کد خبر: ۱۲۷۲۷۶
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۱:۱۳

قدرت، رکن مهم دیپلماسی ورزشی (نکته ورزشی)


سرویس ورزشی-
مدتی بود که می‌خواستیم درباره ماجرای میزبانی تیم‌های باشگاهی ما از حریفان سعودی و اتفاقاتی که پیرامون این داستان در کنفدراسیون فوتبال آسیا رخ داد، حرفی بزنیم و به سهم خود در این باره موضوع را تحلیل و موضع خود را اعلام نماییم، حتی بعضی از دوستان هم از ما می‌خواستند راجع به این ماجرا و اینکه چرا کنفدراسیون آسیا به ساز سعودی‌ها و در واقع دینارهای سعودی خود را تکان می‌دهد! حرفی بزنیم و ماجرا را تحلیل کنیم، اما به دلایل مختلفی این کار را انجام ندادیم که مهم‌ترین دلیل آن این بود که حرف و نوشته‌مان در نزد مخاطب شعاری و احساسی قلمداد شود در حالی که از نظر خودمان این گونه نبود اما ماجرایی که برای کشتی ایران پیش آمد و اهالی ورزش جملگی از آن اطلاع دارند، موجب شد تا ما با در دست داشتن یک اتفاق زنده و خبر فراگیر، سراغ ماجرای میزبانی فوتبال ایران در جام باشگاه‌های آسیا برویم و بلامقدمه عرض کنیم، برای اینکه در عرصه دیپلماسی ورزش حرفتان پیش برود، حداقل در حقتان اجحاف و ناروایی صورت نگیرد، مثل همین اتفاقی که در ماجرای میزبانی فوتبال ایران از تیم‌های سعودی رخ داد، باید «قدرت» داشته باشید. در عرصه چانه‌زنی و گفت‌وگوهای سیاسی، باید مشت‌تان پر و چپ‌تان قوی باشد. در دیپلماسی ورزش هم قصه غیر از این نیست.  
نمونه: همین ماجرای کشتی و شایعات و تهدیداتی است که درباره محرومیت کشتی ایران و کشتی‌گیر دلاور ایرانی بعد از سر باز زدن از مسابقه با حریف رژیم صهیونیستی (در جریان مسابقات قهرمانی امیدهای جهان) بر سر زبان‌ها افتاد و طبق معمول بعضی‌ها هم با شناسنامه ایرانی! به حرارت و شدت آتش این شایعات دامن می‌زدند. دیدیم و همه دیدند که عملا بعد از آن تهدیدات و گمانه‌زنی‌ها و شایعه‌پراکنی‌ها، اتفاقی رخ نداد، از سوی مجامع جهانی و کمیته بین‌المللی المپیک محرومیتی ملموس و جریمه‌ای که منجر به ضربه خوردن کشتی ایران و محرومیت کشتی‌گیران ایرانی بشود، اعلام نشد. دلیل اصلی آن هم بدون تردید آن نیست که کمیته بین‌المللی المپیک طرفدار ایران و در کنار ملت انقلابی ایران و علیه ظلم و رژیم کودک‌کش صهیونیستی است! بلکه دلیل آن خیلی ساده است، «کشتی ایران» چیزی نیست که با نگاهی حرفه‌ای، اقتصادی و ورزشی بشود به راحتی از کنار آن گذشت و به بهانه کشتی نگرفتن یک ایرانی با حریف اسرائیلی رای به ضرر کشتی ایران داد.
غیبت ایران، به ضرر کشتی جهان است
کسانی که در این مجامع نشسته، بالاخره عقل و قوه تحلیل دارند، آنها اهل حساب و کتاب هستند و به راحتی می‌توانند تشخیص دهند که کنار گذاشتن و محرومیت کشتی ایران از حضور در رقابت‌های جهانی آنقدر که به ضرر کشتی جهان است، آنقدر که غیبت ایران به اعتبار مسابقات جهانی لطمه می‌زند، به ضرر کشتی ایران و اعتبار و سابقه آن ضربه نمی‌زند. کشتی ایران، در دنیا صاحب قدرت است. سالن دوازده هزار نفری آن به شکلی بی‌نظیر به هنگام برگزاری مسابقات بین‌المللی (چه رسد به جهانی) کشتی مملو از جمعیت می‌شود و... این است که آن مجامع جهانی حتی‌المقدور سعی می‌کنند در این گونه ماجراها طوری عمل نکنند که کشتی جهان آسیب ببیند.
یادمان می‌آید چند سال پیش بحث حذف کشتی از المپیک مطرح بود. در آن موقع مقامات کشتی جهان برای مجاب کردن تصمیم‌گیرندگان در کمیته ملی المپیک برای حفظ کشتی در المپیک به ایران و سالن پر از جمعیت و استقبال مردم از کشتی استناد می‌کردند و...
در هر حال با این امید که ان‌شاءالله دیگر این گونه مسائل برای کشتی ایجاد نکند و خداوند شر این رژیم اشغالگر را از سر مردم منطقه و همه مسلمانان و کل دنیا کم کند و با توجه به پافشاری ورزش ایران به اصول ملی و انقلابی مسئولان جهان کشتی با استفاده از راه‌هایی که در اختیار دارند، اجازه ندهند چنین مسائلی دردسرساز برای کشتی ایران و جهان رخ دهد، برگردیم سر بحث اصلی.
قدرت فوتبال ایران
 ما در فوتبال هم اگر می‌خواهیم در قاره آسیا و همین منطقه غرب آسیا در برابر رقیبان «کم»‌ نیاوریم و بعضی کسانی که به اسم «مقامات» در «کنفدراسیون آسیا» به ضرب جیرینگ جیرینگ درهم و دینار سعودی‌ها علیه ما عمل نکنند و تصمیم نگیرند، باید کاری کنیم که فوتبال ایران به معنای واقعی به عنوان یک «قدرت» غیرقابل انکار و یکی از دو، سه قدرت اول فوتبال آسیا مطرح باشد.
