بررسی «رانت خواری» در سینمای امروز ایران (بخش اول)
پدرخوانده ها؛ عامل بی عدالتی در سینما
طی یک هفته اخیر و با بروز اعتراض هایی از سوی برخی از فیلمسازها به آنچه رانت خواری در خانه سینما می نامند، بار دیگر زخم چرکین این درد فرهنگی در عرصه هنر هفتم کشورمان گشوده شد. «رانت خواری» یکی از کلیدواژه هایی بوده که طی 16 سال اخیر در سینمای ایران فراوان به کار رفته است. اما آیا به راستی، این مشکل در سینمای ما وجود دارد؟ منظور از رانتخواری در سینما چیست؟ چه نوع فرایندهایی را می توان مصداق رانت خواری در سینما دانست؟ صفحه تصویر روز، طی سلسله گفتوگوهایی با سینماگران به بررسی این مسئله می پردازد.
تصویر روز
سید مسعود اطیابی، تهیه کننده و کارگردان سینما ضمن رد رانت خواری در سینما به وجود بی عدالتی در توزیع منابع مالی در این عرصه اعتقاد دارد و اذعان می کند: پی گیری منافع شخصی تحت پوشش فعالیت صنفی باعث بروز اعتراض هایی به خانه سینما شده است.
وی درباره وجود رانت خواری در سینمای ایران گفت: اساسا چرخه اقتصادی در سینمای ما چندان قدرتمند نیست که بتوان گفت رانت خواری های عجیبی رخ می دهد. اما بضاعت مالی سینمای ایران به قدری ضعیف است که چگونگی توزیع ثروت ناچیز آن در بخش دولتی، حائز اهمیت است. توزیع ناعادلانه این سرمایه اندک و عدم تولید محصولات راضی کننده با بودجه دولتی، باعث نگرانی شده است.
کارگردان فیلم «خاک و مرجان» برای حل این مشکل اظهار داشت: به نظر می رسد که یک سیستم عادلانه، منظم، منسجم و تعریف شده باید برای فیلمسازی تدوین شود. یکی از راهکارها این است که درباره اتفاقاتی که در سینمای ایران طی سه دولت قبلی افتاد، یک بررسی صورت گیرد و مشخص شود که چه فیلمسازهایی همیشه از کمک های دولتی بهره مند بوده و چه افرادی بدون این کمک ها کار کرده اند. برخی از فیلمسازها با وجود برخورداری از حمایت های مالی دولتی، آثار ضعیفی ساختند. علاوه بر شفاف کردن همه این حمایت های مالی، یکی از راه های برقراری عدالت در سینما، می تواند این باشد که تمام فیلمسازانی که بیش از دو فیلم با بودجه دولتی ساخته اند، برای مدتی از دریافت این گونه بودجه ها محروم شوند و چنان چه قصد ساخت فیلم دارند با هزینه شخصی و بودجه بخش خصوصی کار کنند.
اطیابی همچنین درباره تنش های اخیر در خانه سینما و اعتراض برخی از هنرمندان سینما به آنچه رانت خواری در خانه سینما عنوان می کنند اظهار داشت: در خانه سینما رانت خواری به معنای مستقیم وجود ندارد. آنچه در خانه سینما جریان دارد این است که عده ای تحت پوشش فعالیت صنفی، در حال پی گیری منافع شخصی خودشان هستند. خانه سینما اکنون در دست تعداد محدودی کمتر از 50 نفر قرار گرفته که این ها خانه سینما را اداره نمیکنند بلکه از قَبِل خانه سینما فعالیت غیرصنفی انجام میدهند. درواقع به جای اینکه برای منافع همگان کار کنند برای منافع فردی کار می کنند. اعتراض های صورت گرفته از سوی برخی از حامیان سابق خانه سینما به همین مسائل بوده است.
تهدیدی به نام مافیای سینما
سهیل سلیمی کارگردان فیلم «فرشتگان قصاب» با تأیید وجود جریان رانت خواری در سینما، افراد صاحب قدرت در ساختار سینما را عامل این معضل دانست.
وی گفت: من تعریف مشخصی از رانت خواری در سینما دارم؛ رانت اصلی در سینمای ما درواقع همان مافیای سینماست. برخی رانت را به مسائل مالی محدود می دانند -پولی که از جایی به یک عده خاصی تخصیص می یابد- اما به نظر من رانت خواری به این محدود نمی شود، بلکه مجموعه فرایندهای تولید یک فیلم تا رسیدن آن به اکران را در بر می گیرد که وقتی مجموعه این ها را کنار هم میگذاریم شاهد یک مافیا هستیم.
