نگاهی به حواشی سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر
لطف کرده یک توقیفی هم به ما بدهید...!
سید کمالالدین حسینی
اینکه دبیر جشنواره تئاتر فجر از کارگردانی جهت اجرا در جشنواره دعوت به عمل آورد و یا سفارش کار بدهد چیزی است که در جشنوارههای قبلی تئاتر فجر نیز کم و بیش اتفاق افتاده بود و اشکالی هم ندارد. دبیر یک جشنواره، اختیاراتی دارد که میتواند از آن استفاده کند. اما اینکه دبیر جشنواره از کارگردانی نه چندان مشهور و مطرح تقاضا کند و او نپذیرد و یا شرط و شروط بگذارد، سپس دبیر جشنواره برایش نامه بنویسد و به طور کتبی از آن کارگردان تقاضا یا استدعا کند که در جشنواره شرکت نماید و نامهاش را نیز مطبوعاتی کند سابقه نداشته است!
در واقع دبیر سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر با این کار، سابقه، حیثیت و شان جشنواره دیرپای فجر را آن هم بهخاطر کارگردانی که وزن چندانی ندارد زیر سؤال برده است. روزگاری نه چندان دور، همین افراد دست و پا میزدند تا در جشنواره فجر پذیرفته شده ودر آن شرکت نمایند.بسیاری از افراد مدعی، حیثیت واعتبار کاری وحرفهای شان را از جشنواره فجر گرفتهاند.
حال با عدم شرکت در جشنواره میخواهند پز شبه روشنفکری بگیرند و خود را مهم جلوه بدهند و میخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند و خویش را هرچه بیشتر مطرح کنند و بگویند ما هستیم.
در واقع با دست پس میزنند و با پا پیش میکشند. مانند ابن الوقتیای که یکی از داوران به خرج داده و به پشتیبانی از کارگردان یکی از نمایشها از جشنواره انصراف داد. توگویی اگر ایشان نباشد مثلا جشنواره لنگ میماند!
اما این را هم باید گفت که با بیتدبیری دبیر سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر، توقیف یک نمایش که قبلا دهها بار اجرا رفته بود و مردم هم چندان توجهی به آن نداشتند، تبدیل به یک فرصت برای کارگردان این نمایش شد؛ هم اجرایش رفت و کارش را انجام داد و هم با در دست گرفتن تابلوی توقیفی، برای خود جایی بین جماعت شبه روشنفکر باز کرد. اصلا بعضی از افراد معلومالحال به دنبال توقیف شدن کارهایشان هستند و تعمدا کارهایی میسازند که توقیف شود. حاضرند یک چیزی هم دستی بدهند تا توقیف کارشان اعلام گردد! تا ازاین رهگذر نامی و نانی چرب نصیبشان شود.
اشتباه دبیر جشنواره تئاتر فجر و ریاست شورای محترم ارزشیابی و نظارت این بود که وارد بازی از پیش تعیین شده این کارگردان شدند. حالا عدهای فکر میکنند که چه خبر است و این کار چه چیزی دارد که اجازه اجرا در جشنواره نگرفته است و توقیف شده است. بنابراین، وظیفه حکم میکند که برای روشنی اذهان هنرمندان و عموم مردم، نکاتی را یادآوری کنیم. نمایش «روز عقیم» به کارگردانی حسین کیانی بیش از 30 اجرا در دو ماه گذشته در تماشاخانه باران داشته است. در واقع این نمایش روی صحنه بوده. پس اصلا توقیف نشده بلکه اجراهای آن تمام شده است. حالا سؤال این است که برای دو نوبت اجرا در جشنواره تئاتر فجر باید قوانین این جشنواره را تغییر داد؟ قانون برای همه یکسان است؛ همه نمایشها برای شرکت در جشنواره فجر باز بینی مجدد میشوند. جشنواره فجر ضوابط و قوانین خودش را دارد که با اجراهای عمومی کمی متفاوتتر است. مانند همه فستیوالهای مهم دنیا. به طور مثال، آیا میتوانید در یک جشنواره غربی علیه صهیونیسم بینالملل نمایشی را روی صحنه ببرید یا نه؟ پس میبینید که برخی موضوع را بیخودی بزرگ کرده و به آن دامن زدهاند. نمایشی که بیش از 30 اجرا رفته دیگر حرف از توقیف شدنش نوعی «شانتاژ» و فضاسازی برای کاسبی بیشتر است. یعنی هیاهو برای هیچ!
این گونه افراد خود را به در و دیوار میزنند تا بلکه این ماجراها پلی برای رسیدن به اهداف آن سوی آبی شان بشود و خود را به عنوان یک اپوزیسیون و روشنفکر که در ایران مورد ظلم واقع شدهاند معرفی کنند! و گرنه این گونه نمایشها و کارگردانهای آنها اصولا محلی از اعراب ندارند وخودشان، خویش را بزرگ میانگارند و نوعی توهم خود بزرگبینی دارند.
برخی افراد هم مثل داور انصرافی این دوره از جشنواره تئاتر فجر هم از این فرصت نهایت استفاده را کردند تا با صدور بیانیه و استعفا از داوری جشنواره، نامشان در شبکههای آن سوی آب مطرح شود. جای تأسف و سؤال است که چرا چنین افرادی که اصول و قواعد برگزاری یک جشنواره را نمیشناسند به عنوان داور منصوب میشوند؟