به مناسبت صد و بیست و دومین سالگرد اختراع سینما- بخش دوم
سینما؛ بستری دیگر برای رونمایی از خودباختگی حکام جور
محمدرضا محقق
جالب است که در دوران ورود سینماتوگراف به ایران، اهالی خودباخته و مرعوب حکومتی معتقد بودند که کار سينما را بايد خارجىها برعهده گيرند و لذا فعاليتهاى سينمادارى را در ایران آن دوران، افراد غير ايرانى شکل دادند. فیلمسازی نیز تقریبا با چنین رویکرد منفعلانه و مرعوبانهای شکل گرفت.
با انقلاب مشروطه مجدداً اولين مباشران سينما در ايران غیر ایرانی بودند. کسانی نظیر روسىخان (ايوانف)، آقايوف، اسماعيلوف، لوين و ياکوسبن. اولين ايرانى هم که نخستين فيلم ناطق را مىسازد، در خارج از ایران و در کشور هند به کار فیلمسازی میپردازد! اینها همه گویای این نکته است و گواه این حقیقت و واقعیت تلخ که از همان ابتدا، اقتباس و تقليد، ساختار سينماى ايران را دچار تشتت کرد و بنايى بدون استحکام، فکر، ذوق و سليقه ایرانی و اسلامی و بیتوجه به ویژگیهای بومی و ارزشهای مذهبی و قومی شکل گرفت.
تأثیر مخرب سینمای رژیم شاه در امتداد نگاه متدینین به این هنر
یکی از این مضرات که حتی تاکنون نیز آثارش بر بعضی از اذهان باقی است نوع تصویر و تصوری است که در ذهن بسیاری از متدینین جامعه نسبت به سینما و سینماگر پدید آورد که حتی با وقوع انقلاب هم عوض نشد و هنوز بقایایش باقی است.
باید بپذیریم که هنوز که هنوز است و پس از گذشت سالها و ایجاد این همه تغییرات بعضی از متدینین یا دیگر اقشار جامعه سینما را از منظر تردید و خوف و با اکره و انکار مینگرند و به بخشهایی از طیف سینماگران هنوز اعتماد و به تولیداتشان اطمینان چندانی ندارند!
البته این وضعیت تا حدودی قابل فهم است. چراکه اینها بقایای همان سیطره وحشتناک و نابودکننده فیلم فارسی مبتذل و وقیح است که بر سینمای کشور و در بخشهای وسیعی سایه افکنده بود و کرد آنچه کرد.
انقلاب؛ تولدی دیگر برای سینما در بستر آرمانهای دینی و ملی
موضوع منویات و فرامین امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی و بازتابشان در هنر والا و برجسته سینما برخلاف تصور عده ای، موضوعی بسیار حیاتی، پیچیده و نیازمند تدبیر و تدبر و دقت وافی و کافی است تا بتوان به درک درست و جامع و مانعی از آن نایل آمد.
موضوعی که هم نیازمند شناخت و فهم درخوری از امام است و هم تلقی استاندارد و معتبری از هنر سینما و فقدان یکی از این دو شاخصه و مولفه میتواند راه را تبدیل به بیراهه کند و انسان را از مقصد بازدارد.
امام یک عارف کامل و یک فقیه مجتهد جامع الشرایط بود.یک رهبر انقلابی و یک مبارز به تمام معنا با یک سیره و روش مبتنی بر مبانی ناب اسلام حقیقی.
سینما هم یک هنر والا و مدرن و به عبارتی بازتاب حیات امروز بشری و آموزگار تفکر و تمدن انسان معاصر است.
تجلی امام با آن ویژگیها در هنری همچون سینما با این مختصات، نیازمند هنرمندی است که هم اهل شناخت هر دو حوزه آنطور که باید و شاید باشد و هم اهل مجاهدت و ممارست و تامل و دقت.
انقلاب اسلامی به مثابه پدیدهای فرهنگی در تعامل با هنر سینما
پدیده انقلاب اسلامی هم یک پدیده فرهنگی بود. این حقیقت از شعارهای مردم و رهبران انقلاب کاملا هویداست. بازخوانی سخنان و بیانیههای امام خمینی در طول نهضت و سالهای اوج انقلاب و پیش و پس از پیروزی نمایانگر همین حقیقت است.ما در تمامی این سخنان و خواستهها با یک رهیافت و رویکرد فرهنگی و سیاسی روبروییم.
