صدایی که شنیده نمیشود
سیدسیاوش حسینی
در فاصله 10 کیلمتری شهرستان «سرپل ذهاب» در استان کرمانشاه جادهای فرعی در سمت راست به طول 10 کیلومتر وجود دارد که به منطقه خوش آبوهوای «ریجاب» منتهی می شود که روستایی به نام «زرده» از توابع شهرستان «دالاهو» دراین منطقه جای گرفته است. در سیویکم تیرماه سال 1367 آن هنگام که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران روبه اتمام بود، چهار فروند هواپیمای عراقی در آسمان روستا ظاهرشد و 12 بمب شیمیایی 250 کیلویی بر سر مردم بیدفاع آن فرو ریخت که براثر این اقدام وحشیانه دشمن، از جمعیت دوهزار نفری روستا 285 نفر در دم شهید و جمع کثیری از ساکنان روستا مجروح شدند.
یکی از ساکنان روستای زرده میگوید: بمباران شیمیایی روستا مصادف شده بود با حمله گروهک منافقین به استان کرمانشاه و برخی از مصدومان که در بیمارستان «کرند غرب» و اسلامآباد بستری بودند و دارای مدارک بالینی بودند، با حمله منافقین مدارک پزشکی آنان در بیمارستان اسلامآباد غرب معدوم شد. همین علت کافی بود تا فاقد مدارک بالینی شوند.
البته حدود 13سال طول کشید تا صدای مظلومیت ما شنیده شود و به فریاد مصدومان شیمیایی این منطقه برسند.
سعدالله اعظمی یکی از مصدومان شیمیایی است. وقتی که روستای زرده بمباران شد او 11 سال داشت. مواد شیمیایی چشمان سعدالله را از او گرفت. با وجود این، هنوز به عنوان جانباز شیمیایی شناخته نمیشود. سعدالله در پاسخ به این سؤال که چرا پزشکان مصدومیت شیمیایی شما را تایید نمیکنند، میگوید: جالب است مرا به دادگاه لاهه بردند تا علیه فروشندگان موادشیمیایی به رژیم بعث عراق شکایت کنم.
پزشکان متخصص دادگاه لاهه پس از انجام معاینات کاملا تخصصی مصدومیت مرا بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی تایید کردند و حتی عوامل انسانی را که موادشیمیایی را در اختیار رژیم بعث گذاشته بودند به 17 سال زندان محکوم کردند.
وی تصریح کرد: متاسفانه پس از گذشت 26 سال از آن حادثه هنوز بنیاد شهید و کمیسیونهای پزشکی بنده را به عنوان مصدوم جنگی تلقی نکرده و جانباز به حساب نمیآورند. پدر سعدالله اعظمی نیز میگوید: هزینه مداوا و نگهداری فرزند معلول و 6 نفر از اعضای خانواده، مرا از پای درآورده به طوری که ماهانه حدود یک تا یک میلیون و 800هزار تومان مخارج دارو و درمان فرزندم است و تنها منبع درآمدم یارانهای است که هر ماه دولت به حسابم میریزد.
علی زمان اعظمی در ادامه میگوید: تا به حال چندین کمیسیون چه در کرمانشاه و چه در منطقه تشکل شده که پزشکان حاضر در آنها فقط با سؤال کردن از مصدومان که آیا سردرد، دید کافی، خارش و یا سوزش در پوست و یا اعضای بدن داری؟ در نوع مصدومیت اهالی اظهارنظر میکنند و بعد به صورت شفاهی اعلام میکنند که مصدوم شیمیایی هستیم یا خیر.
سرپرست بخشداری مرکزی شهرستان مرکزی دالاهو درباره مصدومان شیمیایی روستای زرده میگوید: 500 نفر از اهالی روستا ادعای مصدومیت شیمیایی دارند که طی این سالها با بررسی کمیسیونهای پزشکی مصدومیت 20 نفر محرز شده است.
بهاءالدین جلیلیان میافزاید: افرادی که مصدومیت آنها محرز و درصد جانبازی دریافت داشتهاند هماکنون از خدمات و مزایا و تسهیلات بنیاد شهید استفاده میکنند و روستا درحال حاضر از یک خانه بهداشت و یک دستگاه آمبولانس برخوردار است.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمانشاه هم درباره وضعیت مصدومان شیمیایی روستای زرده میگوید: برای رسیدگی به مصدومان شیمیایی روستاهای نسار دیره از توابع شهرستان گیلانغرب و زرده از توابع شهرستان دالاهو 5 کمیسیون پزشکی تشکیل شده است.
مراد کوشکی اظهار میدارد: اعضای پزشکی این کمیسیونها متشکل از متخصصین زبدهای بودهاند که از تهران اعزام شده و ضمن بررسی دقیق پروندههای پزشکی، مدعیان شیمیایی را تحت معاینات تخصصی قرار داده و سپس اظهارنظر کردهاند. لذا تنها مرجع قانونی و ملاک تعیین درصد و تایید جانبازی نظریه تخصصی همین کمیسیونهاست و ادارات بنیاد شهید و امور ایثارگران هیچگونه دخل و تصرفی در نظریههای متخصصین امر نمیتوانند داشته باشند.وی میگوید: تعداد 7 هزار و 858 نفر از مدعیان مصدومیت شیمیایی در کمیسیون شرکت و تحت معاینه و تشخیص متخصصان قرار گرفتهاند. بدیهی است این تعداد مربوط به کمیسیونهای پس از ادغام سه نهاد بنیاد شهید، بنیاد جانبازان و ستاد آزادگان است و قبل از ادغام نیز کمیسیونهایی تشکیل شده بود.
وی میگوید: مصوبات سفر رهبر معظم انقلاب نقطه امیدی برای اهالی روستا شد و این مصوبات منجر به کمک یک میلیارد و 800 میلیونی به ر وستای زرده شد و از محل اعتبار این مصوبه یک آمبولانس تهیه و یک خانه بهداشت برای مصدومان این روستا ساخته شد.
اما هنوز از جمیعت 500 نفری مصدومان روستای زرده 480 نفر چشم امید به مسئولان دوخته و هنوز افرادی دراین روستا هستند که به علت بیماریهای سرطان ریه، کبد و نارساییهای قلبی و عروقی و تنفسی فوت میکنند و کسی نسبت به فوت آنان توجهی ندارد و مادرانی دراین روستا هستند که به علت اثرات موادشیمیایی کودکان معلول به دنیا میآورند. افرادی چون سعدالله اعظمی، علی زمان اعظمی، شیرمحمد کرمی، سیدجواد حسینی، خانواده بوچان صیدمرادی و خانواده مهندس صفری دراین روستا وجود دارند که از مصدومیت موادشیمیایی رنج میبرند و فریادشان در هیچ کمیسیون پزشکی شنیده نمیشود. و به امید روزنهای روزگار سپری میکنند.