چرا میگوییم فوتبال ایران استاندارد نیست؟!
سرویس ورزشی-
برای فوتبال ما آنچه که مسئله اصلی است و در اولویت قرار دارد، صعود به مراحل بالاتر در جام جهانی نیست- که اگر بشود فبهاالمراد- چون ما حتی اگر به مراحل بالاتر هم صعود کنیم در اصل ماجرا و واقعیت امر تغییری ایجاد نمیشود، مسئله اصلی فوتبال ایران همان است که بارها مثل همه کارشناسان واقعی بر آن تأکید کردهایم: «محکم کردن پایهها و فراهم آوردن زیرساختها.»
این اصلیترین و حیاتیترین کاری است که باید در فوتبال ما انجام شود. انجام این کار یعنی ایجاد امکانات باکیفیت و استاندارد کردن داشتههایی مثل لیگ و نیروی انسانی. ما از سال 1352 «لیگ» داریم، یعنی الان با صرفنظر کردن از بعضی وقفهها، ما حدود 44، 45 سال «لیگ» در فوتبال خود برگزار میکنیم! خروجی این «لیگ» چیست؟ آیا خروجی آن، تیمهایی است که در برابر نمایندگان لیگهای نوپای کشورهای همسایه با 6 و 4 گل شکست میخورند و باعث تحقیر فوتبال ملی و جریحهدار شدن احساسات تماشاگران میشوند؟! و...
از این مثالها درباره فوتبال ایران فراوان است. آری ما فوتبال داریم، اما استاندارد نیست، لیگ داریم، استاندارد نیست، زمین و ورزشگاه داریم، اما استاندارد نیست و... باید برویم سراغ کارهای اساسی و اصلی، خودمان و دیگران را فریب ندهیم، در باد جام جهانی، کم کاریها و غلطکاریهای خود را توجیه نکنیم، معنی ندارد در این مملکت پهناور ما امکانات استاندارد و محل مناسب برای برپایی اردوهای تیم ملی نداشته باشیم...!
چند روز قبل از طریق اخبار رادیو پیام اظهارنظر یکی از اساتید پژوهشگاه زلزلهشناسی را شنیدیم که هم جالب و هم قابل تأمل و هم بالاخره تاسفبار بود. بعد هم با مراجعه به یکی از سایتهای خبری، متن کامل صحبتهای ایشان را دریافت کردیم تا دقیقتر آن را مطالعه کنیم.
حرف ایشان البته درباره زلزله و آلودگی هوا و... بود، منتها این حرف بر یک اصل کلی مبتنی بود که ما با آن حرف کار داریم چون به کار ورزش و مباحث ما و گرفتاریهای ورزش ما هم میخورد. آقای زارع، استاد پژوهشگاه زلزلهشناسی میگوید: «یکی از مشکلاتی که در حال حاضر در کشور وجود دارد، این است که عموما به تحقیقاتی که پژوهشگران رشتههای مختلف انجام میدهند، بیتوجهی میشود.». ایشان در تکمیل این حرف اساسی و تاسفبار و البته نشأت گرفته از واقعیات، چند تا مثال هم میزند که مثلا «با وجود تذکرات متعدد صاحبنظران، دو ساختمان 20 طبقه روی گسل فعال یکی از مناطق شمالی تهران احداث شده است.»و یا «شهر جدید... در نزدیکی گسل زلزلهخیز مشاء احداث شده است.» و همچنین ایشان درباره «مسئله آلودگی هوا» نیز نمونهای از تذکر صاحبنظران و بیتوجهی مسئولان را ذکر میکند و در پایان میگوید: «مشکل عمده [کشور ما] تحقیقات نیست، بلکه مسئله اصلی، عدم استفاده از تحقیقات و نظرات صاحبنظران و به کار نبستن پژوهشهای همهجانبه در اجرایی و عملیاتی کردن پروژههاست.»
متاسفانه این معضل در بسیاری از مسائل و مشکلات مملکت از جمله «ورزش» بروز میکند و دلیل اصلی و اصلیترین دلیل آن هم بدون تردید «منافع» است! یعنی چون منافع یک گروه و چند نفر در این حوزه و آن عرصه، چنین ایجاب میکند که نظریات کارشناسی و علمی پژوهشگران، جدی گرفته نشود و نادیده گرفته شود، پس نادیده گرفته میشود و... تا سودی سرشار عاید گروهی منفعتجوی هوسباز بشود ولو به قیمت به بار آمدن فاجعههای اجتماعی و ملی ولو به بهای آلودگی هوا و قربانی شدن تعدادی از هموطنان به علت مشکلات تنفسی و ریوی و... الخ!
در ورزش هم خیلی وقتها دیده شده است که مسئولان و مدیران آنقدر که به حرف «رزومهداران»!! بیخاصیت و مشاورانآویزان و تحمیلی و آدمهای چاپلوس و بیسواد و بیشخصیت و در یک کلام عقبماندههای فرهنگی، توجه میکنند و به ساز آنها حرکت میکنند کمتر به حرف آدمهای خبره و نظرات کارشناسانه و انتقادات سازنده و علمی بها میدهند.
دیگر بیش از این توضیح نمیدهیم فقط این جمله را در پایان میآوریم که ورزش و اقدامات عملی و اجرایی آن نباید در مسیری حرکت کند که منطبق با نظریات علمی و مغایر با آراء صاحبنظران واقعی ورزش نباشد، چون در آن صورت ورزش بدون شک در بیراهه گام برمیدارد و نمیتواند اهداف مورد نظر را تحقق بخشد.