کد خبر: ۱۲۶۲۲۳
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۸:۱۲

آنجا که بازی تمام می‌شود


از حواشی و جزئیات همین بس که در نظر داشته باشیم این موضوع را که روشن‌تر از روز است: آمریکا دشمنیِ ریشه‌ای و هدفمندی را درخصوص نظام جمهوری اسلامی با تمام مظاهر و آثارش در پی گرفته است و از این دشمنی دست نخواهد کشید. اما نکته اساسی که موضوع این مقاله است این است که حد نهایی این دشمنی کجا است. آیا آمریکا در پی آن است که ایران را به تصرف خود درآورد و ضمیمه کشور خودش کند؟ پاسخ منفی است. هدف غایی آمریکا اصلا این نیست. آمریکا به دنبال نواخته شدن سرود ملی کشور در مدارس ما نیست. هدف آمریکا اتفاقا بسیار ساده است و پس از دستیابی به آن هدف، دیگر با ما دشمنی نخواهد کرد. بخوانیم:
آمریکا یک کشور با ساختارسیاسی چند بعدی است. اوانجلیست‌ها و صهیونیست‌های یهودی و سکولاریست‌ها، هر کدام با پشتوانه‌ای قوی در سپهر سیاسی این کشور دارای نقش‌های متفاوت و بعضا متناقضی هستند. اما برآیند تمامی این گرایش‌های اصلی فکری در آمریکا به این‌گونه است که در یک موضوع کاملا با هم اتفاق‌نظر دارند و آن موضوع این است که نظام سیاسی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران، منافع ایشان را در سطوح راهبردی در تمام منطقه و جهان در معرض خطر قرار داده است. اکثریت بازی‌ساز‌های اصلی آمریکا نگرشی پراگماتیستی و عملگرایانه دارند. تکنوکراسی نیز در آمریکا یکی از رویکردهای عالی فکری است که معتقد به برخورد فنی و ابزاری با تمامی دغدغه‌های احتمالی و فرصت‌ها و تهدید‌های پیش روی کشورشان می‌باشد. حاصل جمع این تفکر‌ها کاملا با تفکر‌های امپریالیستی که تا همین اواخر بر آمریکا حکم فرما بوده کاملا متفاوت است. رویکردهای امپریالیستی اینگونه می‌اندیشیدند که اگر دشمنی در جایی از دنیا داریم، ارتش خود را گسیل کنیم و آنها را تار و مار کرده و به خانه بازگردیم. امروز دیگر آمریکا اینچنین فکر نمی‌کند و چنین تصمیم نمی‌گیرد.
امروز آمریکا جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک مکانیسم پویا مورد مطالعه دقیق قرار می‌دهد. در این مطالعه، به زبان ساده می‌توان گفت که ایران را یک دستگاه مکانیکی فرض می‌کنند و پژوهش‌های خود را جای تار و مار کردن کل این دستگاه که اتفاقا امروز بسیار هم قوی شده است، صرفا روی این نکته متمرکز می‌کنند که چگونه و با کمترین هزینه، این دستگاه را خراب کنند و با نقص فنی مواجه سازند. افرادی که از دستگاه‌های صنعتی اطلاع دارند می‌دانند که گاهی یک دستگاه عظیم‌الجثه را می‌توان صرفا با خارج ساختن یا معیوب کردن یک یا چند قطعه بسیار کوچک، به طوری خراب کرد که تا مدت‌ها قابل تعمیر نباشد. به ساده‌ترین زبان ممکن، آمریکا امروز به دنبال آن چرخ‌دنده‌های حیاتی است که با معیوب شدن‌شان، کل دستگاه جمهوری اسلامی از کار خواهد افتاد.
این نوع تفکر جدید در آمریکا تفکری بسیار نوین و روزآمد است. تنها چند نمونه معدود از استفاده از این روش در بلوک شرق و یونان و تا اندازه‌ای ایتالیا به چشم می‌خورد. نوع مواجهه ما با آمریکا تاکنون تنها در سطح ایدئولوژیک بوده است و در دوران جنگ و پس از آن نیز تنها با تکیه بر ایدئولوژی توانسته‌ایم بر بسیاری از مشکلات فائق بیاییم. اما امروز دیگر تکیه صرف به ایدئولوژی کافی نیست. ما باید ایدئولوژی خود را به نوعی تفسیر و ساده سازی کرده و آن را در سطوح پایین‌تر، یعنی سطوح راهبردی و تاکتیکی و تکنیکال به بسط و تفسیر بگذاریم و از دل ایدئولوژیِ خود، راهبرد‌های موردی و مصداقیِ معین و غیرقابل تاویل استخراج کنیم و سپس این راهبردها را در سطوح تاکتیکال و تکنیکال خُرد کرده و به دستورالعمل‌های واضح، غیرقابل بحث و از منظر کاربردی، ساده و همه‌فهم تبدیل کنیم.
