کد خبر: ۱۲۵۳۸۳
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۹

آسیب‌های فقدان عقلانیت در جامعه(خوان حکمت)

اصرار اسلام این است که جامعه بايد عاقل باشد.تعبير لطيف رسول گرامي(ص) که فرمود: «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَهًٌْ»،[1] نه «فريضٌ»، اينجا مبتدا مذکراست، خبر که نمي‌تواند مؤنث باشد. اين «تاء» تاي تأنيث نيست، اين «تاء» تاي مبالغه است. اگر تاي مبالغه نبود، مي‌فرمود: «طلب العلم واجبٌ أو فريضٌ». اگر خدا بخواهد انساني را به عنوان جانشين خود در زمين خلق کند، مي‌گويد: «إني جاعلٌ في الارض خليفاً»، نه خَلِيفَهًًْ،[2] مي‌خواهد کسي که جامعيت علمي و عملي داشته باشد اين تاي مبالغه را آنجا اضافه بکند و گرنه آدم که مؤنث نيست. حسين بن علي(ع) به همان معنا عقيله بني‌هاشم است که زينب(س) است. اين «تاء» تاي مبالغه است؛ مثل تاي «علامهًْ»، نه تاي تأنيث. اينقدر بِفَهم شدن بر مردم واجب است که نفرمود: «طلب العلم واجبٌ»، نفرمود: «طلب‌العلم فريضٌ»؛ فرمود: «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَهًْ». یعنی علم آموزی بسیار واجب است.اگر اين علم و عقل و شعور نباشد، جامعه حتی اگر رهبري مثل علي بن ابيطالب داشته باشد، يقيناً شکست مي‌خورد.
عجب از مردم مدینه!!
رساله العجب در مجموعه کنزالفوائد کراجکي يک رساله شصت، هفتاد صفحه‌اي است که خيلي مفصّل نيست. اسم اين رساله به نام العجب،است. مثل اینکه کتاب قوانين صاحب قوانين را مي‌گويند قوانين، براي اينکه فصل‌هاي آن به نام «قانونٌ، قانونٌ» است يا کتاب مرحوم بوعلي به نام قانون است؛ چون فصل‌هاي آن «قانونٌ، قانونٌ» است. فصل‌هاي اين رساله «عجبٌ، عجبٌ» است، تحليلي ندارد. مي‌گويد در مدينه دو تا داستان اتفاق افتاد که شگفت‌انگيز است: داستان اوّل اين است که بعد از رحلت رسول گرامي(ص)علي بن ابيطالب که بعد از آن حضرت اوّلين شخصيت جهان اسلام بود علماً و عملاً، صديقه کبري(س) که اوّلين بانوي علمي و عملي و قرآني اسلام بود، چندين شب و روز فاطمه(س) مردم همين مدينه را دعوت کرد، فرمود: بياييد علي بن ابيطالب را ياري کنيد. هيچ کس جواب نداد! بعد از جريان عثمان و قيام مردم به پذيرش ولايت حضرت امير(ع)، زني که او را همه شما مي‌شناسيد، در همين مدينه قيام کرد، گفت علي بن ابيطالب را بکُشيد، هزارها نفر شمشير کشيدند، «عجبٌ»! در همين مدينه![3] اين بزرگوار در اين رساله تحليل نمي‌کند، اصلاً اسم رساله به نام «عجبٌ» است. می‌گوید مگر شما علي را نمي‌شناختيد؟ عظمت او، علم او، زهد او، تقواي او؟! در هر جبهه‌اي که علي بود پيروزي بود. در يکي از جبهه‌هاي جنگ دست راست حضرت علي آسيب ديد، پرچم افتاد، عده‌اي از رزمندگان همان جبهه اين پرچم را بلند کردند، حضرت پیامبر(ص) فرمود: «فَضَعُوهُ فِي يَدِهِ الشِّمَال،‏ فان شماله خَير من أيمانکم »؛[4]،اين پرچم را بگذاريد دست چپ علي. دست چپ علي از دست راست شما بالاتر است، اين علي بود. اين طور نبود که در خفا زندگي کند. در حضر و سفر همه او را ديدند. صديقه کبري(س) هم که پيغمبر دست او را مي‌بوسيد، اين را هم که ديدند. هر وقت صديقه کبري وارد محضر پيغمبر مي‌شد: «قَامَ إِلَيْهَا»،[5] نه «قام لها». گاهي انسان وقتي مهمان بيايد، به احترام مهمان بلند مي‌شود. گاهي به استقبال او مي‌رود. پيغمبر به استقبال فاطمه مي‌رفت، نه فقط به احترامش بلند مي‌شد. اين پيغمبر بود و آن هم فاطمه بود. اينها را مردم مي‌ديدند.اين فاطمه و آن هم علي(سلام الله عليهما) هيچ کس ياري‌اش نکرد.
عقل، مدار فرهنگی جامعه
 گرچه دست ما از علم مرحوم کليني(رض) کوتاه است، اين بزرگوار چقدر عالم و خردمند بود، کتابي از اين بزرگوار در دست ما نيست، فقط همين حديث است، اين کتاب کافی هشت جلدي. گاهي هم فرمايشات ايشان هست. ايشان يک خطبه نوراني هشت، ده صفحه‌اي دارد آخرين سطري که مرحوم کليني دارد اين است، مي‌گويد: «إِذْ كَانَ‏ الْعَقْلُ‏ هُوَالْقُطْبَ الَّذِي عَلَيْهِ الْمَدَارُ وَ بِهِ يُحْتَجُّ وَ لَهُ الثَّوَابُ وَ عَليْهِ الْعِقَابُ»؛[6] مرحوم ميرداماد[7] که آن خطبه را شرح کرده، به اين يک سطر که رسيده مايه گذاشته تا بفهمد و بفهماند. حرف کليني اين است که قطب فرهنگي يک ملّت فهم اوست، عقل اوست، مدار فرهنگي يک ملّت عقل آن ملّت است، تمام استدلال‌ها در محور عقل است، تمام ثواب‌ها در مدار عقل است، تمام عِقاب‌ها در محور بي‌عقلي است. اگر آن عقل نباشد، همين رساله عجب در هر عصر و سرزمینی نوشته مي‌شود.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله) در جلسه درس اخلاق در ديدار با گروهی از دانشجويان و طلاب ، قم؛ 5/11/96
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
__________________________
[1]. الكافي(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج‏1، ص30.   [2]. بقره، 30.   [3]. التعجب من أغلاط العامهًْ في مسألهًْ الإمامهًْ، ج1، ص128؛ [4]. مناقب آل ابي‌طالب عليهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص299.   [5]. بشارهًْ المصطفی لشيعهًْ المرتضی(ط ـ القديمهًْ)، النص، ص253.   [6]. الکافي(ط ـ دار الحديث)، ج1، ص19.   [7]. الرواشح السماويهًْ فی شرح الأحاديث الإماميهًْ (مير داماد)، ص39.
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر می‌شود.