انستیتوهای آموزشزبان یا پیادگاننظام ناتویفرهنگی؟!
رهبری فرزانه انقلاب در دیدار اخیرشان با اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی چنین میفرمایند: «كتابهاى آموزش زبان. خب میدانيد، الان آموزش زبان انگليسى خيلى رواج پيدا كرده، آموزشگاههاى فراوانى بوجود مىآورند. خب، مراكز آموزش هست؛ همه كتابهاى آموزش كه خيلى هم با شيوههاى جديد و خوبى اين كتابهاى زبان انگليسى تدوين شده، منتقلكننده سبك زندگى غربى است، سبك زندگى انگليسى است. خب اين بچه ما، اين نوجوان ما و جوان ما اين را میخواند، فقط زبان ياد نمیگيرد؛ حتّى ممكن است آن زبان يادش برود، اما آنچه بيشتر در او اثر میگذارد آن تأثير و انطباعى كه بر اثر خواندن اين كتاب از سبك زندگى غربى در وجود او بهوجود مىآيد؛ اين از بين نمىرود؛ اين كارها را دارند میكنند.»
رهبری فرزانه انقلاب در دیدار اخیرشان با اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی چنین میفرمایند: «كتابهاى آموزش زبان. خب میدانيد، الان آموزش زبان انگليسى خيلى رواج پيدا كرده، آموزشگاههاى فراوانى بوجود مىآورند. خب، مراكز آموزش هست؛ همه كتابهاى آموزش كه خيلى هم با شيوههاى جديد و خوبى اين كتابهاى زبان انگليسى تدوين شده، منتقلكننده سبك زندگى غربى است، سبك زندگى انگليسى است. خب اين بچه ما، اين نوجوان ما و جوان ما اين را میخواند، فقط زبان ياد نمیگيرد؛ حتّى ممكن است آن زبان يادش برود، اما آنچه بيشتر در او اثر میگذارد آن تأثير و انطباعى كه بر اثر خواندن اين كتاب از سبك زندگى غربى در وجود او بهوجود مىآيد؛ اين از بين نمىرود؛ اين كارها را دارند میكنند.»
یکی از خصلتهای اولیه و غیرقابل کتمان نظام لیبرالیسم غرب، ماهیت منفعتطلبانه و سودجودیانه آن است. در همین حال در پس پرده موضوع به ظاهر زیبا و پرطمطراق «جهانیسازی» نیز فرجامی غیر از سلطه روزافزون کشورهای سرمایهدار در به بند کشیدن ملتهای زیرمجموعه، قابل تصور نخواهد بود!
فلسفه تشکیل موسسات و نهادهایی بینالمللی چون سازمان مللمتحد؛ بانک جهانی؛ سازمان تجارتجهانی و ...، را نیز میتوان در راستای تحقق فرمانروایی "جهانفرادستها" یا کشورهای توسعهیافته، بر ملل به اصطلاح جهانسومی یا همان "جهانفرودستها" عنوان نمود!
یکی از پیوستهای بدیهی مفهوم Globalization (جهانیسازی)؛ همسانسازی نحوه تکلم، ترویج زبانی مشترک یا به عبارت بهتر تبلیغ رسمالخطی اًتوکرات و تمامیتخواهانه است که اقسام ملل نیز لاجرم به یادگیری آن زبان جدید خواهند بود.
در این میان اما برنامهریزان و طراحان "دهکدهجهانی"، با در اختیار داشتن تجربه مخالفت و ممانعت فرهنگهای گوناگون در به حاشیه رانده شدن رسومات و صدالبته زبان متبوعشان، از اعمال حربه پلورالیسم فرهنگی نیز غافل نشده و برای خرده فرهنگها نیز ارزش و احترام قائل میشوند اما در عین حال با هدفگذاری ترویج سبک زندگی غربی، در درازمدت و به مرور زمان آن خرده فرهنگها را منسوخ نموده و فرهنگ و زبان مدنظر خویش را شایع میسازند.
با مروری بر روند تاریخی تحمیل زبانهای بیگانه از جنوب قاره آمریکا گرفته تا شبه قاره هند و شمال آفریقا، با نام استعمارگران کهنهکاری مانند پرتغال؛ فرانسه؛ اسپانیا؛ هلند و بریتانیا مواجه میشویم که سعی ویژهای در القای فرهنگ و زبان خویش بر مستعمرینشان داشتند.
