نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
دولت در موضوع قیمت بنزین چند سال به تکالیفش عمل نکرد
روز گذشته در روزنامههای زنجیرهای همچنان پروژه «خوانش حزبی از انقلاب اسلامی» ادامه داشت همچنین این روزنامهها که برای «پنجاه کیلو آلبالو» سر و دست میشکنند بر سر فیلم «به وقت شام» عقدهگشایی کرده و روابط تخیلی میان این فیلم و شکست برجام را مطرح کردند، از طرفی موضوع گرانی بنزین و کمکاری دولت در اجرای تکالیفش نیز یکی از مضامین قابل توجه بود.
سرویس سیاسی-
روزنامه ایران دیروز گفتوگویی را با غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی درباره بودجه 97 منتشر کرد.
وی به ایران میگوید: «در همین بحث قیمت حاملهای انرژی و بنزین مجلس قیمت را ثابت نگذاشته است و دولت همچنان این اجازه را دارد که قیمت را بالا ببرد.» در اینجا خبرنگار میپرسد «یعنی دولت امسال باز هم میتواند افزایش قیمت در این بخش بدهد؟»
تاجگردون پاسخ میدهد: «بله، اگر تصمیمش این باشد که افزایش قیمت بدهد، مانع قانونی در بودجه ندارد. اما مسئله سر همین قیمت حاملهای انرژی و بنزین چیز دیگری است. دولت 5 سال وقت داشت قیمت را پلکانی بالا ببرد و به فوب خلیج فارس برساند طبق آن قانونی که مجلس تصویب کرده است. قانون مجلس تأکید کرده بود که این اتفاق در طول پنج سال بیفتد. نگفته بود ظرف یک سال قیمت بنزین از حدود 40 تا 50 درصد فوب خلیج فارس به قیمت پایه برسد. اما دولت چه کرد؟ در تمام این 5 سال این قانون اجرا نشد و وقتی قانونی در مهلت قانونی خودش اجرا نمیشود، نمیتوان انتظار اجرای یکباره آن را داشت چون قطعا به جامعه تنش وارد میکند و اثرات منفی دارد.»
تاجگردون ادامه داد: «یک مسئله دیگر هم هست و آن اینکه دولت نمیخواست زیر بار این تصمیم برود و مسئولیت آن را قبول کند و به همین دلیل کاری کرد که افزایش قیمت بنزین برای سال 97 تصمیم مجلس باشد نه خودش. اینهاست که مشکلسازی میکند.» وی در پاسخ به این سؤال که پس یعنی دولت این امکان را دارد که قیمت را بالا ببرد؟ گفت: «اگر بخواهد بله. ولی اینکه بخواهد یا نه را بنده اطلاعی ندارم و تصمیم خودشان است اما تا همین پایان سال هم اگر تصمیم بگیرد، میتواند قیمت را افزایش بدهد.»
دلیل شکست برجام؛ فیلم حاتمیکیا
روزنامه زنجیرهای شرق در یادداشتی با حمله به فیلم «به وقت شام» آخرین ساخته «ابراهیم حاتمیکیا» آن را یک بیانیه سیاسی خواند که کلیشههای رایج را روایت میکند.
در بخشی از این یادداشت آمده است: « از همان ابتدا موضع فيلم مشخص ميشود وقتي به ايرباس اشاره ميكند و ميگويد بوي اودكلن پاريسي ميدهد يا وقتي اعلام ميشود اگر در سوريه جلوي داعش گرفته نشود به تهران ميرسند يا اينكه شما پول نفت كورتان كرده است.»
نویسنده یادداشت مذکور که ساخت فیلم در دفاع از جبهه مقاومت و تشریح تلویحی جنایات آمریکا در حق ملتهای مظلوم منطقه از جمله ایران را برنمیتابد در ادامه این نوشتار آورده است: « هرچند هنوز دنيا آنقدر مسخره نشده است كه ترامپ و نيكي هيلي -استاد شوهاي دروغين- به مكانها و داستان اين فيلم استناد كنند و بخواهند برجام را به دليل كمكهاي ايران بههم بزنند.»
در این زمینه گفتنی است روزنامههای زنجیرهای در دو سال گذشته به گفته مدیرمسئول شرق وظیفه بزک کردن برجام را بر عهده داشتهاند امروز به دنبال عیان شدن نتیجه تحقیقا صفر آن برای مردم و کشور ایران به دنبال یافتن دلایلی جدید برای این شکست هستند، اگر روزگاری موشکهای ایران دلیل شکست برجام بودهاند و در مناظرهها به آن استناد میشد امروز ساخت یک فیلم در دفاع از جبهه مقاومت این گونه قلمداد میشود!
پروژه زنجیرهایها در خوانش انقلاب
مدتی است که روزنامههای طیف موسوم به اصلاحطلب در یک پروژه به ارائه خوانش خویش از انقلاب اسلامی میپردازند. خوانشی که سایه امیال حزبی بر آن سنگینی میکند. روزنامه اعتماد نیز در همین راستا در روزهای گذشته مطالبی را منتشر کرد و در شماره دیروز خود گزارشی را به این موضوع اختصاص داد.