این کارگردان ادامه داد: من حدود پنج سال برای تولید نخستین فیلم خودم «فرشتگان قصاب» صرف کردم. در این مدت هم متوجه خیلی از اتفاقات عجیب و غریب در سینما شدم. تا آنجا که دیدم برای عدم تحقق یک محتوا در فیلم چه محدودیت ها و فشارهایی اعمال می شود. پس از تولید هم انواع سنگ اندازی ها صورت می گیرد تا آن فیلم اکران نشود. مثل دریافت مجوز، تأمین مالی فیلم و حتی در انتخاب بازیگران. یعنی اگر شما بخواهید بازیگری را انتخاب کنید، جریان هایی که با محتوای فیلم شما مشکل دارند انواع کارشکنی ها را انجام می دهند تا بازیگران مدنظر در فیلم شما حاضر نشوند.
سلیمی اظهار داشت: اگر محتوای فیلم شما با گروه های صاحب قدرت در سینما همراه نباشد، آن ها زمینه ای را فراهم می کنند که تهیه کننده ها با شما همکاری نکنند. یعنی کارگردان را تحت فشار قرار می دهند تا دست از فکر خودش بردارد و زیر بار حرف آنها برود. خیلی از کارگردان ها هم در این بازی گرفتار می شوند و به سوژههای مدنظر آن جریان ها تن می دهند. نتیجه این می شود که گاهی می بینیم یک کارگردان متدین و متعهد فیلمی در تضاد با عقاید خودش می سازد!
وی تصریح کرد: من معتقدم اغلب فیلمسازهای ما، نه محتوای دلخواه خود، که محتوای تحمیلی از سوی مافیای سینما (افراد صاحب قدرت در سینما) را در فیلم های خود به تصویر می کشند. چون برای باقی ماندن در این عرصه و ادامه حیات سینمایی خود مجبور هستند به خواسته های تحمیلی جریانهای صاحب قدرت تن بدهند.
کارگردان «فرشتگان قصاب» ادامه داد: ماجرای خنده دار این است که در افکار عمومی این گونه جا افتاده که فیلمسازهایی که قصد ساخت فیلمهایی با مضامینی ارزشی دارند، به راحتی مجوز می گیرند و به بودجه های هنگفتی دسترسی دارند، اما واقعیت برخلاف این است. یعنی نه تنها صدور مجوز ساخت فیلم های ارزشی مدتها به طول می انجامد که برای تأمین بودجه ساخت فیلم خود نیز با مشکلات فراوانی مواجه می شوند.
وی تصریح کرد: متأسفانه مدتی است که برخی از رسانه ها به صورت هدفمند و با کلیدواژه «سینمای نفتی» در حال القای همین موضوع هستند. اما واقعیت این است که بودجه دولتی سینما و پول نفت در جای دیگری صرف می شود، نه تولید فیلم های ارزشی! متأسفانه هر دولتی که بر سر کار میآید خودش را وامدار یک سری افراد میدانند و خدمات را به سمت آنها هدایت میکنند. مشکل اصلی این است که دولت ها نمی توانند حمایت های مالی سینما را به سمت تولید فیلم های ارزشی هدایت کنند. مشکل دیگر این است که وقتی وارد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می شوید می بینید که نگاه مدیران سطوح بالا به سینمای ارزشی نزدیکتر است، اما برخی افرادی که برای این مدیران تصمیم سازی میکنند و مشاوره می دهند و مجری برنامه ها هستند، هیچ اعتقادی به سینمای ارزشی ندارند. به همین دلیل هم هست که حتی وقتی مدیران تصمیمهای خوبی می گیرند، در اجرا اتفاقات دیگری می افتد.
باید یک سازمان یا ارگانی که تمام ساختار و اعضایش به سینمای ارزشی اعتقاد دارند ایجاد شود تا فیلمسازهای با استعداد را شناسایی کنند و درگیر اسامی نباشند. چون یکی از مشکلا ت بزرگ این است که در همه نهادها، حتی برخی نهادهایی که از ساخت فیلمهای ارزشی حمایت می کنند، اولویت با افرادی است که دارای اسم و رسم هستند. نتیجه این می شود که گاهی می بینیم. افرادی کارگردانی یک فیلم ارزشی را بر عهده می گیرند که خودشان به آن ارزش ها پایبند نیستند.