طی سده اخیر و با توجه به توفیقات جبهه متفقین به سرکردگی روباه پیر و شیطان بزرگ در دو جنگ اول و دوم جهانی، زبان فاتحان این جنگها که همان زبان انگلیسی بود، با سرعت سرسامآوری در کشورهای مختلف فراگیر شد.
به تبع این همهگیری جبری زبان انگلیسی، کشورهای خاورمیانه بالاخص ایران نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته و پروژه شوم بازنگری در زبان رسمی کشورشان را آغاز نمودند.
در این برهه که با روی کار بودن پهلوی اول در ایران همزمان است، بدعتهایی ننگین چون "کشف حجاب از بانوان"؛ "متحدالشکل نمودن پوشش مردان" و "تغییر رسمالخط فارسی" بنیان نهاده میشوند!
جالب آنکه در موضوع تغییر رسمالخط فارسی، پیشنهاد میشود که به تقلید از کشور ترکیه، بهجای استفاده از حروف عربی در نگارش واژگان فارسی، از حروف انگلیسی یا به اصطلاح رسم الخط "Fingilish" استعمال شود تا بدین صورت روند ترویج زبان انگلیسی میان ایرانیان، سرعتی مضاعف به خود گیرد!
پروژه غربیسازی جماعت ایرانی از نوک پا تا فرق سر، اما در دوران پهلوی دوم نیز با شدت بیشتری استمرار مییابد تا آنکه وقوع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در بهمن 1357، تمام رشتههای استعمار را به تلی از پنبه بدل میسازد!
با گذشت حدود یک دهه از عمر انقلاب اسلامی، کشور در قبضه تکنوکراتهای تازه به قدرت رسیدهای قرار میگیرد که تنها راه جبران کاستیها و عقبماندگیهای جنگ تحمیلی 8 ساله را در گرو تقلید طوطیوار از تکنولوژی باختران میدانستند و بدینسان به مونتاژگران بیجیره و مواجب غربیها در ایران تبدیل شدند!
این تغییر رویکرد ایران نسبت به غرب اما محیطی بسیار مناسب را برای پیگیری مجدد اهداف معلق مانده غربیها در کشور فراهم آورد که یکی از مهمترین آنها شیوع دوباره تب یادگیری زبانهای خارجی در میان جوانان بود.
در همین هنگام، فعالیت بسیاری از موسسات آموزش زبان، که عمدتاً تحت نظر سفارتخانههای اروپایی نیز بودند، در ایران از سرگرفته میشوند.
مع الأسف این دست موسسات که خود را از هرگونه نظارتی در امان میدیدند، برطبق برنامهریزی حساب شده ای، علاوه بر آموزش زبان متبوع به نسل آیندهساز ایرانی؛ هنجارها، باورها و در یک کلام سبک زندگی غربی را به نوجوانان و جوانان جمهوری اسلامی نیز القا مینمودند!
کار به جایی میرسد که در دوران اصلاحات، از درون برخی از اساتید و زبانآموزان اعزامی این موسسات به خارج از کشور، خرابکاران آموزشدیده و جاسوسان مجرّبی بیرون میآیند که خیانت به موطنشان را نسبت به خدمت بدان، ارجح میپنداشتند!
در این بین ذکر این نکته اساسی ضروریست که یادگیری زبانی افزون بر زبان مادری، نه تنها مذموم نیست بلکه پسندیده نیز محسوب میشود چراکه میتوان با یادگیری آن، رابطهای سهلالوصول با مردمان سایر کشورها برقرار کرد و از تجربیات آنها استفاده نمود، اما زمانی که این یادگیری زبان جدید با تغییر هنجارهای اجتماعی و تحمیل انحطاطات اخلاقی بر زبانآموز همراه شود، آنگاه نداستن آن مفیدتر از دانستنش خواهد بود.