این واقعیت غیر قابل انکار است. اما آنچه مهمتر از اصل پیروزی انقلاب است حفظ و استمرار آن حضرت و رسیدن و یا گام برداشتن در راه آن شعارها و آرمانهاست.
واقعیت آن است که آلام و آمال مردم ایران در آینه حرکت و گفتار و رفتار امام خمینی بازتاب و نمودی حقیقی و جامع و مانع یافت و همین دلیل پشتیبانی مردم از حرکت ایشان بود که منجر به بزرگترین انقلاب قرن و عظیمترین حرکت تاریخی ملت ایران در دوران حیات سیاسیاش شد.
اولین نطق تاریخی امام در میهن و توجه به سینما!
امام خمینی در اولین سخنرانیشان پس از بازگشت به ایران در بهمن سال1357 در بهشت زهرا(س) در جملاتی مهم و تاریخی به یکی از مهمترین موضوعات جامعه و مسایل مبتلابه آن اشاره کردند.موضوعی که آنقدر اهمیت داشت که امام در اولین سخنرانی خود که کانون تمام توجهات میشود و برای همیشه تاریخ در ذهنها میماند به آن موضوعاشاره و موضع خود را درباره آن اعلام کنند.
جمله امام درباره سینما بود: «ما با سینما مخالف نیستیم. ما با فحشا مخالفیم».
امام امت با همین دو جمله کوتاه پاسخ دو گروه را دادند.گروه اول کسانی که اصل سینما را نفی و مخالف اسلام و دیانت میپنداشتند و خواستار هدم مطلق آن بودند و گروه دوم که سینما و اساسا هنر را ابزاری برای اشاعه فساد و فحشا میخواستند.
منطق امام امت منطق اسلام ناب بود و در گزاره اسلام ناب نه جایی برای افراط هست و نه محلی برای تفریط.
امام اما با اصالت سینما موافقند و رذالت را در آن نمیپسندند همانطور که در هر چیز دیگری.اما آنچه باعث میشود امام در این نطق تاریخی به سینما اشاره مستقیم کند حاکی از آگاهی و درک ایشان بر جایگاه تاثیرگذار سینما در جامعه است.
سینمای انقلاب؛ دستاوردهای بزرگ و راههای سخت
یکی از بزرگترین دستاوردهای سینمای پس از انقلاب برچیدهشدن بساط سینمای معروف به «فیلم فارسی» زمان رژیم گذشته بود که انصافا روی هرچه سخافت و وقاحت را سفید کرده بود.سینمایی که جز ابتذال چیزی در چنته نداشت و از فرط سستی و سطحی پسندی، مخاطب را به دریوزگی قلقلک پستترین وجوه حیوانیش ترغیب و تهییج میکرد.
سینمایی که زن بارگی را سرلوحه خویش برگزیده و آنچنان در ابتذال فرو رفته بود که واقعا نمونه آن را در هیچ دورهای از سینمای هیچیک از کشورهای دنیا شاهد نبوده و نخواهیم بود. سینمای پیش از انقلاب فاقد هرگونه ارزش هنری و محتوایی بود و تا خرخره در سطحی زدگی و پستی فرو رفته بود.
سینمایی بیهویت و پوچ که نمونه عینیاش نمودی ذهنی بود در فکر خراب و بیمار نویسنده و کارگردان و فیلمسازان هم قطارشان در عرصه فیلمفارسیهای آن دوره. و الا کدام مردم کوچه و بازار را در کجای این مملکت در کدام دوران سراغ دارید که ما به ازای بیرونیاش بشود شخصیتهای فیلم فارسی؟
سینمای پیش از انقلاب مایه ننگ و بیآبرویی برای ملت ایران بود.گرچه هیچ جایگاه و پایگاهی در میان قاطبه ملت نداشت ولی در عین حال سینما را به عنوان هنر مسلط جامعه در اختیار داشت و مضرات فراوانی به همراه.