کد خبر: ۱۲۶۵۲۲
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹:۱۳

پاسخ به جـعـلـیـات


پژمان کریمی
طی یک سال گذشته و خاصه در دهه فجر انقلاب اسلامی امسال، صدا و سیمای جمهوری اسلامی اقدام به نمایش مستندهایی درخصوص سلطنت پهلوی اول و دوم و برخی رجال و مقاطع تاریخی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی کرده است.
از میان مستندهای به نمایش درآمده شاید مستند «در برابر طوفان» کار مهدی تقویان برجسته‌تر و به‌یادماندنی به نظر برسد.
باید گفت؛ مستندهای یاد شده، وقتی ساخته شد که برخی از رسانه‌های معاند که بیرون از مرزهای کشورمان برنامه تهیه و پخش می‌کنند، اقدام به ساخت و نمایش آثاری به ظاهر تاریخی و کاملا مبتنی بر دروغ و تحریف کردند. این مستندهای جعلی، کوششی سترون برای معرفی سلطنت پهلوی اول و دوم به عنوان سلسله‌ای خدمتگزار و دوستدار ایرانیان و دغدغه‌مند نسبت به پیشرفت ایران معنا می‌شود. مانند مستند سراسر جعلی و تبلیغی و مضحک و ناشیانه «فرح» که با مساعدت شبکه بی‌بی سی فارسی، تهیه شده و بارها از شبکه‌ای بهایی- صهیونیستی به نمایش درآمده است.
و حالا یک پرسش: چرا با گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از کوشش ویژه معاندان برای تحریف تاریخ، ما در ایران به فکر افتاده‌ایم که در پاسخ به جعلیات و دروغ‌ها، مستندسازی کنیم؟!
بپذیریم ما غفلت کرده‌ایم. دشمن نیز از غفلت ما سوءاستفاده کرد. ما نشستیم ببینیم دشمن چه می‌کند و بعد ما پاسخ او را بدهیم. به گفته نویسنده‌ای؛ در «حوزه فرهنگ، اگر به لاک دفاعی بروید، در واقع خیلی آسان، راه را برای جولان حریف هموار و بازی را واگذار کرده‌اید!»
دردمندانه باید بگویم ما این کار را کرده‌ایم و هنوز که هنوز است در موضع دفاع و پاسخ قرار داریم. در حالی که باید ابتکار عمل را به دست گیریم و دشمن را مدیریت کنیم! ما تا امروز پاسخ می‌دادیم حالا باید «بگوییم و یورش» بریم!
کارنامه یک‌ساله اخیر مستندسازی تاریخی‌مان - به گواه مستندهای ساخته‌شده - نشان می‌دهد که توان حرفه‌ای را به فرض اگر هم نداشته‌ایم در حال حاضر داریم. مستندسازان جوان انقلابی وجود دارند و محکم نیز قدم برمی‌دارند.
خوب است بدانیم، امروز مستندسازان انقلابی ما که اغلب هم جوان هستند، نه با سناریوی یک نهاد فرهنگی و اتاق فکرهای دولتی بلکه به دلیل ایمان الهی و شعور و اراده و بصیرت انقلابی خود وارد معرکه شده‌اند. رسانه ملی هم بنا به وظیفه ذاتی‌اش آثار مستندسازان را نمایش می‌دهد.
 معلوم نبود اگر مستندسازان انقلابی، خود همت نمی‌کردند و خودجوش، پا در میدان نمی‌گذاشتند، چه اتفاقی می‌افتاد و تا کجا میدان عمل را به معاندان فرهنگی در حوزه مستند و تاریخ‌نگاری تصویری وا می‌گذاشتیم!
البته در این میان از دغدغه و تلاش‌های برخی نهادهای فرهنگی نباید با انکار و غفلت گذشت.
اشاره شد که امروز در مسیر مستند انقلاب توانمند ظاهر شده‌ایم اما این توانمندی به مفهوم نداشتن ‌اشکال و بی‌اعتنایی به پاره‌ای بایستگی‌ها نیست!
به تصریح منتقد گرانقدر سعید مستغاثی، برخی جوانان مستندساز با شتاب عمل می‌کنند. این گفته درستی است!
زاویه دید برخی مستندسازان، در رویکرد به موضوعات تاریخی، اعتماد به منابع و شاهدانی که با انقلاب در معاندت کامل بوده و هستند، آثار آنان را با نقدی جدی روبه‌رو کرده و می‌کند! از این رو؛ نیاز است مستندسازان در سایه حمایت و هدایت تاریخ‌دانان انقلابی قرار گیرند!
نکته دیگر اینکه؛ عرضه آثار مستند انقلاب، نباید محدود به رسانه ملی شود. نمایش این‌گونه آثار در عرصه مدارس و دانشگاه و نقد و بررسی‌شان، فهم عمیق تاریخی به مخاطب نوجوان و جوان می‌دهد. این مهم در مدارس صورت نیافته است. در دانشگاه نیز به شکل کلان دیده نمی‌شود.
با تاسف نیز باید گفت؛ دولت دوازدهم، در سایه کج‌فهمی و عناد‌های جناحی و تحت القائات نفوذی‌ها، زمینه هموار و مناسبی برای جولان مستندهای انقلابی فراهم نمی‌کند. نگارنده بر آن است، با فشار رسانه‌ای و افشای اراده‌های ضد انقلابی، می‌توان مجال نمایش و نقد و بررسی را تصاحب کرد!
دور از نظر نداریم که اگر چه، خیز برداشتن موج کمیت مستند انقلاب، یک ضرورت است و باید با این اسلحه، پدیده مستند ضدانقلاب را سرکوب و سترون نمود اما نبود خلاقیت و جذابیت، بی‌توجهی به لزوم پاسخگویی به شبهات تاریخی، کم‌اعتنایی به اسناد، شتاب در روایت تاریخ و... آفات بزرگی است!