در این راستا، رهبری فرزانه انقلاب در دیدار اخیرشان با اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی چنین میفرمایند: «كتابهاى آموزش زبان. خب میدانيد، الان آموزش زبان انگليسى خيلى رواج پيدا كرده، آموزشگاههاى فراوانى بهوجود مىآورند. خب، مراكز آموزش هست؛ همه كتابهاى آموزش كه خيلى هم با شيوههاى جديد و خوبى اين كتابهاى زبان انگليسى تدوين شده، منتقلكننده سبك زندگى غربى است، سبك زندگى انگليسى است. خب اين بچه ما، اين نوجوان ما و جوان ما اين را میخواند، فقط زبان ياد نمیگيرد؛ حتّى ممكن است آن زبان يادش برود، اما آنچه بيشتر در او اثر میگذارد آن تأثير و انطباعى كه بر اثر خواندن اين كتاب از سبك زندگى غربى در وجود او بهوجود مىآيد؛ اين از بين نمىرود؛ اين كارها را دارند میكنند.*(19/9/1392)»
طی سالیان گذشته در کشور ما، کتابهای «interchange» بعنوان کتب مرجع در زمینه آموزش عمومی زبان انگلیسی شناخته میشدند که اخیراً جای خود را به سری کتابهای جدیدالورود «English Result» دادهاند.
با تدقیق و تأمل بر محتوای سری کتب English Result که در اکثر قریب به اتفاق آموزشگاههای زبان انگلیسی کشور در حال تدریس است، میتوان به نکاتی جالب و البته تأسف برانگیزی دست پیدا کرد!
بعنوان مثال در جلد نخست یا Elementary سری English Result، زبانآموزی که تجربه هیچگونه آشنایی با زبان انگلیسی را ندارد، در همان ابتدای یادگریاش، میبایست معنی لغاتی همچون Pet(حیوانخانگی[سگ])؛ Pub & Wine(محلفروشمُسکرات)؛ Church(کلیسا)؛ Pork(گوشتخوک)؛ Boy & Girl Friends(دوستی با جنسمخالف)؛ Dancing(رقص و پایکوبی)؛ Spy(جاسوسی) و ... را بداند با بیوگرافی و حتی تاریخ تولد(!) بازیگران و خوانندگان مبتذلی مانند George Clooney؛ Madonna؛ Brad Pitt؛ Nicole Kidman؛ Enrique Iglesias؛ John Lennon آشنایی داشته و آنها را برای قبولی در امتحان Final بهخاطر بسپارد!
موارد فوق تنها نمونهای کوچک و جزئی از ترویج سبک زندگی منحط غربی در کلاسهای آموزش زبان کشور است که لزوم بازبینی و تغییر فوری محتوای کتابهای آموزش زبان را دوچندان میکند.
لازم است بدانیم که در بسیاری از کشورهای غیرانگلیسی زبان، محتوای کتب آموزشی زبان بیگانه توسط کارشناسان فرهنگی و متخصصین زبانشناس همان کشور تهیه و تدوین شده و سعی میشود که درون این کتابها، مفاهیمی منطبق و همراستا با مذهب، فرهنگ بومی و رسم و رسوم ملی در آن گنجانده شود؛ اما متأسفانه ما در کشور خودمان نه تنها شاهد هیچگونه تولیدی در زمینه آموزش زبانهای بیگانه در عین حفظ فرهنگ اصیل اسلامی/ایرانی نبوده و نیستیم بلکه هیچ نظارت و ممیزی را نیز بر محتوای هنجارشکن و غیراخلاقی کتابهای وارداتی اعمال نمینماییم!
در این شرایط از کودک و نوجوان این مرز و بوم که زیر بمباران دائم "انیمیشنهای والتدیزنی" و "عروسکها و لوازمالتحریر شخصیتهای کارتونی غربی" و "کتابهای آموزش زبان آنچنانی" است، چه توقعی میرود که در آیندهای نه چندان دور، سرباز جان بر کف اسلام و انقلابش بوده و سر تعظیم در مقابل مستکبرین جهانی فرود نیاورد!
کوتاه سخن آنکه شایسته است با توجه به تواصی مؤکد رهبری معظم انقلاب مبنی بر وجوب مقابله با تهاجمات فرهنگی دشمن غربی، کار امروز را به فردا وانگذارده و مروج سبک زندگی اسلامی/ ایرانی در میان نوباوگان ایران عزیز باشیم.