ردپای 60 سال خیانت و جنایت - روایتی مستند از دخالتها و جنایات آمریکا در ایران 1392-1332
پشت پرده اغتشاشات 14 آبان57 (پاورقی)
حال ببينيم که روز بعد از سيزده آبان چه اتفاقي ميافتد. گريسيک، در مورد حوادث 14 آبان ميگويد:
Research@kayhan.ir
تالیف: کامران غضنفری
" در روز پنجم نوامبر [چهاردهم آبان]، روز بعد از ملاقات سوليوان با شاه، تهران منفجر گرديد. در عکسالعمل نسبت به برخورد در دانشگاه تهران در روز گذشته، يعني مکاني که سربازان بر روي دانشجويان (به خاطر پايين کشيدن مجسمه شاه) آتشگشودند، مردم به خيابانها ريختند. در يک حمله هماهنگ، نشانههاي حضور غرب يعني بانکها، فروشگاههاي مشروبات الکلي، سينماها، موسسات تجاري غربي و هتلهاي توريستي به آتش کشيده شدند."41
سوليوان، نيز در مورد روز چهاردهم آبان چنين ميگويد:
" صبح روز پنجم نوامبر، گروهي مجهز به وسايل آتشزا در خيابانهاي اصلي شهر به راه افتادند و با برنامه از قبل تدوين شده، ساختمانهايي را که قبلاً نشان کرده بودند، آتشزدند. بسياري از بناهايي که طعمه حريق شد، ساختمان بانکها و سينماها يا مغازههاي مشروبفروشي بود. چند شرکت و هتل هم طعمه حريق شدند و در عرض دو ساعت آتش و دود سر تا سر شهر را فرا گرفت، گويي تمام شهر در آتش ميسوخت."42
امـّا آيا به راستي ماجراي آتشسوزيهاي گسترده در سطح شهر تهران در روز چهاردهم آبان 1357، کار مردم عادي بود؟
«منصور رفيعزاده»، نماينده ساواک در آمريکا، و کسي که حدود بيستسال مسئول پايگاه ساواک در آمريکا بوده است، در کتاب خود اظهار ميدارد که حوادث روز چهاردهم آبان، نقشه خود شاه بوده که ساواک ميبايست آن را اجرا ميکرد. وي ميگويد:
"بعدها تيمسار اويسي گفت که شاه بهطور محرمانه او را احضار نمود و از او خواست که جلوي سربازان خود را در ممانعت از ايجاد حريق توسط خرابکاران ساواک بگيرد ... اويسي دستش را به علامت تسليم بلند کرد و گفت: من دستورات اعليحضرت را اطاعت ميکنم، امـّا ميخواهم به اطلاع شاهنشاه برسانم که اگر روزي لازم باشد عکس آن دستورات اجرا گردد، کاري غيرممکن خواهد بود ... مردم و شيرازه کار از کنترل خارج شدهاند. شاه ناراحت شد و گفت: مسلسلهاي ما آنها را ساکت خواهند کرد. اويسي گفت که کاخ شاه را با دستورات اکيد در مورد عدم دخالت در آتشسوزيها و خرابيها ترک کرده است."43
سيروس پرهام نيز در کتاب خود مينويسد:
" در روز 14 آبان، به کلانتريها و مأموران فرمانداري نظامي گفته شد که از صحنه دور شوند و ممانعتي بهعمل نياورند و گاردهاي مسلح غير نظامي، از جمله محافظين شرکت گاز نيز از روز قبل خلع سلاح گرديدند." 44
کلايد تيلور (از اعضاي سفارت آمريکا) در گزارش مورخ 15 نوامبر 1978 (24 آبان 57) اشاره کرده که دکتر بهمن همايون (معاون رئيس کل بانک مرکزي ايران) در ملاقات روز سيزدهم نوامبر با وي، با اشاره به وقايع پنجم نوامبر (14 آبان) اظهار داشت:
" عناصر امنيتي دولتي با همدستي ارتش، اعمال خرابکاري در ساختمانهاي متعددي مرتکب شدند. او ميگفت گروههاي 12 تا 30 نفره کساني بودند که واقعاً حملات پيچيدهتري مانند آتشزدن يک ساختمان بهوسيله بمب را مرتکب شدند ... آنهائي که حملهها را روي مکانهايي مانند تئاترها و بانکها و ساختمانهاي اداري بزرگ انجام ميدادند، واقعاً نيروهاي امنيتي بودند."45
سوليوان (سفير آمريکا) در يک گزارش " خيليمحرمانه " که در روز پنجم نوامبر 1978 براي وزارت خارجه آمريکا ارسال ميکند ميگويد:
