کد خبر: ۱۲۴۱۴۹
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۷

مناسبات غیرحرفه‌ای در فوتبال به ظاهر حرفه ای!



 
  سرویس ورزشی-
تقریباً همه کسانی که در فوتبال ایران نام آشنا هستند و فوتبال ایران را می‌شناسند و با ساختار و فرهنگ و مناسبات و داشته‌های فنی و مادی و همچنین انسانی و غیرمادی آن آگاه هستند، به ظرفیت‌های نهفته و استعدادهای بالقوه آن واقفند، درباره اوضاع و احوال فعلی آن حرف و نظر مشترک دارند و آن اینکه واقعیت‌های فوتبال ایران و حال و روز کلی آن با داشته‌ها و ظرفیت‌های آن نمی‌خواند و تطابق ندارد.
به دیگر سخن اگر در سایه یک مدیریت صحیح و همه‌جانبه با دیدگاه تخصصی و حرفه‌ای از ظرفیت‌های نهان و آشکار این رشته استفاده شود، فوتبال ایران قادر است فراتر از این باشد، در فعالیت‌های داخلی جذابتر و تماشاگرپسندتر باشد، در میادین بین‌المللی پرافتخارتر باشد و خلاصه خیلی خیلی بیشتر از اینها بدرخشد.
 حتماً شما خواننده گرامی عین این سخن یا مضمون و معنی آن را از زبان خیلی از اهالی فوتبال شنیده‌اید و بعید هم نیست، خیلی از شما عزیزان هم با آن موافق باشید و چنین نظری داشته باشید؛ اما تا به سراغ فراز بعدی مطلب نرفته‌ایم، این نکته ضروری را هم اضافه کنیم که با کمی اغماض درباره برخی رشته‌ها، این سخن و نظر را می‌شود درباره اکثر رشته‌های ورزشی و کل ورزش ایران تعمیم داد منتها چون این بحث را به بهانه یکی از اهالی فوتبال پیش کشیده‌ایم، حرفمان درباره این رشته متمرکز است ولی همان طور که عرض شد، می‌شود مطلب این شماره را به کلیت ورزش ایران گسترش داد.
باری، برگردیم به بحث خودمان. یکی از آخرین چهره‌های نام آشنای فوتبال ایران که نظیر چنین نظر و حرف‌هایی را به زبان آورده است، غلام پیروانی است، چهره‌ای که هم نام‌آشنا و هم خوشنام است و در نزد اهالی فوتبال از محبوبیت خاصی برخوردار است. آقا غلام که بدون تردید از چهره‌های سرد و گرم چشیده فوتبال است و تمام مراحل فوتبال را یکی یکی با موفقیت طی کرده است، در اواسط دهه 50 در تیم جوانان ایران بازوبند کاپیتنی به دست بسته و تیم ایران را با کمک همبازی‌ها و هم دوره‌هایش دوبار به قهرمانی آسیا رساند (کویت 54 و بانکوک 55)؛ در همان سال‌ها در عین جوانی در جام تخت جمشید از مهره‌های مؤثر تیم برق شیراز بود و... بعدها لباس مربیگری به تن کرد و رهبری تیم‌های شیرازی برق و فجر سپاسی را برعهده گرفت و جوانان مستعد بسیاری را به سطح اول فوتبال ایران معرفی کرد و... آری این آقا غلام پیروانی با این سوابق و شناخت و تجربیات درباره فوتبال ایران سخنانی می‌گوید که لب کلام او را در این شعری که در مصاحبه خود آورده است، می‌توان دریافت:
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
این شعر آقای پیروانی بعد از این اظهار نظر صریح خود می‌آورد که «هیچ چیز فوتبال ما حرفه‌ای نیست». ما نیز بارها به سهم خود نوشته‌ایم، با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی‌شود.