در ابتدای این گزارش که عنوان «انقلاب، نتیجه انسداد» بر پیشانی آن چسبانده شده، آمده است: «اكثريتي راه را بسته ميدانند و اصلاح را محال؛ از هر دري كه وارد ميشوند بسته است و از هر راهي كه ميروند مسدود، سرخورده و نااميد ميشوند. سرخوردگي كه شايد در آغاز انفعال به همراه آورد اما راههاي همواره بسته، روزي به خشم ختم ميشود و از دل خشم انقلاب سرميكشد. شايد فرمول همه انقلابها يكسان و به همين سادگي قابل تحليل نباشد اما تغييرات بنيادين و زير و رو شدن ساختار اغلب نزديكترين گزاره در مواجهه با انعطافناپذيري حاكميت و راههاي مسدود اصلاحات است؛ تجربهاي كه ايران ٤٠ سال پيش يك بار از سر گذرانده است.»
تحلیلی چنین تهی از شناختهای لازم لاجرم به نتیجهگیری از آن دست که در عنوان این گزارش آمده، منجر میشود. شناخت از رژیم پهلوی پدر و پسر، بستر و بنیان انقلاب، طیفهای تاثیرگذار در آن، نقش و خواسته گروههای مختلف و از همه مهمتر خواست و اراده ملت.
در شماره قبل به این موضوع پرداختیم و مجال اندک فرصت به میدان آوردن نظرات صائب را در این عرصه به ما نمیدهد اما به صورت گذرا تاکید بر این نکته لازم است که یکی از مهمترین تحلیلهایی که در زمینه انقلاب مطرح میشود تفاوت آن با سایر انقلابهاست. این تفاوت به گونهای است که برخی از انقلاب ایران با عنوان تنها گزینه متمایز نام بردهاند که در دوران خود نه به جبهه شرق تعلق خاطر داشت و نه جبهه غرب و دغدغه دینی مردمانش این انقلاب را نقطه شگرف در میان بقیه انقلاب کرد. به کار بردن عناوینی نظیر «انقلاب پست مدرن قرن» توسط برخی از کارشناسان علوم انسانی در اروپا نیز بر همین مبانی بوده که البته اکنون بحث ما بر سر وارد دانستن یا ندانستن این دست نامگذاریها نیست.
نکته دیگر که گویا روزنامههای زنجیرهای نمیخواهند آن را درک کنند این است که اگر رژیم پهلوی در صدد اعمال آنچه مردم در آن سالها میخواستند برمیآمد، آن وقت دیگر چیزی از رژیم سلطنتی پهلوی باقی نمیماند. به طور خلاصه تغییرات اساسی در ماهیت هر چیز آن را به چیز دیگر بدل میکند. بر همین راستا بود که در شمارههای قبل این نکات را مطرح کردیم:
آیا به واقع اصلاحات برای رژیم سلطنتی شاه ممکن بود؟ این رژیم ساختاری از بنیان فاسد داشت و در راس آن فردی قرار گرفته بود که هزینه یک سال کاخهای او از کل بودجه بعضی کشورها نیز بیشتر بود. چگونه این رژیم میخواست اصلاحات انجام دهد در حالی که سرچشمه فساد از راس این رژیم بود؟ ضمن آنکه طیف اصلاحطلب در تحریف مواضع افراد و جریانها و اتفاقهای تاریخی سابقه آشکاری دارد. در این باره باید ایشان را به مواضع و شعارهای مردم ارجاع داد که «ما میگیم شاه نمیخوایم، نخستوزیر عوض میشه...» ملت با بنیان رژیم سلطنتی مشکل داشتند. گفتنی است هدف این جریان از این تطابق ناموزون، مشخص و آشکار است که چنگ انداختن به هر چیزی برای القای خواستههای حزبی است.
درِ باغ سبزی که بیابان برهوت بود
روزنامه بهار در مطلبی با عنوان «هزینههای دولت و نگاه مردم» نوشت: «برای شهروندان و مردم عادی کوچه و خیابان کاهش هزینههای دولت، مقابله با فساد مالی و اداری و سخنان زیبای مسئولان زمانی برای مردم باورکردنی و قابل استناد است که تکتک این گفتهها و نشان دادن مسیرهای جدید را در زندگی روزمره خویش لمس کنند، در واقع این تغییرات ملموس باشد».
این روزنامه در ادامه تصریح کرد: «اینکه تورم طی سالهای گذشته کاهش یافته، دولت در پی مبارزه با کارمندان و مسئولان خطاکار در سیستمهای اداری بوده و یا ناظر رونق کسب و کارهای جدید و تولید محور بودهایم، هنگامی برای مردم قابل لمس میشود که بهصورت مستقیم چنین رونقی را در زندگی خویش شاهد باشند، در غیر اینصورت سخن بسیار گفتهایم و باغ سبزترسیم کردهایم ولی مقصدی جزء بیابانی برهوت نداشتهایم.»