در صورت عقیم گذاردن این روند، ما چندین گام بلند و مهم از نظام سلطه عقب خواهیم افتاد و در حالی که آمریکا بسیار زیرکانه هجمه هوشمندی را به سمت اصلی‌ترین چرخ‌دنده‌ها و عوامل ما گسیل داده است، ما همچنان در تکیه سنتی به ایدئولوژی‌های درست اما کاربردی نشده خود به سرخواهی برد و آنجا است که به یکباره و در نهایت غافلگیری، متوجه خواهیم شد که قافیه را چندی‌ست که باخته‌ایم.
تکیه بر جریان‌های سنتیِ سیاسی که عموما بسیار فرتوت و فشل شده‌اند و عملا هر دسته و جناحی، یک قسمت از اداره کشور را ارث پدر خویش نموده‌اند، فرسنگ‌ها با مقاومت در زمینه جنگ هوشمند فاصله دارد. اگر بنا بود که این نهادها به وظایف خود عمل کنند، هم اسناد بالادستی کامل و جامع را در اختیار داشته‌اند و هم دستورات صریح عالی‌ترین فرد نظام را مکررا درخصوص انجام چنین اموری دریافت کرده‌اند. چاره کار در جای دیگری است. جایی که اتفاقا ما ایرانی‌ها بارها و بارها آن را آزموده‌ایم. این راهکار همانا مواجهه مستقیم با مسایل است. در کنار رهبری و بدون واسطه و ضوابط.
مرحوم میرزای شیرازی در یک تکه کاغذ مرقوم فرمودند: الیوم استعمال دخانیات بای نحو کان حرام و در حکم محاربه باالله است. همین و بس. شرکت «رژی» درهم پاشید. انحصار تنباکو شکست. غرب که سال‌ها برای سود هنگفت خود برنامه ریخته بود، مغلوب این یک تکه کاغذ شد که دنیایی از دلبستگی و مودت میان نویسنده آن و مخاطبانش برقرار بود. امروز آیت‌الله جوادی آملی در درس خارج فقه‌ اشک می‌ریزند و می‌گویند سیستم بانکداری ما ربوی است و در حکم محاربه باالله. آیا ما به راستی هوشیاریم که چه کسانی چه می‌فرمایند و ما بی‌عمل می‌مانیم؟ حضرت آقا می‌فرمایند همایش بس است. کار کنید. دولت بزرگ‌ترین خریدارها است. همه چیز می‌خرد. نباید جنس خارجی بخرد. آیا بر خود می‌لرزیم و اطاعت می‌کنیم؟ خود ما مردم چه؟ آیا کالای قاچاق را تحریم می‌کنیم؟ آیا دست از التماس به بانک‌ها برای دریافت وام‌های ربوی می‌کشیم؟ آیا جنس ایرانی را ولو اندکی گران‌تر و اندکی نامرغوب‌تر، به جنس خارجی ترجیح می‌دهیم؟
تاریخ گواه است که اگر اینگونه و به معنای واقعی کلمه انقلابی عمل کنیم، لازم نخواهد بود تا بیش از چند ماه منتظر دیدن نتیجه باشیم. امروز ایران نیازمند حرکت توده‌های مردم است. اگر منتظر فلان رئیس ‌و مدیر ارشد اجرایی و اعوان و انصار ایشان باشیم، دور نخواهد بود روزی که باز حتی آب خوردن ما نیز به موضوعاتی همچون موشکی و امثال آن گره زده شود. اگر شک دارید، اندک تاملی در کنوانسیون پالرمو و سایر طرح‌های چهارگانه در راستای FATF بفرمایید. امروز روز عمل همه گیر و فراگیر و ایثارمندانه ملی است. چه بسا که فردا دیر باشد. اکنون در روزگاری قرار گرفته ایم که ایران و ایرانی باید به خود و دیگران اثبات کند که رشادت‌های ما تنها در میدان جنگ نظامی نیست که تبلور پیدا می‌کند. ما پس از چند هزار سال کشورداری، خوب می‌دانیم که چگونه از پس بزنگاه‌های اینچنینی بربیاییم. این گوی و این میدان.
بابک نیک‌پندار