به یاد شهید «هادی بدیعی»
راننده کامیونی که تخت گاز تا شهادت رفت (حدیث دشت عشق)
سال 1332 ستارهای در آسمان پاک «خوراسگان» درخشیدن گرفت. به علل شرایط خاص خانوادگی، در پنجم ابتدایی از دارالعلوم رویگردان شد و در کشاورزی همراه پدر گردید.
پس از مدت زمانی، رانندگی کامیون را پیشه خود قرار داد که از نظر مادی و معنوی برای خانواده پشتگرمی بود. در اوقات فراغت به مطالعه کتابهای مذهبی، امور مذهبی، رفتن به مسجد و نیز ضبط و پخش نوارهای مذهبی و قرآنی اهتمام میورزید. افزون بر این چهره بیدار مهربانش همآواز با خوبان، در تظاهرات و بیداریهای شبانه و پخش نوار و اعلامیههای امام راحل شرکت مینمود. مربی آموزش در زمینه فرهنگی و مذهبی بود. نسبت به مسائل انقلاب، خانواده و دوستان غیرت داشت و مروج حضور آنان در اجتماع بود. با حریر عرفان در نماز جماعت به نیایش با یار مینشست.از آنجا که همای روحش مطاع حضرت دوست و عاشق شهادت بود، از طریق بسیج به کارزار هدایت ره یافت و بعد از شش ماه پیکار با دشمن سرانجام در «جزیره مجنون» با اصابت ترکش در تاریخ 1362/12/25، به دیار ابدی کوچ کرد.
پس از مدت زمانی، رانندگی کامیون را پیشه خود قرار داد که از نظر مادی و معنوی برای خانواده پشتگرمی بود. در اوقات فراغت به مطالعه کتابهای مذهبی، امور مذهبی، رفتن به مسجد و نیز ضبط و پخش نوارهای مذهبی و قرآنی اهتمام میورزید. افزون بر این چهره بیدار مهربانش همآواز با خوبان، در تظاهرات و بیداریهای شبانه و پخش نوار و اعلامیههای امام راحل شرکت مینمود. مربی آموزش در زمینه فرهنگی و مذهبی بود. نسبت به مسائل انقلاب، خانواده و دوستان غیرت داشت و مروج حضور آنان در اجتماع بود. با حریر عرفان در نماز جماعت به نیایش با یار مینشست.از آنجا که همای روحش مطاع حضرت دوست و عاشق شهادت بود، از طریق بسیج به کارزار هدایت ره یافت و بعد از شش ماه پیکار با دشمن سرانجام در «جزیره مجنون» با اصابت ترکش در تاریخ 1362/12/25، به دیار ابدی کوچ کرد.