلاب و روزگار التهاب و هنگام روشنگری بود، لحظهای از نوشتن و سرودن باز نایستاد.
احمد عزیزی، اگر چه عمرش چندان نپایید و باغ پر طراوتاشعار و مزرعۀ پربار افکارش، به طوفانی ناگهانی گرفتار آمد که سکوتی مطلق را بر وی تحمیل کرد ، اما با وجود این، همان میزان برداشتی که از باغ و مزرعۀ وی در قالب آثارش به جا مانده است، آن قدر هست که برای سالیان سال، توشهای شود برای استفاده و بهرهمندی آیندگان.
اگر سرودههای احمد عزیزی را، در ترازوی گفتۀ مشهور «شاعری طبع روان میخواهد...» بسنجیم، او به لحاظ روانی طبع، از شاعرترین شاعران معاصر به حساب میآید و چنانچه عنصر تخیل را از لوازم شاعری بدانیم باز هم اشعار وی، سرشار از خیال انگیزی، تعبیرات نو، ناب و منحصر به فرد مختص به خود اوست.
اما اگر در کنار این ضروریات شعری و شاعرانگی، در نگاهی رفیعتر، از زاویۀ تعهدات اجتماعی و مفاهیم انسانی و پایبندی به ارزشهای اخلاقی و معیارهای دینی و مذهبی، اشعار احمد عزیزی را نظاره و ارزیابی کنیم، آن گاه، قدر و قیمت گوهر نهفته در صدف شعر وی، به جهت دارا بودن همۀ مختصات گفته شده، بهتر عیان میشود و بیشتر به نظر میرسد.
از دیگر ویژگیهای احمد عزیزی این است که او علاوهبر جایگاه ممتازش نزد اهل فن و دوستداران شعر و ادب ، به لحاظ سرودناشعاری مذهبی و به ویژه منظومۀ مشهورش در وصف حضرت زهرا سلام الله علیها، درچشم مردم هم عزیز و برای آنان آشناست؛ شعر بلندی که با این ابیات آغاز میشود :
عشق من پاییز آمد مثل پار
باز هم ما بازماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید و خون نجوشیدیم ما
باید از فقدان گل خونجوش بود
در فراق یاس مشكیپوش بود
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر دوران جوانی میدهد
یاسها یادآور پروانهاند
یاسها پیغمبران خانهاند
سخن گفتن در کم و کیف نوشتههای موسوم به شطحیات و اشعار احمد عزیزی، بدون شک بر عهدۀ نویسندگان آگاه و نقادان صاحب نظر و شاعران ورزیدهای است که با نقد و نظرسنجیدۀ خود میتوانند، اهالی دیروز و امروز را در سفر پیش رو همراهی کنند و در رسیدن به فردایی که از نور حقیقت و دانایی روشنتر است، همسفر و راهنمایشان باشند. چنانکه شاعر ارجمند محمدکاظم کاظمی، نمونهای از این راهنمایان راه بلد است برای نشان دادن راه و رسیدن به مقصد فردا که در بررسی و نقد آثار شاعران معاصر از جمله احمد عزیزی، نظریات راهگشایی دارد.
بخشی کوتاه از دیدگاه محمد کاظم کاظمی دربارۀ ویژگی بارز اشعار و نوشتههای احمد عزیزی، یعنی «خلاقیت شاعرانه» از این قرار است :
«احمد عزیزی را باید آتشفشان خلاقیت نامید. آتشفشانی مهار نشده که البته گاه خاکستر و گدازههای بیثمر بیرون میدهد، ولی گاه سنگهای کشف نشده از دل زمین بیرون میآرد و در منظر ما میگذارد که به راستی در هیچ جای زمین دیده نشده است.»
در اولین سالگرد مفارغت زنده یاد احمد عزیزی، شایسته است از خواهر ارجمند وی «زینب عزیزی» نیز یاد و سپاسگزاری کنیم؛ همو که همچون همنام والامقامش حضرت زینب علیها السلام، در نقش پرستار، 9 سال تمام، با مراقبت و نگهداری از برادرش، رنجی طاقتسوز را به جان خرید و خود نمونهای شد در انجام وظایف انسانی یک زن مسلمان.