" آزادي که امروز اخلالگران از آن بهرهمند بودند، شگفتآور بود."46 «آنتوني پارسونز» سفير انگليس در ايران نيز مشاهدات خود در روز چهاردهم آبان را بدين گونه شرح ميدهد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است
تالیف: کامران غضنفری
" در روز پنجم نوامبر [چهاردهم آبان]، روز بعد از ملاقات سوليوان با شاه، تهران منفجر گرديد. در عکسالعمل نسبت به برخورد در دانشگاه تهران در روز گذشته، يعني مکاني که سربازان بر روي دانشجويان (به خاطر پايين کشيدن مجسمه شاه) آتشگشودند، مردم به خيابانها ريختند. در يک حمله هماهنگ، نشانههاي حضور غرب يعني بانکها، فروشگاههاي مشروبات الکلي، سينماها، موسسات تجاري غربي و هتلهاي توريستي به آتش کشيده شدند."41
سوليوان، نيز در مورد روز چهاردهم آبان چنين ميگويد:
" صبح روز پنجم نوامبر، گروهي مجهز به وسايل آتشزا در خيابانهاي اصلي شهر به راه افتادند و با برنامه از قبل تدوين شده، ساختمانهايي را که قبلاً نشان کرده بودند، آتشزدند. بسياري از بناهايي که طعمه حريق شد، ساختمان بانکها و سينماها يا مغازههاي مشروبفروشي بود. چند شرکت و هتل هم طعمه حريق شدند و در عرض دو ساعت آتش و دود سر تا سر شهر را فرا گرفت، گويي تمام شهر در آتش ميسوخت."42
امـّا آيا به راستي ماجراي آتشسوزيهاي گسترده در سطح شهر تهران در روز چهاردهم آبان 1357، کار مردم عادي بود؟
«منصور رفيعزاده»، نماينده ساواک در آمريکا، و کسي که حدود بيستسال مسئول پايگاه ساواک در آمريکا بوده است، در کتاب خود اظهار ميدارد که حوادث روز چهاردهم آبان، نقشه خود شاه بوده که ساواک ميبايست آن را اجرا ميکرد. وي ميگويد:
"بعدها تيمسار اويسي گفت که شاه بهطور محرمانه او را احضار نمود و از او خواست که جلوي سربازان خود را در ممانعت از ايجاد حريق توسط خرابکاران ساواک بگيرد ... اويسي دستش را به علامت تسليم بلند کرد و گفت: من دستورات اعليحضرت را اطاعت ميکنم، امـّا ميخواهم به اطلاع شاهنشاه برسانم که اگر روزي لازم باشد عکس آن دستورات اجرا گردد، کاري غيرممکن خواهد بود ... مردم و شيرازه کار از کنترل خارج شدهاند. شاه ناراحت شد و گفت: مسلسلهاي ما آنها را ساکت خواهند کرد. اويسي گفت که کاخ شاه را با دستورات اکيد در مورد عدم دخالت در آتشسوزيها و خرابيها ترک کرده است."43
سيروس پرهام نيز در کتاب خود مينويسد:
" در روز 14 آبان، به کلانتريها و مأموران فرمانداري نظامي گفته شد که از صحنه دور شوند و ممانعتي بهعمل نياورند و گاردهاي مسلح غير نظامي، از جمله محافظين شرکت گاز نيز از روز قبل خلع سلاح گرديدند." 44
کلايد تيلور (از اعضاي سفارت آمريکا) در گزارش مورخ 15 نوامبر 1978 (24 آبان 57) اشاره کرده که دکتر بهمن همايون (معاون رئيس کل بانک مرکزي ايران) در ملاقات روز سيزدهم نوامبر با وي، با اشاره به وقايع پنجم نوامبر (14 آبان) اظهار داشت:
" عناصر امنيتي دولتي با همدستي ارتش، اعمال خرابکاري در ساختمانهاي متعددي مرتکب شدند. او ميگفت گروههاي 12 تا 30 نفره کساني بودند که واقعاً حملات پيچيدهتري مانند آتشزدن يک ساختمان بهوسيله بمب را مرتکب شدند ... آنهائي که حملهها را روي مکانهايي مانند تئاترها و بانکها و ساختمانهاي اداري بزرگ انجام ميدادند، واقعاً نيروهاي امنيتي بودند."45
سوليوان (سفير آمريکا) در يک گزارش " خيليمحرمانه " که در روز پنجم نوامبر 1978 براي وزارت خارجه آمريکا ارسال ميکند ميگويد:
" آزادي که امروز اخلالگران از آن بهرهمند بودند، شگفتآور بود."46 «آنتوني پارسونز» سفير انگليس در ايران نيز مشاهدات خود در روز چهاردهم آبان را بدين گونه شرح ميدهد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است