اینکه دم از حرفه‌ای‌گری در فوتبال و ورزش زده شود، اما از لحاظ رسم و محتوا و باطن کار، حتی چیزی کمتر از آماتوریسم باشیم، ورزش ما را حرفه‌ای نمی‌کند. حرفه‌ای‌گری فرهنگ و فکر و همچنین ابزار و امکانات مناسب و خاص خودش را می‌طلبد، اتفاقاً در این باره هم آقا غلام می‌گوید: «پادشاهی، علم و طبل و سپاه می‌خواهد.» آیا ما برای حرفه‌ای شدن ورزش شرایط و امکانات آن را فراهم آورده‌ایم، اصلاً قبل از آن و مهم‌تر از آن آیا ما در نوع نگاه و بینش و دیدگاه ورزشی خود تغییر و تحول لازم را ایجاد کرده‌ایم که ابزار مادی و امکانات لازم را فراهم آوریم و روشی در پیش بگیریم که مطابق با آن بینش و دیدگاه (حرفه‌ای‌گری) باشد؟
عرض کردیم درباره این نقصان‌های ذهنی و عینی و کمبودهای فکری و ضعف‌های عملی و اجرایی این فقط غلام پیروانی نیست که عیان سخن می‌گوید، بلکه همان طور که در آغاز مطلب ذکر شده در این باره تقریباً همه کسانی که ورزش ایران را می‌شناسند، با ورزش دنیا سر و کار دارند، متفق‌القول هستند و موضوع خیلی روشن و بدیهی است و درک و فهم آن برای اهل فن و علاقه‌مندان و آشنایان به مقوله ورزش خیلی ساده و راحت است.
البته کسی انتظار ندارد که به محض حرف زدن از حرفه‌ای شدن ورزش یک‌شبه حرفه‌ای شود. صحبت بر سر این نیست که چرا ورزش - و در اینجا فوتبال- ما یک‌شبه حرفه‌ای نشده و از تمام شاخصه‌ها و نشانه‌ها و استانداردهای یک ورزش حرفه‌ای برخوردار نیست، اینکه حرفی غیرمنطقی و خواسته‌ای غیرعقلایی است، حرف و انتقاد اهالی فن و علاقه‌مندان ورزش این است که چرا مسئولان در راه حرفه‌ای شدن فوتبال، گام‌های لازم را برنمی‌دارند و اقدامات بایسته را انجام نمی‌دهند؟ چرا دست دست می‌کنیم و از مواجه شدن با مشکلات و مبارزه با موانع و مانع‌سازان طفره می‌رویم؟ چرا طی یک برنامه دقیق و یک جریان بلندمدت فوتبال را به سمت حرفه‌ای‌گری سوق نمی‌دهیم و رهنمون نمی‌شویم؟ چرا اجازه می‌دهیم ملاک‌ها و رفتارها و مناسبات غیر حرفه‌ای کماکان بر فوتبال‌مان حاکم باشد، و هر کسی کار خودش را انجام دهد؟
چرا شرایط فوتبال ما به گونه‌ای است که برای «مطرح شدن»، « دیده شدن» و «اوج گرفتن» و به «حق خود رسیدن» و درنهایت به درد ورزش ملی خوردن و به سهم خود اسباب شادی را فراهم آوردن و... غالبا نمی‌شود از راه‌های صحیح و سالم به مقصد رسید، بلکه مربی، بازیکن و حتی مدیر باید در کژراهه گام بگذارد و در دام راهزنان و منحرفان و حرامخواران گرفتار شوند؟ این حرف غلام پیروانی را چگونه می‌شود فهمید، آنجا که می‌گوید: در فوتبال ما باید «اسپانسر بیاوری تا مربی شوی»؟ یا آنجا که می‌گوید: «فوتبال ما ناپاک است؛ نه این‌که در آن دزدی می‌کنند بلکه از این جهت ناپاک است که تا بازیکن می‌آید شکوفا ‌شود، مسئولان تیم می‌گویند 10 میلیون تومان بده تا اسمت را وارد لیست کنیم؟!»