کد خبر: ۱۲۲۸۰۶
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۰

سلام بر اقتدار، درود بر حضور(نگاه)



 ع- ثقفی
 
 اعترافات بازداشت شدگان اغتشاشات اخیر، به خوبی از 2 مسئله مهم پرده برداشت:
شروع این شورش هرگز در اعتراض به مسائل اقتصادی نبوده و این جریان با دو فاز نرم و سختِ اعتراض اقتصادی و اغتشاش اجتماعی، طراحی و اجرا شده است.
آشوب‌طلبان در همان بدو دستگیری احساساتی شده و با‌گریه، پته اربابانشان را روی آب ریخته و ادعا کرده‌اند که در تخریب و آتش زدن مساجد و حسینیه‌ها و کشتن افراد بی‌گناه نیز از روی احساسات عمل کرده و جوگیر شده‌اند!
علی‌رغم این واقعیت برملا شده اکنون یک سؤال مهم در برابر وجدان تاریخی مردم قرار دارد و آن اینکه چرا دشمنِ عیان - در عین دشمنی عیان‌تر خود - سعی دارد خود و اهداف خود را در لایه‌ها و لفافه‌های دروغینی چون تجمع مردم و فقرِ همین مردم پنهان کند؟ دشمن به‌راستی از چه می‌ترسد که جرأت ابراز وجود علنی نداشته و هربار پشت حربه‌ای تازه پنهان می‌شود و دستاویزی جدید برای داستان نفوذ خود می‌تراشد؟
سؤال بعدی اینکه مدل طراحی و روش ساخت این بهانه‌ها و دستاویزها از کجا به دست دشمن می‌رسد؟ آیا دشمن این فتنه‌ها را خود خلق می‌کند و یا به این مدل از جایی دیگر دست می‌یابد؟
و سؤال از همه مهم‌تر اینکه این روش و متد در کجا آزموده شده است و ابعاد آن در کجا تنظیم وفصل بندی گردیده است؟
 شاید بهتر باشد که در پاسخ به سؤالات فوق‌الذکر، ابتدا از انتها شروع کنیم، دلیل این کار هم واضح است؛ چون اصل شفاف سازی چنین ایجاب می‌کند.
 و امّا بحث الگوی فتنه و روش خلق آن توسط دشمن یک جواب روشن بیشتر ندارد و آن اینکه دشمن مدل فتنه را که زاییده ذات اوست از تعارضات اجتماعی درون جامعه خود الگو می‌گیرد و تنظیر می‌نماید. دشمن به‌طور ذاتی در حال خلق و درگیر و گرفتار اغتشاش، آشوب، تضاد، تنافر، تعارض و کلیه حرکتهای نامتعادل اجتماعیِ از این دست در درون جامعه خود است. دشمن بطور ذاتی با مردم خود مشکل و دشمنی دارد و باز هم ذاتاً به آنها ظلم کرده و دروغ می‌گوید. دشمن اساساً با حقیقت و واقعیت مشکل دارد و این مشکل را نمی‌تواند در ادنای ذات خود با اقصای حرکت اجتماعی‌اش حل و فصل نماید. این می‌شود که دشمن از ترس آشوب ِ زاییده ذات خود، خواب خوش ندارد ودر عین نانجیبی و در حین بی‌نظمی با خلق بحران‌های پیاپی، درگیر یک ساختار نفسانی و برنامه ذاتی به نام فتنه و بحران در جوامع دارای نجابت و انتظام است. اصل فرافکنی برای دشمن ایجاب می‌کند که این آموزه مشئوم و درست‌تر بگوییم بیماری عمیق ذاتی را به سطح جوامع کشورهای مخالف خود سرایت داده و این‌سان خود را از این بیماری عمیق با توجیه فراگیری هر چند سطحی‌اش در سایر بلاد تا حدودی مبرا سازد. این آموزه دشمن، آمیزه‌ای از حقارت و ترس و مکر است. همین حقارت و ترس ِدشمن است که او را به این مکر وامی دارد - و امّا دلیل حقارت دشمن که به دنائت ذاتی او برمی گردد، محل این بحث نیست - سخن بر سر ترس دشمن است و این ترس - ترسی که ابعاد آن دشمن را وا می‌دارد که رأساً در صدد ترساندن بقیه برآید، بی‌آنکه توجه داشته باشد - ریشه در ابعاد پست وجودی او دارد و به مصداق الخائن خائف این مدل از فتنه با عنوان بحران، فقط و فقط برهمپالکی‌های حقیر او در جهان تأثیر دارد و بس.
با این تفاسیر، سؤال باقیمانده این است که چرا دشمن خود را در پشت اکاذیبی چون نارضایتی عمومی پنهان می‌کند؟ و چه اصراری در وانمود این مدعا دارد که اکثریت مردم از اسلام راستین خسته شده‌اند؟
برای پاسخ به این سؤال، رجوع به حافظه تاریخی مردم لازم است. حال اینکه چرا شعارهای اخیر به زمان رضاخان قلدر راجع است؟ اظهر من الشمس است، چون فاصله زمانی آشوبگران با آن دوره زیاد است و شنوندگان سطحی‌نگر ِاین شعارها هم حساسیت تاریخی خود را تدریجاً نسبت به آن زمان از دست داده‌اند. بر این اساس می‌شود یک طیف ساده اندیش حدوداً صد نفره را به میدان اغتشاشی چنین جلب کرد. نکته بعدی هم اینکه دادن آدرس غلط و نیزچهره مردمی به اغتشاش، اصل لازم در بقای آن است - چون عموم مردم با عوامل نفاق و نفوذ و مزدور اجنبی از اساس مشکل دارند و حاضر نیستند دامان خود را با هیچ‌گونه آلایه‌ای از این دست و گلایه‌ای دراین صف، آلوده سازند - از همین است که دشمن در نهایت استیصال و با اذعان بر حقارت ذاتی خود نزد ملل آگاه، از معرفی عیان مزدوران و ستون پنجم خود هماره سر باز می‌زند، چون به خوبی می‌داند که عموم مردم از او و مزدورانش زخم خورده و از عمق جان بیزارند. دشمن این را خوب می‌داند که به دلیل غارتها و باجگیری‌ها و تحریم‌های پیاپی، این اوست که عرصه را بر مردم تنگ کرده است و انواع مزدوران نفوذی و غیر نفوذی‌اش هم آگاهانه و ناآگاه، سالها لطمه‌ها به جان و مال این مردم زده و آب به آسیاب او ریخته‌اند، لذا نمی‌شود که به بهانه‌های واهی مردم را مقابل انقلاب خود کشید، انقلابی که تنها پناه و مدافع مردم در برابر تاراج و جنایت دشمن بوده است. آن گاه دشمن موقتاً از حربه سیاسی کناره گرفته، تهاجم ناکام نظامی و فرهنگی خود را معطوف به بحران سازی با عنوان دادخواهی اقتصادی می‌کند و عجبا که با دستان تحریم و تاراج، می‌خواهد دست فقر جوامع را بگیرد و این بزرگترین دروغ تاریخی این قرن به مردمی است که برای این انقلاب از هیچ جانفشانی و گذشتی دریغ نکرده‌اند. مردمی که آگاهانه به اقتدار تام نظامشان سلام می‌کنند و نظامی که سرفرازانه به حضورمستمر مردمش درود می‌فرستد.
والسلام