این روزنامه اصلاحطلب حامی دولت همچنین نوشت: «میتوان از ارزانتر شدن دلار، آرام ماندن بازار طلا، رونق گرفتن بازار فولاد و آهن گفت و هزاران مسئله دیگر را به نشانه رونق فضای تجارت بیان کرد، ولی هنگامهای که هیچ کدام از طرح چنین مسائلی برای شهروندان کشور قابل درک نباشد، به معنای مشخص؛ یعنی چنین سیاست و عملکردی مناسب نبوده است... هنگامی که آن هزینهها با خروجی غیر مناسب همراه باشد و مردم از ساختار دولت چیزی به غیر از سرگشتگی و سردرگمی در هنگام مراجعه به نهادهای وابسته به دولت به دست نیاورند، نمیتوان توقع داشت سخنان شیرین مسئولان امر را گوش کنند و منتظر روزهای کم حاشیهتر باشند.»
محلهای جدید درآمد دولت
روزنامه شرق در یادداشتی به کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی از جمله دلار پرداخته و نوشت در شرایط کنونی برای مصارف داخلی از جمله پرداخت حقوق حفظ ارزش پول ملی برای دولت اهمیت و اولویت ندارد.
در بخشی از این نوشته آمده است: «فشار بیامان مصارف داخلی در حوزه پرداخت حقوق، صندوقهای بازنشستگی و یارانه ماهانه، موضوعی نیست که بتوان با آن با مماشات برخورد کرد. در این شرایط تقویت و حتی حفظ ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، بهعنوان پدیدهای غیراولویتدار در نظر مجریان جلوه خواهد کرد. منابع دولت مشخص است؛ یا درآمد حاصل از نفت است که آنهم بهسادگی نقلوانتقال وجوه دریافتیاش امکانپذیر نیست یا مالیات و صادرات غیرنفتی است که آنهم معمولا یا گاهی تحقق پیدا نمیکند یا در تحقق تأخیر دارد.»
نویسنده در ادامه مشکلات مالی دولت را به گردن یارانهها انداخته و نوشته است: «امروز هزینههای جاری افزایش زیادی داشته و تأمین منابع پرداخت یارانه نقدی نیز بر گرده دولت سنگینی میکند؛ مصارفی که با توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی، کاستن از آن بهغایت دشوار است. با وجود این هزینههای جاری، همچنان نرخ بیکاری نیز خودنمایی میکند. نرخ بیکاری در تشکیل سرمایه و سرمایهگذاری کاهش مییابد؛ این موضوع یا در پروژههای عمرانی دولت محقق میشود که درحالحاضر با کمبود اساسی مواجه است یا از سوی بخش غیردولتی باید دنبال شود.»
نویسنده در ادامه به صراحت افزایش نرخ ارز را منبع درآمدی برای دولت خوانده و افزوده است: «دولت بنای دخالت در امور شهروندان را ندارد، اما سوءاستفاده از این دخالتنکردن نیز میتواند بهای گزافی برای کشور و مردم داشته باشد. الگوی تجملی و مسابقه ارتقای خودرو، مسکن و سبک زندگی تا روستاها گسترده شده است. در این شرایط، تأمین منابع برای دولت آسان نیست و ناچار باید سراغ محلهای جدید کسب درآمد برود. افزایش نرخ ارز در کنار فشار تقاضای داخلی میتواند دستاورد دولت در تکرقمیکردن تورم را نیز به خطر بیندازد، اما از آنگریزی نیست.»
از مدتها پیش مسئله دخالت دولت در افزایش نرخ دلار برای برخی پرداختها در پایان سال مطرح شده بود که رئیسجمهور در گفتوگوی تلویزیونی در این رابطه اظهار داشت: «دولت هیچ وقت به نفعش نیست که دلار را بالا ببرد تا کسری بودجه خود را جبران کند. ما میانگین قیمت ارز را پیشبینی میکنیم و بر مبنای آن بودجه را طراحی میکنیم از آنجایی که افزایش قیمت ارز به کشور ضرر میرساند لذا دولت هیچ گاه به دنبال افزایش نرخ ارز برای کسری بودجه نیست.
در رابطه با مشکلات مالی دولت این سؤال مطرح است که مگر دولتمردان و حامیان برجام در سالهای گذشته نمیگفتند که هر روز تاخیر در تصویب برجام هزار میلیارد تومن به کشور ضرر اقتصادی تحمیل میکند؟ امروز پس از تصویب برجام سؤال این است که دولت 730 هزار میلیارد تومان نفع اقتصادی حاصله را کجا هزینه کرده است؟ یا دست کم اینطور میتوان گفت که بنابر این ادعا دولت پس از برجام جلوی ضرری را که روزانه هزار میلیارد تومان بوده گرفته است. اگر برجام تا این اندازه سود داشته چرا هر روز این اندازه درباره کسری بودجه دولت سخن گفته و ناله میشود؟! ادعای پیشین نادرست بوده یا این گلایهها نادرست است؟