ساختار غلط بر فوتبال و ورزش حاکم شده است!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
ما معتقدیم در فوتبال ایران پول کم خرج نمیشود، اما بلد نیستیم، یا به هر دلیل و انگیزه نمیخواهیم این پولها را درست و در جهت رشد و ارتقای فوتبال ملی خرج و هزینه کنیم. همه میدانیم، همه میگوییم، ورزش مال مردم است، فوتبال بدون تماشاگر معنی و مفهوم و اصلا لذت ندارد، اما چرا اینجا هم در «عمل» کم میآوریم و در حالی که هر روز شاهد مشکلات عدیده و دردهای بیدرمان و مزمن تیمهای مردمی- که روزی روزگاری هر یک در فوتبال، یک «مکتب» به حساب میآمدند (مکتب شاهین، مکتب استقلال، مکتب پاس، مکتب پرسپولیس، مکتب ملوان و...)- هستیم.
مشکلاتی که موجودیت و بقای این تیمها را تهدید میکند، شاهد زندگی توام با آرامش و فاقد دغدغه تیمهای پرهزینه و بیمبنایی در فوتبال خود هستیم که کمتر کسی رغبت دیدن بازیهای آنان را دارد، در حالی که به خاطر وضع خوب مالیای که دارند از نظر دارا بودن بازیکنان مطرح هم غنی و کممشکل هستند...
چندی قبل وزیر ورزش در جلسه مشترک با روسای فدراسیونها عنوان داشت: «ورزش بهترین راه و ابزار تولید نشاط و شادی در جامعه است.» با این حرف و نظر ایشان هم نه فقط ما، بلکه خیلیهای دیگر موافق هستند، چرا که علاوه بر حس مشترک در اینباره، تجربه هم همین را نشان داده است.
در همه جای دنیا، از جمله کشور عزیز ما، ورزش یکی از موثرترین راههای تولید نشاط و شادی است، اما بدون تعارف باید بگوییم، ما خیلی وقتها از ورزش و مسابقات و رقابتها و... لذت نمیبریم. از حضور در ورزشگاهها یا نزدیک شدن واقعیات فوتبال، یا حتی تماشای یک مسابقه فوتبال از تلویزیون، لذت لازم و کافی را نمیبریم، این را هم اضافه کنیم که این حرف یا نظیر آن را ما از خیلیهای دیگر از اهالی این ورزش شنیدهایم.
سوال این است که چرا؟ در پاسخ به این «چرا» میشود، خیلی مفصل سخن گفت و موضوع را از ابعاد مختلف بررسی کرد و دلایل متعددی را در جواب مطرح کرد، اما بدون شک یکی از دلایل آن غیبت تیمهای «مردمی» و حضور تیمهای فاقد پایگاه مردمی و دارای جمعیت است.
خوب است مسئولان ورزش و فوتبال به بخشهای تحقیقاتی وزارتخانه یا فدراسیون و... ماموریت دهند تا بروند بررسی کنند که آیا در کشورهای صاحب فوتبال واقعیت و یا پدیدهای به اسم «تیم بدون تماشاگر» وجود دارد؟!
در چند رده فوتبال باشگاهی جزیره مثلا از دسته 5، تا لیگ برتر بررسی و تحقیق کنید آیا تیمی هست که بدون تماشاگر باشد و فقط و فقط به ضرب «جیب مردم» یا همان بیتالمال دوام بیاورد و برای تیمهای «مردمی» خط و نشان بکشد؟ در لالیگا چطور؟ در بوندس لیگا چطور؟ در کالچو (یا اسکودتو) چطور؟ و... در هر جای دنیای صاحب فوتبال چطور؟!
این مسائل عجیب و این پدیدههای غریب هیچ کدام علت نیستند، بلکه معلول هستند، معلول ساختار غلط و دیدگاههای غلطتر حاکم بر فوتبال و ورزش ما. این است که همواره به سهم خود و به عنوان یک کوچکتر از بزرگان و مدیران و تصمیمگیرندگان ورزش خواستهایم برای شکوفایی ورزش برای جلب و جذب بیشتر مردم، برای افتخارآفرینی قهرمانان و تیمهای ورزشی کشور در سطوح بینالمللی و جهانی و بالاخره برای اینکه مثل همه جای دنیای صاحب ورزش و صاحب فوتبال ما هم صرفنظر از برد و باخت و نتیجه و وضعیت جدول، از حضور در ورزشگاهها، دیدن یک رقابت ورزشی در کشورمان به جای «جنگ اعصاب» و «کینه» و «نفرتپراکنی» و قهر و بغض و حسادت و... «لذت» ببریم و با یکدیگر «مهربان»تر باشیم.
باید دیدگاهها «اصلاح» شود چون بدون تردید با اصلاح دیدگاه یا بینش، «روش»ها و اعمال مدیریت ما درباره ورزش هم تغییر خواهد کرد و این تغییرات لاجرم منجر به پیشرفت و شکوفایی ورزش و رشتههای مختلف و مستعد ورزشی خواهد شد و...
