آقا زردک میخواهی؟!(اخبار ادبی و هنری)
یکی از وبسایتهای زنجیرهای، جرقه اعتراضات برخی مردم که به اغتشاشات اخیر انجامید را ناشی از اعتراض «سلبریتیها» دانست!
لازم به ذکر است که مردم به وضعیت سخت معیشت معترض بودند، به گرانی نان و تخممرغ و دیگر ارزاق عمومی اعتراض داشتند، اعتراضشان به بیکاری و اوضاع نابسامان اقتصادی و مانند آن بود. اما حضرات سلبریتی به چه موضوعی معترض بودند؟ شاید باور کردنی نباشد اما آنها نه به گرانی گوشت و مرغ و تخممرغ و نان و ... که درد اصلی مردم بوده و هست بلکه به گران شدن عوارض خروج از کشور اعتراض کردند! حکایت آن ضربالمثل معروف است که میگفت:
«یکی میمرد ز درد بینوایی، یکی میگفت آقا زردک میخواهی؟!»
یعنی این حضرات که اغلب با اتومبیلهای آنچنانی رفت و آمد کرده و خرج روزمرهشان بیش از حقوق چند ماه یک شهروند عادی است و نه تنها از گرانیها ککشان نمیگزد بلکه به دلیل درآمدهای بیحساب و کتابشان اصلا آن را درک نمیکنند، تنها دغدغه و مشکلشان این است که وقتی برای سفرهای چند ده میلیونی خود به اروپا و آمریکا میروند، با گران شدن عوارض خروج از کشور چه کنند؟!
ملاحظه میفرمایید تفاوت از کجا تا به کجا است؟ یعنی ببینید که دغدغهها و دلمشغولیهای برخی از اهالی این سینما تا چه اندازه از مردم دور است. آیا سینمایی با چنین عواملی اساسا ربطی به مردم پیدا میکند؟! آیا فاصله نجومی این سینما با دغدغهها و باورها و ارزشهای مردم ایران از همین تفاوتها مشخص نمیشود؟ آیا این یک نشانه و دلیل بر گریز بیش از 96 درصد مردم ایران از این سینما نیست؟
اینجاست که وقتی تفاوت و فاصله دغدغهها و ارزشها از زمین تا آسمان شد، به تدریج همه آنچه را که تا دیروز عَلَم کرده و زیر آن عَلَم سینه میزدند رنگ میبازد. حالا دیگر همین به اصطلاح سلبریتیها از آشوبگران و اغتشاشگران دفاع کرده و نگران دستگیری کسانی هستند که پرچم ایران را آتش زدند، به اموال عمومی تجاوز کرده و به روی مردم شلیک کردند و تیمهای ترور تشکیل دادند و ...
حالا سلبریتیها نگران اغتشاشگرانی هستند که از سوی آمریکا و اسراییل و سعودی شارژ شده و با گروههای تکفیری تروریستی مانند داعش و منافقین هم کاسه گردیده اند. قبلا هم همین حضرات از تروریستها دفاع کرده بودند وقتی نسبت به فیلمی که تنها بخشی از جنایات آنها را برملا ساخته بود، موضع گرفتند و آن را تحریف تاریخ خواندند! طبیعی هم هست! شاید نباید ایرادی گرفت از کسانی که همه همّوغم آنها سفر به اروپا و آمریکا و گرینکارت و «سیتی زن» شدن است. چرا که بالاخره آنها صدقههای اربابان خارجی را به وطن و آب و خاکشان ترجیح دادهاند.