حالا که صحبت به فوتبال و حضور با قدرت در صحنه دیپلماسی ورزش رسید باید عرض کنیم که خوشبختانه فوتبال ما به طور بالقوه و در ذات خود از استعداد و توانایی لازم برخوردار است که به طور طبیعی- و نه ساختگی و گلخانه‌ای- جزو دو، سه قدرت اول آسیا درآید.
 آنهایی که با سابقه و گذشته فوتبال ایران و آسیا آشنا هستند، خوب می‌دانند که فوتبال چیزی بیش از یک دهه قدرت اول و بلامنازع آسیا بود و از این نظر تحسین و حسرت حریفان را برانگیخته بود. معلوم است در چنین شرایطی حریفان کوچک و پیش پا افتاده‌ای مثل عربستان سعودی و امارات و بحرین اصلاً در حد و قواره‌ای نبودند که چه در عرصه فنی و یا عرصه دیپلماسی و مسائل خارج از زمین در مقابل فوتبال ایران عرض‌اندام نمایند.
 لب حرف ما در این مقال این است که امروز هم فوتبال ما با توجه به توانایی‌های ذاتی و استعدادهای خدادادی ای که دارد قادر است در صورت فراهم آمدن شرایط لازم و حتی حداقلی و امکانات مورد نیاز و... بیش از همه، حاکم شدن نگاه ورزشی و تفکر حرفه‌ای بر کار و بار مدیریتی آن راحت‌تر از آنچه که تصورش را می‌کنیم به روزهای اوج خود برگردد و نه به ضرب و زور و روش‌های گلخانه‌ای- مثل کاری که در تیم ملی و برای تیم ملی انجام می‌شود- بلکه همان طور که اشاره شد به صورت کاملاً طبیعی، جزو دو، سه قدرت برتر آسیا درآید و در همه رده‌های فوتبال آسیا از ملی تا باشگاهی و از بزرگسال تا رده‌های نوجوان و نونهال صاحب یکی از سکوهای سه‌گانه باشد.
فوتبال مان امروز در شرایطی قرار دارد که می‌خواهد خود را برای حضور در مرحله نهایی جام جهانی آماده کند و همچنین در آخرین «رنکینگ» و رده‌بندی اعلام شده، تیم فوتبال ایران در صدر همه تیم‌های آسیایی قرار دارد، اما با همه اینها که باعث خوشحالی هم هست، خودمان را که نمی‌توانیم و نباید درباره واقعیات فوتبال ایران گول بزنیم و فریب دهیم! پیش از این در چند نوبت نوشته‌ایم که امروز یک حالت دوگانه بر فوتبال ایران حاکم است، حالتی که به تیم ملی فوتبال اختصاص دارد و حالتی که کلیت فوتبال ما گریبانگیر آن است. در حالت اول فوتبال ما جهانی است، در راه جام جهانی قراردارد، چند ماه دیگر پنجمین حضور خود را در مرحله نهایی جام جهانی تجربه می‌کند و در جمع برترین‌های فوتبال دنیا در مسکو حاضر می‌شود، در حالت دوم فوتبال ما از شرایط خوبی برخوردار نیست و همین چند ماه پیش به ترتیب دو تیم بزرگ که نماینده فوتبال ایران در جام باشگاه‌های آسیا بودند با شکست‌های فاحش از دو تیم باشگاهی همسایه با حالتی تلخ از جام بیرون رفتند و...
در حالت اول فوتبال ایران در سطح جهانی است و با حریفان کلاس بالای دنیا فالوده دو نفره می‌خورد! و در حالت دوم چیزی در سطح تیم‌های آماتوری است! این همان واقعیت کلی فوتبال ماست که عرض می‌کنیم نباید از آن غفلت کنیم و خود را فریب دهیم. با این حرف امیدوارکننده ما که مبتنی بر شواهد و واقعیات است و غریبه و خودی بر آن صحه می‌گذارد، این است که فوتبال ما «می‌تواند»!
آخرین شاهد برای تأیید این سخن توماس هسلر بازیکن نامدار تیم ملی آلمان در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی است که در جام جهانی ایتالیا (1990) با تیم ملی آلمان به مقام قهرمانی جهان هم دست یافته است. هسلر که مدتی خیلی بی‌سر و صدا در تیم پدیده مشهد به عنوان مدیر فنی فعالیت می‌کرد، اخیراً در مصاحبه‌ای مفصل به فعالیت خود در فوتبال ایران هم اشاره کرده، و حرف‌هایی زده که ما در این مقال به این یک جمله او کار داریم: «در تیم پدیده ذهنیت بازیکنان حرفه‌ای و خوب بود ولی شرایط حرفه‌ای وجود نداشت و...»!
فکر نمی‌کنیم دیگر نیازی به توضیح اضافات باشد، حرف کوتاه بازیکن معروف و حرفه‌ای مثل هسلر، ترجمان و مؤید همه آن حرف بلندی است که ما با بیان الکن و قلم ناقص و ناتوان خود سعی کردیم بگوئیم. آن حرف این است، فوتبال ایران مستعد پیشرفت و ارتقاء جایگاه است. فوتبال ایران می‌تواند به معنی واقعی یکی از دو، سه قدرت اول آسیا باشد، این توان و هنر را جوانان فوتبالیست ایرانی دارند، اما به شرطی که سایر شرایط به ویژه عامل مدیریت در این فوتبال «حرفه‌ای» عمل کنند و...