ما معتقدیم در فوتبال ایران پول کم خرج نمیشود، اما بلد نیستیم، یا به هر دلیل و انگیزه نمیخواهیم این پولها را درست و در جهت رشد و ارتقای فوتبال ملی خرج و هزینه کنیم. همه میدانیم، همه میگوییم، ورزش مال مردم است، فوتبال بدون تماشاگر معنی و مفهوم و اصلا لذت ندارد، اما چرا اینجا هم در «عمل» کم میآوریم و در حالی که هر روز شاهد مشکلات عدیده و دردهای بیدرمان و مزمن تیمهای مردمی- که روزی روزگاری هر یک در فوتبال، یک «مکتب» به حساب میآمدند (مکتب شاهین، مکتب استقلال، مکتب پاس، مکتب پرسپولیس، مکتب ملوان و...)- هستیم.
مشکلاتی که موجودیت و بقای این تیمها را تهدید میکند، شاهد زندگی توام با آرامش و فاقد دغدغه تیمهای پرهزینه و بیمبنایی در فوتبال خود هستیم که کمتر کسی رغبت دیدن بازیهای آنان را دارد، در حالی که به خاطر وضع خوب مالیای که دارند از نظر دارا بودن بازیکنان مطرح هم غنی و کممشکل هستند...
چندی قبل وزیر ورزش در جلسه مشترک با روسای فدراسیونها عنوان داشت: «ورزش بهترین راه و ابزار تولید نشاط و شادی در جامعه است.» با این حرف و نظر ایشان هم نه فقط ما، بلکه خیلیهای دیگر موافق هستند، چرا که علاوه بر حس مشترک در اینباره، تجربه هم همین را نشان داده است.
در همه جای دنیا، از جمله کشور عزیز ما، ورزش یکی از موثرترین راههای تولید نشاط و شادی است، اما بدون تعارف باید بگوییم، ما خیلی وقتها از ورزش و مسابقات و رقابتها و... لذت نمیبریم. از حضور در ورزشگاهها یا نزدیک شدن واقعیات فوتبال، یا حتی تماشای یک مسابقه فوتبال از تلویزیون، لذت لازم و کافی را نمیبریم، این را هم اضافه کنیم که این حرف یا نظیر آن را ما از خیلیهای دیگر از اهالی این ورزش شنیدهایم.
سوال این است که چرا؟ در پاسخ به این «چرا» میشود، خیلی مفصل سخن گفت و موضوع را از ابعاد مختلف بررسی کرد و دلایل متعددی را در جواب مطرح کرد، اما بدون شک یکی از دلایل آن غیبت تیمهای «مردمی» و حضور تیمهای فاقد پایگاه مردمی و دارای جمعیت است.
خوب است مسئولان ورزش و فوتبال به بخشهای تحقیقاتی وزارتخانه یا فدراسیون و... ماموریت دهند تا بروند بررسی کنند که آیا در کشورهای صاحب فوتبال واقعیت و یا پدیدهای به اسم «تیم بدون تماشاگر» وجود دارد؟!
در چند رده فوتبال باشگاهی جزیره مثلا از دسته 5، تا لیگ برتر بررسی و تحقیق کنید آیا تیمی هست که بدون تماشاگر باشد و فقط و فقط به ضرب «جیب مردم» یا همان بیتالمال دوام بیاورد و برای تیمهای «مردمی» خط و نشان بکشد؟ در لالیگا چطور؟ در بوندس لیگا چطور؟ در کالچو (یا اسکودتو) چطور؟ و... در هر جای دنیای صاحب فوتبال چطور؟!
این مسائل عجیب و این پدیدههای غریب هیچ کدام علت نیستند، بلکه معلول هستند، معلول ساختار غلط و دیدگاههای غلطتر حاکم بر فوتبال و ورزش ما. این است که همواره به سهم خود و به عنوان یک کوچکتر از بزرگان و مدیران و تصمیمگیرندگان ورزش خواستهایم برای شکوفایی ورزش برای جلب و جذب بیشتر مردم، برای افتخارآفرینی قهرمانان و تیمهای ورزشی کشور در سطوح بینالمللی و جهانی و بالاخره برای اینکه مثل همه جای دنیای صاحب ورزش و صاحب فوتبال ما هم صرفنظر از برد و باخت و نتیجه و وضعیت جدول، از حضور در ورزشگاهها، دیدن یک رقابت ورزشی در کشورمان به جای «جنگ اعصاب» و «کینه» و «نفرتپراکنی» و قهر و بغض و حسادت و... «لذت» ببریم و با یکدیگر «مهربان»تر باشیم.
باید دیدگاهها «اصلاح» شود چون بدون تردید با اصلاح دیدگاه یا بینش، «روش»ها و اعمال مدیریت ما درباره ورزش هم تغییر خواهد کرد و این تغییرات لاجرم منجر به پیشرفت و شکوفایی ورزش و رشتههای مختلف و مستعد ورزشی خواهد شد و...